دن سلمان کورلئونه یا فن محمد بیسمارک؟ گفتاری پیرامون زلزله در عربستان
در عربستان چه میگذرد؟ انقلاب شاهزاده ها یا جنگ قدرت طایفه ها؟ تأثیر وقایع بر تحولات ژئوپلیتیک منطقه چه خواهد بود؟ مضمون تاریخی این تحول چیست؟
در عربستان چه میگذرد؟ انقلاب شاهزاده ها یا جنگ قدرت طایفه ها؟ تأثیر وقایع بر تحولات ژئوپلیتیک منطقه چه خواهد بود؟ مضمون تاریخی این تحول چیست؟
زیر چتر حمایت هوائی ناتو، اقلیم به گلخانه ای محفوظ برای پرورش انواع باکتری هائی بدل گردید که سرمایه داری گندیدۀ جهانی با خود به ارمغان آورده بود. کردستان عراق یکسره به بازار مکاره ای تبدیل شده بود که در آن انواع و اقسام اجناس بنجل سرمایه داری پسین معاصر به وفور یافت می شد. بیش و پیش از همه وجدان و شرف و آرمان بود که در این بازار چوب حراج می خورد.
ترامپ کلید توضیح شکاف در چپ است. ترامپ و در کنار آن شکل گیری جریاناتی مشابه درکشورهای متحد آمریکا به منزله به لرزه در آمدن زمین زیر پای لیبرال دموکراسی است. پایان چند دهه تسلط بی چون و چرای لیبرالیسم و نئولیبرال ها و حتی نئوکان هاست. چسبی که تمام اردوی لیبرالها، از چپ رادیکال و آنارشیست تا لیبرال کانتی را به هم متصل کرده بود، امروز وا رفته است
بازتاب اجتماعی جریان کمونیسم کارگری در میان جوانان دوران آقای گرایلو حاصل انطباق افقها و چشم اندازهای آن جریان با زندگی نسل جوانی بود که بر متن جهان پسا جنگ سردی و در بطن همان "پهنه ي تمام نشدنیِ تجزیه و تلاشیِ لاشه هاي سوسیالیسم" و بر ویرانه های سرکوب خونین دهه سیاه شصت، نکوهش خلق و توده را فرا گرفته بود و فردیت و آزادی بیقید و شرط فردی را اصل و اساس کمونیسم می دانست و به این نتیجه رسیده بود که "اساس سوسیالیسم انسان است".
بین دو مصاحبه 9 روز فاصله است. 9 روزی که پید را تکان داد. در میانۀ این 9 روز بود که مهم ترین دستاورد کردی منطقۀ خاورمیانه با زلزلۀ کرکوک دود شد و به هوا رفت
در رفراندم استقلال کردستان وضع کاملا تغییر کرد. مبلغ جایزه لاتاری آن بقدری اشتها آور بود که این بار ریسک در "خانه" ماندن جایز نبود. اگر در اعتراضات ۸۸ ح ک ک قصد "انقلاب سواری " داشت، خط رسمی در سال ۲۰۱۷ در کردستان به همان نتیجه رسید
بدون طرد همۀ مزدوران و خودفروختگانی که اکنون به کاسه های داغتر از آش کردایتی تبدیل شده اند و در ادبیات خویش بر طبل تسلیح توده ای و جنگ با "اسلام سیاسی" و "حشدالشعبی" می کوبند، صحبتی از تقویت و پیشبرد سیاست کمونیستی نمی تواند در میان باشد.
