جنگ اخیر در منطقه، بار دیگر جایگاه کانونی عراق را به مثابه گرهگاهی استراتژیک در معادلات ژئوپلیتیک میان قدرتهای فرامنطقهای و بازیگران منطقهای به اثبات رساند. برخلاف کشورهای حاشیه حوزه خلیجفارس، عراق نه در مدار انقیاد واشنگتن قرار گرفت و نه بطور کامل در مدار نفوذ ایران.
در یک طرف، نهاد نظامی-اجتماعی حشدالشعبی قرار دارد که در چهارچوب رسمی نیروهای مسلح عراق قرار گرفت و با ساختاری متشکل از نود هزار نیروی آموزشدیده و توانمند در تولید پهپاد، در جنگ با متجاوزین آمریکائی-اسرائیلی در کنار ائتلاف ایران قرار گرفت، و نیاز لجستیکی واشنگتن به سوختگیری جنگندهها در آسمان عراق و را مختل نمود. پایگاههای آمریکا در اقلیم کردستان و نیز اردوگاههای احزاب مسلح کومله و دمکرات و پژاک و پاک به عنوان متحدان آمریکا و اسرائیل، از روز نخست جنگ در تیررس نیروهای مقاومت عراقی بوده و هستند. اما اگر این نیروی نزدیک به ایران به مهمترین مانع راهبردی واشنگتن در عراق عمل می کند، در عوض آمریکا علاوه بر وجود پایگاههای نظامی در خاک عراق و کرنش رهبران اقلیم کردستان، بلوکه نمودن درآمدهای نفتی این کشور را در شرایطی که بیش از ۹۰ درصد کل درآمدهای دولت و بودجه عمومی کشور عراق از فروش نفت است، به مثابه اهرم فشاری به کار گرفته است که هر وقت اراده کرده است در جهت تحمیل سیاستهای خود از آن استفاده کرده و میکند. تعلیق پانصد میلیون دلار از درآمدهای نفتی، که تنها با "چرخش تاکتیکی" علی زیدی تازه به قدرت رسیده رفع شد، آخرین نمونه از تحمیل اراده آمریکا بر سرنوشت این کشور بود. تا قبل از آن نیز، کنار گذاشته شدن نوری مالکی و جلوس تاجری چون زیدی بر مسند نخست وزیری، که نشان از افول نسبی هژمونی جمهوری اسلامی ایران در موازنه پسا آتش بس در منطقه و در عراق داشت، با فریز دلارهای نفت عراق در فدرال رزرو به سرانجام رسید.
علی زیدی در کشوری عصای نخست وزیری را به دست گرفت که جهت دهنده اصلی روابط با طرفهای خارجی را نه صرفاً اراده نخبگان سیاسی کشور، بلکه ضرورتهای برخاسته از توازن شکننده قوا و منازعات مستمر بر سر تقسیم قدرت، تعیین میکند. در شرایط جنگ و آشفتگی داخلی در عراق، هیچ نهاد حاکمیتی بدون تثبیت حدی از اقتدار دولتی، قادر به حرکت و ادامه نخواهد بود. دستگیریهای نمادین به اتهام فساد در دورهی مصطفی کاظمی، که به کارمندانی دون پایه محدود میشد، اینبار میبایست کلهگندهها را هدف میگرفت. برای دولت جدید زیدی این دستگیریها تیری است با چند نشان؛ کسب مشروعیت دولتی از رهگذر پاسخ به مطالبه دیرینهی "مبارزه با مفسدین" که در یک دهه اخیر و به ویژه بعد از بلوای سراسری ۲۰۱۹ به مرکز ثقل سیاست ورزیهای دولتی کشیده شد و همزمان حذف برخی از رقبای سیاسی از صحنه و مهمتر از تمام دلایل ممکن دیگر، فشردن گلوگاههای مالی مقاومت عراق.
