مانیفست 12، شارلی ابدو، برنارد لوی، کمونیسم کارگری
گفتاری درزمینه پیوندهای چپ با بورژوازی مسلط ترانس آتلانتیک با بررسی مورد مشخص واقعۀ شارلی ابدو.
گفتاری درزمینه پیوندهای چپ با بورژوازی مسلط ترانس آتلانتیک با بررسی مورد مشخص واقعۀ شارلی ابدو.
البته سر خم نکردن در برابر اقویا خیلی دشوار است و فریب دادن ضعفا خیلی سودمند. مالکین را رنجاندن به معنای انکار مالکیت است. صرفنظر کردن از مزد کاری که انجام می دهی، در برخی مواقع به معنای انصراف از کار است. و امتناع کردن از معروفیت در کنار اقویا، در اغلب موارد یعنی کلاً روی گرداندن از شهرت. برای این کارها شهامت لازم است.
سخنرانی و پرسش و پاسخ در باره زمینه های جهانی تحولات دنباس پس از نبرد دبالتسوو و شکست ارتش اوکراین و تأثیرات آن در مناسبات بین المللی و آرایش بورژوازی در ایران و چالشهای ایدئولوژیک نوین در مقابل کمونیسم معاصر
بحثی درباره تحولات یونان پس از پیروزی انتخاباتی سیریزا، مضمون تحولات، چشم اندازهای آن و اصول سیاست کمونیستی در برخورد به آن
این آن زبان آشنا و مشترک سرمایه است که با آهنگی یک نواخت در همه جا شنیده می شود. آقای همه صندوق بین المللی پول است. حتی اگر مثل دولت چین در رأس بلوکی قرار داشته باشند که در جدال با همان صندوق بین المللی پول نیز قرار دارد، باز سیاست همانی است که این صندوق به عنوان مرکز فرماندهی لیبرالیسم بازار آزادی تجویز می کند.
واقعۀ شارلی ابدو بر متن بحران فزاینده ای در مناسبات بین المللی واقع می شود که ریشه های آن به طور بلاواسطه ای در موانع موجود بر سر راه انباشت سرمایه قرار دارند و به تخاصمات روزافزون بین بلوکهای متخاصم بورژوازی منجر شده و می شوند. میدان شارلی ابدو نباید مایۀ انحراف توجه کمونیستها به این ریشه ها گردد. پس از شارلی ابدو نیز وظیفه کماکان همان است که بود: تدارک سازمانیابی کمونیستی بر محور پیکار طبقاتی.
شارلی ابدو نیز جزیی از این دستگاه ژورنالیسم سرمایه داری معاصر بود. نه به خاطر کاریکاتورهایش علیه اسلام ومحمد. بلکه به خاطر رنگ زدن مواضع هژمونیک بورژوازی ترانس آتلانتیک با کاریکاتوریسم چپ. به این دلیل که با نشریه اش، ستیزی موهوم را جایگزین افشای مناسباتی می کرد که جهان امروز را در آستانه سقوط به قهقرا قرار داده است.
اکنون دیگر سکوت در مقابل این تعرضات حاکمان نوپای دنباس و غاصبان دولتهای خلقی دونتسک و لوگانسک به بهانه حفظ وحدت در مبارزه بر علیه تعرض لیبرال-فاشیستی بلوک بندی سرمایه داری غربی جایز نیست. اکنون دیگر هر اقدام ضد انقلابی این الیت نوپا را باید افشا نمود و به مقابله با آن برخاست. این کمترین کاری است که میتوان برای پرولتاریای دنباس انجام داد.
استثمار و بهره کشی از کارگران فقط محدود به مرز های اروپای غربی نیست، در شرق اروپا از جمله اوکراین هم کارگران در زیر سلطه سرمایه اند و مبارزه آنان بر علیه سرنوشت شومی که سلطه سرمایه برای آنان تدارک دیده است، سرنوشت ما را نیز رقم خواهد زد.
خانم نیکوروان با لحظه ای تعمق و با اندکی حس همدردی می توانست به این واقعیت بدیهی پی ببرد که اگر فعالین سندیکای هفت تپه تنها از بخشی از درآمد دوستان نزدیک خانم نیکوروان نیز برخوردار بودند، چه بسا به گونه ای دیگر رفتار می کردند و امروز هم کماکان مانند "قهرمانان" از کنج زندان مصاحبه ها می کردند و بیانیه های مطبوعاتی صادر می نمودند. نه، خانم نیکوروان هیچ کدام از اینها را نه حس می کند و نه درک. اگر حس می کرد و اگر درک می کرد، آنگاه چه بسا می فهمید که تعهد کارگری که برای نجات اعضاء خانواده اش تن به این معاهده می دهد، شاید لحظۀ بلوغ فعال امروز جنبش و رهبری توانا در آینده است.
درباره مبارزه طبقاتی در دنباس، تعرض سرمایه الیگارشیک، نقش روسیه، ترکیب و آرایش نیروهای درگیر در جدال، دشواری های پرولتاریای کمونیست در دنباس و چشم اندازهای احتمالی، (فایل صوتی)
پ ک ک، روژآوا و کنفدرالیسم دمکراتیک، خودگردانی و جامعه مدنی و دمکراسی، انتقاد کمونیستی
"پید و آمریکا از دو سال پیش گفتگوهایشان را آغاز کرده اند. اما برای نرنجاندن ترکیه، واشنگتن ترجیح داد که گفتگوها زیر رادار [یعنی پنهانی] بمانند". بینگو. دم خروس پروژۀ رهائیبش چپ، مأوای چپ بیخانمان شده، منشأ امید آینده، الگوی چپ برای قرن جدید از زیر قبا بیرون زد. زنده باد سوسیالیسم آمریکائی.
طبقۀ کارگر خاورمیانه نیز اگر میخواهد که در ترسیم آینده منطقه نقشی ایفا کند، چاره ای جز اندیشیدن به پاسخی برای کل منطقه ندارد. طبقه کارگری که نتواند به چنین پاسخ فراگیری برای کل منطقه و بر علیه ارتجاع کل منطقه بیندیشد، چاره ای جز تبدیل شدن به زائدۀ این یا آن گروهبندی بورژوازی نخواهد داشت. جدال در خاورمیانه در سطحی منطقه ای در جریان است. نیروئی که در سطح ملی محدود بماند، به ناچار تابعی از نیروهائی خواهد بود که در سطحی پایه ای تر در حال نبردند.
سرنوشت خاورمیانه چه خواهد شد؟ دلایل پایه ای عروج داعش را در کجا باید جست؟ کدام نیروها سرنوشت آینده خاورمیانه را رقم می زنند؟ پاسخ کمونیسم معاصر به معضلات کهنۀ حق تعیین سرنوشت و تمامیت ارضی چه می تواند باشد؟ پیش شرطهای تأمید دخالتگری کمونیستی در خاورمیانه کدامند و استراتژی کمونیستی چگونه باید این پیش شرطها را تأمین کند؟