تندیس باشکوه چه گوارا، آن قاتل شروری که در "لا هیگوئرا"ی بولیوی به دست سربازان دمکراسی بدون محاکمه اعدام شد در همان دهکده نشان می دهد که فقط این قلم به دستان نیستند که بین "اعدام" و "اعدام" تفاوت قائلند. تودۀ مردم زحمتکش نیز به همان اندازه از قدرت تشخیص برخوردارند که فرق بین "اعدام" و "اعدام" را تشخیص دهند
سرانجام با عروج کومه له در کردستان، اکنون خلقی یافت شده بود که می توانست جای خالی خلق ترک را در جهان بینی و پراتیک چپ سوسیالیست پر کند. "بیژی کوردستان" و "کس نه له کورد موردوا، کورد زنده وا"، جای یاشاسین آذربایجان و حماسۀ کوراوغلی را می گرفت. اکنون این خلق کرد بود که در میان خلقهای برابر از موقعیتی برابرتر برخوردار شده بود
خیل روانشناسان و روانکاوان سراغ پروندۀ استیو پدوک خواهند رفت. اما چه چیز گویا تر از سودآوری شرکتهای مزبور در نتیجۀ این جنایت وضعیت بیمار جامعۀ آمریکا را به نمایش می گذارد؟ بیماری پدوک انعکاس روان پریشان جامعه ای بیمار است. جامعه ای که سعادت بخشی از آن به قیمت نکبت بخش بزرگتری از آن به دست می آید.
اعلام رفراندوم در کردستان عراق در عین حال اعلام رسمی انحطاط جنبشی است که زمانی در خاورمیانه به نام "جنبش خلق کرد" معروف شده بود و در تمام تاریخ نیمۀ دوم قرن بیستم در اتحاد با پیشروترین و عدالتخواهانه ترین جنبشهای منطقه قرار داشت. اکنون این جنبش نه فقط در عراق، بلکه در سوریه و ایران و ترکیه نیز از هر گونه مضمون آرمانخواهانه و حق طلبانه تهی شده و به ابزار باجگیری در دست محافل و مراکز ارتجاعی نوکیسه های ثروت اندوز کرد بدل شده است
ما تا مرگ چاویست باقی خواهیم ماند. اگر مادورو دستور دهد، برای یک ونزوئلای آزاد لباس یک سرباز خواهم پوشید
به نظر ما راه پیشروی شما در این دوگانۀ باطل "دولتی یا خصوصی" نیست. طرح هر کدام از این دو آلترناتیو عملا معنائی جز تبدیل نمودن جنبش بر حق اعتراضی شما به دنبالچه ای از جریانات اصلی طبقۀ حاکم نخواهد بود... راه دیگری نیز موجود است. راهی که تسلط افکار و ایدئولوژی بورژوازی مانع از اندیشیدن به آن است اما با اندکی جسارت طبقاتی می توان به سادگی آن را برگزید: واگذاری شرکت به کارگران
اساس انتقاد کمونیستی به رژیم چنج نه جنگ و خونریزی است و نه حتی تخریب ساختارهای اجتماعی به خودی خود. همۀ این فجایع در جریان یک انقلاب نیز می توانند واقع شوند. آنچه مبنای سیاست کمونیستی را در این زمینه تعیین می کند و شاخص تعیین کنندۀ مخالفت و یا حتی در مواردی موافقت با رژیم چنج است، مثل همۀ عرصه های دیگر سیاست، فقط و فقط در یک چیز خلاصه می شود: تأثیر واقعه بر انکشاف مبارزه طبقاتی و باز یا بسته شدن چشم اندازهای انقلاب اجتماعی.
تولید ثروت بدون کار کارگر خواب وخیالی است که مبلغین قلم بدست بورژوازی به آن مشغولند. تزهای دهه 80 کامپیوتریست ها را فراموش نکرده ایم. آن واقعیتی که از انظار عموم به عمد پنهان نگه داشته می شود این است که بارآوری کار و رشد تکنولوژی از زمان استقرار سرمایه داری تا به امروز ادامه داشته و در هیچ زمانی نقش کار زنده در تولید ارزش و نقش کارگر (نیروی کار کالایی شده) در تولید ارزش اضافی (انباشت) نه تنها قابل حذف نبوده، بلکه بیشتر هم شده است