عملیات اخیر نیروهای مبارزه با تروریسم که با تجهیزات سنگین و نمایشی هالیوودی به بازداشت دهها تن از مسئولان سیاسی و نمایندگان پارلمان انجامید، مهمترین اقدام عملیاتی علی زیدی پس از ادای سوگند نخستوزیری و نخستین رویداد از این دست در عراق پسا صدام خوانده شد. تصمیم مبارزه با مفسدان که با حمایت نسبی همه جریانات و احزاب سیاسی کلید خورده بود، به زودی به کلافی سر در گم بدل گشت؛ تفسیرها از فساد و مفسدین همواره در فضای سیاسی عراق تشنج آمیز بوده است و در فضای سیاسی کنونی در پیوندی مستقیم با سیاست خلع سلاح گروههای مقاومت قرار دارد.
در مقطع تاریخی کنونی، دو تفسیر سیاسی از مفسد در فضای سیاسی عراق بهکار میرود. جریانات مقاومت به ویژه جنبش نجباء ریشه فساد را در حضور شرکتهای خارجی و آمریکایی جستجو میکنند. و فاسد مالی از دید آنها معطوف به سران اقلیم کردستان است که سالهاست درآمدهای نفتی را به نفع شخصی مصادره کردهاند. در مقابل، احزاب و جریاناتی که با علی زیدی همسو هستند که اکنون مقتدی صدر نیز آشکارا در صف آنان قرار گرفته است، مبارزه با فساد را به ممانعت از نقل و انتقالات مالی گروههای مقاومت تقلیل میدهند؛ ظافر العانی، یکی از نمایندگان پارلمان، سلاح گروههای شبهنظامی را حامی مفسدان دانسته است که بدون خلع سلاح آنها، مبارزه با فساد هم با شکست مواجه خواهد شد.
اقلیم کردستان با انتخاب هوشیار زیباری، که خود پروندههائی چند در فساد دارد، به عنوان واسط بین حکومت اقلیم و دولت بغداد در تحقق امر مبارزه با فساد، این پیام را صادر نمود که تافتهای جدابافته است. در میان دستگیر شدهها نیز حداقل ۷ نفر به دستور مستقیم ایالت متحده به عنوان چهرههای نزدیک به ایران قرار دارند. علی معارج وزیر نفت دولت قبلی، یکی از این چهرههاست که به اعتقاد آمریکا در دور زدن تحریمهای نفتی ایران نقش مؤثری داشته است. علاوه بر آن عدنان جمیلی، معاون وزیر نفت سابق و اولین و از شناختهترین چهرههای بازداشت شده در این جریانات، به شبکه تامین ارز مقاومت عراق و در ارتباط با هادی العامری متهم شده است.
دستگیریهای اخیر اما واکنشهای منفی درون چهارچوب هماهنگی برانگیخت؛ ائتلاف بازسازی و توسعه نسبت به دستگیری برادر و مشاوران محمدشیاع سودانی، نخست وزیر سابق و رئیس حزب، معترض شد. واکنشهای تند فرماندهان حشدالشعبی به دستگیریها، به میان آمدن پای اشخاص ذینفوذ در بانک مرکزی عراق و چالشهائی این چنین، پای رئیس شورای عالی قضائی عراق را به میان آورد. فائق زیدان، رئیس شورای عالی قضائی، به عنوان بازیگر کلیدی در تنگناهای حقوقی، فرمان "عفو مفسدان مالی در ازای بازگرداندن اموال" را صادر نمود؛ این عفو آشکارا در تضاد با تاکیدات قبلی علی زیدی، مبنی بر عدم استثنا برای متهمان فساد مالی قرار می گرفت.
خلع سلاح مقاومت، یکی از چالشی ترین تصمیمات امنیتی عراق کنونی است. چرا که سهم هر جریان سیاسی و نظامی -اعم از پیشمرگههای اقلیم، حشدالشعبی و سایر نیروها- دقیقاً محصول تاریخی از توازن قوایی است که هویت سیاسی عراق امروز را شکل داده است.
روند قطع ارتباط گروههای مقاومت با سازمان حشدالشعبی و پیوستن به نیروهای مسلح عراق، با انحلال سرایا السلام (شاخه نظامی جریان صدر) طی دستور مستقیم مقتدی صدر روندی جدی به خود گرفت و پس از آن، دو گروه دیگر کتائب امام علی و عصائب اهل الحق نیز برای تحویل تسلیحات و پیوستن به دولت عراق اعلام آمادگی کردند. سازمان بدر به رهبری هادی العامری، از همان ابتدا مواضعی میانه اتخاذ نمود. حمایت چهارچوب هماهنگی شیعی از طرح ادغام این نیروها در ارتش عراق، که به این طرح مشروعیتی سیاسی بخشیده است، احتمالا در آیندهای نزدیک بتواند جنبش ثارالله را نیز با خود همراه نماید. در طرف دیگر گردانهای سیدالشهداء و جنبش النجباء قرار دارند که از مواضع رادیکال تاکنونی خویش کوتاه نیامدهاند. جنبش النجباء طرح ادغام حشدالشعبی در نیروهای امنیتی عراق را «پروژهای آمریکایی» میداند. راهپیماییهای گسترده مردمی در بغداد و در روزهای تهاجم نظامی ائتلاف آمریکائی-صهیونیستی به ایران، مراسم تشییع تاریخی خامنه ای (که رفراندوم علیه تهاجم آمریکائی تفسیر میشود)، و شور زائران کربلا در روزهای کنونی، نیروی محرکه این جنبش بوده است تا از ابتدا بر مخالفت قطعی خود با هر گونه خلع سلاح یا ادغام اصرار ورزد.
تجاوز اخیر ائتلاف سعودی-آمریکائی به خاک عراق و وارد آوردن تلفات جانی و مالی بسیاری بر نیروهای بسیج مردمی، نیروهای درگیر خلع سلاح گروههای مقاومت را وارد تعیین تکلیفی اساسی نمود. حمله مذکور در زمانی رخ داد که دولت ادعا میکرد توانایی حفظ حاکمیت عراق در صورت خلع سلاح مقاومت را دارد. بر همین اساس بود که مقاومت عراق ضربالاجل آغاز حمله به نیروهای عربستان سعودی در ۲۳ صفر را در مقابل همان ضربالاجل ۳۰ سپتامبر مطرح نمود، با این استدلال که حتی اگر ۳۰ سپتامبر، زمانی برای خروج ائتلاف نظامی خارجی از خاک عراق باشد، تهدید سعودیها بر خاک این کشور همچنان باقی است.
دولت عراق تا کنون و در میان آتش افکار عمومی برای پاسخی مناسب به این حمله وحشیانه به دیپلماسی پناه برده است. قابل انکار نیست که حمله به مواضع نیروهای حشدالشعبی با ساختار قانونی در نیروهای امنیتی عراق، حمله به تمامیت ارضی عراق و نهادهای رسمی دولت عراق محسوب میشود. دولت تلاش کرد ضمن پیگیری این موضوع از مجاری دیپلماتیک و حقوقی و سپس تأکید دوباره بر سفر نخست وزیر به عربستان و نیز استقبال از سفر رئیس سازمان اطلاعات عربستان به بغداد و پیش از آن دیدار فؤاد حسین با فیصل بن فرحان در اردن، افکار عمومی را به گفتمان اولیه خود در خصوص حصر سلاح در دست دولت بازگردد و بر همین اساس هم با نزدیک شدن به موعد 23 صفر، جو امنیتی و نظامی شدیدی را علیه مقاومت ایجاد نمود.
هر چه از حمله نظامی مشترک سعودیها و آمریکائیها به مقرهای حشدالشعبی، میگذرد، نقش علی زیدی در این جنایت با گمانه زنیهای بیشتری همراه میشود. احمد عدنان، از اعضای ارشد جنبش عصائب اهل حق، در طی چند روز گذشته علی زیدی را کاملا مطلع از حمله سعودی-آمریکائی دانست. بنا بر ادعای وی اطلاعات دقیقی از تحرکات داخلی عراق، در جریان سفر علی زیدی به واشینگتن تحویل آمریکائیها داده شده است. عدنان اشاره می کند که زیدی بسیار هم تلاش میکند تا از این حمله جلوگیری نماید یا آن را به بعد از سفرش به عربستان سعودی موکول کند که موفق نمی شود.
در سوی دیگر، سفر اخیر زیدی به تهران و دیدار با مقامات ارشد جمهوری اسلامی دقیقا بعد از سفر یک هفته ایاش به واشنگتن و قبل از تجاوز اخیر، گمانه زنیهائی در خصوص درخواست نقش میانجیگری از تهران در موضوع خلع سلاح نیروهای مقاومت عراقی را دامن زد. همچنان که پشت پرده شکست اولتیماتوم ۲۳ صفر، نیروهای درگیر زیادی قرار داشتند.
اسماعیل قاآنی، فرمانده نیروی قدس، در سفرش به بغداد در سلسله جلساتی با رهبران سیاسی و امنیتی عراق از جمله چهرههایی از چهارچوب هماهنگی و گروههای مسلح چون هادی العامری، رهبر سازمان بدر، حامل پیامهائی بود که بیش از آنکه از اتاقهای جنگ آمده باشند، از اتاقهای دیپلماسی به اجماع رسیده بود. پیام جمهوری اسلامی ایران برای مقاومت عراق، لزوم دستیابی به یک توافق سیاسی با دولت به جای رویارویی با آن، ضمن خودداری از تحویل داوطلبانه سلاحها بود. قاآنی در به تعویق انداختن حمله قریب الوقوعی که قرار بود علیه عربستان انجام شود، نقش کلیدی ایفا نمود.
هادی العامری، دبیرکل سازمان بدر، بعد از این دیدار، ضمن محکومکردن حملات، در یک پیام ویدیوئی از گروههای مقاومت خواست در شرایط کنونی فرصت لازم را برای تحرکات سیاسی و دیپلماتیک بغداد فراهم نمایند و پاسخ خود را به تعویق اندازند. او موفق شد شمار زیادی از گروههای مقاومت عراق را با خود هم رأی سازد.
در کنار واکنش مسالمت آمیز هادی العامری به تجاوز سعودی- آمریکائی، جنبش النجباء همچنان بر مواضع سخت خویش برای انتقام پافشاری میکند. اکرم الکعبی رهبری این جنبش، بعد از تجاوز سعودی-آمریکائی اظهار داشت که گزینه دیپلماسی در مقابل رژیم آل سعود بی ثمر است، و آتش را تنها با آتش پاسخ میدهند.
عراق در برهه کنونی، در گیرودار رقابتی چندلایه میان نیروهای داخلی و بازیگران خارجی قرار دارد که حاصل آن، شکلگیری دولتی با نخستوزیری نزدیک به آمریکاست که با فشار مضاعف برای خلع سلاح متحدان ایران مواجه است. آنچه امروز جریان دارد فقط طرح انحصار سلاح در دست دولت عراق نیست، بلكه نبرد بر سر شکل عراق پس از خروج احتمالی نیروهای ائتلاف خارجی در سپتامبر است. نتیجه این کشمکش در لحظه کنونی بیش از همه به پاسخ یا عدم پاسخ نظامی نیروهای مقاومت مردمی به تجاوز سعودی-آمریکائی گره خورده است. و در سرنوشت جنگ کنونی در منطقه و نظم آتی آن، بطور مستقیم مؤثر خواهد افتاد.
مقاومت عراق که بنام حشدالشعبی میشناسیم در واکنش به پیشروی سریع گروه تروریستی داعش و تصرف موصل در ۲۰۱۴ نضج گرفت و با همکاری نزدیک سپاه قدس جمهوری اسلامی ایران در شکست داعش نقش مهمی ایفا نمود. در مقطعی که نیروهای امنیتی عراق با وجود برتری عددی به سرعت مواضع خود را رها کردند و تجهیزات نظامی بسیاری را تسلیم داعش نمودند، این گروههای بسیج مردمی که ریشه ای طولانی تری در تاریخ عراق دارند، با حمایت کامل کابینه دولتی عراق شکل گرفتند. ضرورت تاریخی آن روز چنین حکم مینمود، همچنانکه ضرورت امروز در نقطه مقابل آن قرار دارد. عقلانیت طبقه حاکمه عراق به رهبری علی زیدی، منافعش را در خلع سلاح این نیروها جستجو میکند. تصمیمی که منطق ناشی از آن را باید بیش از همه در اقتصاد وابسته به نفت و غیر مولد این کشور جستجو نمود که توسط واشنگتن گروگان گرفته شده است. و تمام اینها در کشوری واقع میشود با نیروی کار جوان که فریاد بیکاری و بدبختی را از هر کوی و برزنش میتوان شنید. جامعه ای که محصول میراث خونین و چرکینی است که آمریکا و متحدانش در ۲۰۰۳ و با حمله نظامی به این کشور بر جای گذاشتند.
آنچه به عنوان خیانت در تاریخ ثبت خواهد شد اما بیش از همه متوجه نقش فعال دیپلماتهای جمهوری اسلامی در عراق است. تضعیف و یا نابودی نیروهای موسوم به مقاومت در منطقه، به عنوان یکی از خواسته های جدی ایالات متحده و هم پیمانانش بطور مستمر در حال اجراست. در مورد حزب الله لبنان با توسل به زور نظامی اسرائیل و در مورد نیروهای حشدالشعبی با توسل به چانه زنیهای دیپلماتهای حقیر ایرانی. حمله ائتلاف سعودی-آمریکائی به مقرهای حشدالشعبی که دیگر همان نیروی نسبتا یکپارچهی قبل از جنگ میان ایران و آمریکا نیست، آزمونی بود برای سنجش آنچه از مدتها قبل در کاخ سفید در حال برنامه ریزی بود؛ از سفر زیدی به واشنگتن شروع شد، به دیدار نخست وزیر عراق و نچیروان بارزانی با دیپلماتهای ایرانی کشیده شد و مجددا سر از بغداد درآورد تا اینبار فرمانده سپاه قدس پاسداران، قاآنی، دو طرف درگیری را به مماشات دعوت نماید. مماشاتی که تا لحظه حاضر تنها یک نتیجه داشته است: عدم پاسخ نیروهای مقاومت عراق به تجاوز عربستان. یا معادله خلع سلاح آنها در مقابل حمله اخیر. دستگاه دیپلماتیک حقیر ایرانی، جهت ارضای دوستان آمریکائیاش، از نیروهای هم پیمان خویش در جنگ منطقهای نیز به سادگی عبور نمود و نه تنها این، حتی آنها را مانعی در مقابل ادامهی مذاکره تهران و واشنگتن تلقی مینماید.
آنچه مسلم است این است که یک دورهی تاریخی در عراق نیز به پایان میرسد. ائتلاف گستردهای که بویژه در میان نیروهای شیعی در جریان حمله داعش شکل گرفته بود و حتی نیروهایی از یزیدیها و مسیحیان را نیز در بر میگرفت، اکنون عملاً دیگر فاقد موضوعیت است. آنچه این نیروها را متحد میکرد امروز دیگر توان حفظ آن اتحاد را ندارد. روند تجزیه این ائتلاف نیز آغاز شده است. پرسش این است که در مقابل پروسه تجزیهی نیروهای بسیج مردمی در عراق، آیا مردم عراق سرنوشت خویش را به قضا و قدر خواهند سپرد تا یکبار دیگر کرامت شان زیر چکمه سربازان آمریکائی لگدمال شود و یا از دل تمام این آشفتگیها میتوان به شکلگیری نیروهائی مترقی و معطوف به آیندهای با چشم انداز بهتر امیدوار بود؟ نیروهائی که چه بسا در هیچ کدام از قالبها و چهارچوبهای کنونی عراق نگنجند. سؤالی که پاسخ آن به وقایع روزها و هفتههای آتی - نه فقط در عراق، بلکه همچنین (و یا شاید حتی بیشتر) در ایران - بستگی خواهد داشت. هر چه هست، روزهای پر آشوبی در انتظار عراق است.
سازمان تدارک کمونیستی – واحد کردستان
۲۶ مرداد ۱۴۰۵