User account menu

  • ورود
  • فارسی
  • English
  • German
  • Italian
خانه
تدارک کمونیستی

Main navigation

  • خانه
  • مقالات
  • یادداشتها
  • گفتارها
  • کنفرانسها

لیو شیائوبو، قهرمان صلح و دمکراسی، محبوب اصلاح طلبان

ملاله دولت چین را محکوم کرد. ملاله گفت که وی هر دولتی را که آزادی مردم را انکار می کند محکوم می کند. او امیدوار است که مردم از لیو درس بگیرند و برای مبارزه با آزادی، حقوق مردم و برابری با یکدیگر متحد شوند. به روباه گفتند شاهدت کیست، گفت دمبم

  • ادامه خواندن درباره لیو شیائوبو، قهرمان صلح و دمکراسی، محبوب اصلاح طلبان
  • برای گذاشتن کامنت وارد شوید یا حساب کاربری ایجاد کنید

کرامت با دولت رفاه به دست نمی آید: در حاشیه اظهارات ابراهیم رئیسی

."....."ما باید شرایط معیشتی برای مردم و جوانان عزیزمان فراهم کنیم تا بتوانند زندگی با کرامتی داشته باشند." ... همین حرف ها بود که لج کسی مثل اکبر گنجی را درآورد و به ایشان لقب "آیت الله قتل عام" داد. وگرنه آقای گنجی نه تنها مشکلی با قتل عام ها نداشت، بلکه از سالها پیش کمپین راه انداخته بود که "ببخشیم و فراموش کنیم".

  • ادامه خواندن درباره کرامت با دولت رفاه به دست نمی آید: در حاشیه اظهارات ابراهیم رئیسی
  • برای گذاشتن کامنت وارد شوید یا حساب کاربری ایجاد کنید

ژئوپلیتیک و انقلاب: گفتاری پیرامون چشم اندازهای استراتژیک و امکانات بازیگران تحولات خاورمیانه

ژئوپلیتیک و انقلاب: گفتاری پیرامون چشم اندازهای استراتژیک و امکانات بازیگران تحولات خاورمیانه

  • ادامه خواندن درباره ژئوپلیتیک و انقلاب: گفتاری پیرامون چشم اندازهای استراتژیک و امکانات بازیگران تحولات خاورمیانه
  • برای گذاشتن کامنت وارد شوید یا حساب کاربری ایجاد کنید

نابود کردن داعش یک اشتباه استراتژیک است

فرانسیس فوکویاما، مبشر پایان تاریخ و ابدیت نظم لیبرالی، سالیانی پیش و در اوج پیشرویهای قساوتمندانه داعش با خونسردی تمام عنوان کرده بود که با تمام قساوتی که داعش ار خود نشان می دهد غرب نباید فراموش کند که چالش اصلی نه داعش، بلکه روسیه است

  • ادامه خواندن درباره نابود کردن داعش یک اشتباه استراتژیک است
  • برای گذاشتن کامنت وارد شوید یا حساب کاربری ایجاد کنید

اجلاس سازمان جهانی کار، یک انتقاد و موضع ما

شرکت در اجلاس سازمان جهانی کار اکنون سیاستی است مسلط بر جنبش کارگری. اما تسلط این سیاست خود بازتابی است از تسلط سیاست طبقاتی معطوف به وفاق اجتماعی که با برجسته کردن مطالبات انتگرال و به فراموشی سپردن امر انقلاب اجتماعی مشخص می شود. منتقدین این سیاست نمی توانند به روشهای مبارزه منتقد باشند و در اهداف آن شریک

  • ادامه خواندن درباره اجلاس سازمان جهانی کار، یک انتقاد و موضع ما
  • برای گذاشتن کامنت وارد شوید یا حساب کاربری ایجاد کنید

بلوغ دیپلماتیک پایان ناپذیر سوسیالیسم خودگردان روژآوا

خانم احمد به روشن کردن این موضوع نیز نپرداخت که نقش عربستان در ایجاد پلورالیسم در سوریه به طور مشخص چه خواهد بود و روژآوا چه انتظاراتی از عربستان دارد. برخی از ناظران معتقدند که احتمالا عربستان می تواند با احداث مساجد دمکراتیک مناسب در روژآوا در تعلیم پلورالیسم به مردم این منطقه یاری برساند.

  • ادامه خواندن درباره بلوغ دیپلماتیک پایان ناپذیر سوسیالیسم خودگردان روژآوا
  • برای گذاشتن کامنت وارد شوید یا حساب کاربری ایجاد کنید

از سرمایه داری مهرورز تا سرمایه داری تدبیر و امید– 3: آشکار شدن تناقضات سرمایه داری، ورود به دوران رکود

نتیجه گیری مهمتر اما این است که این پروسه از ابتدای دهه ی 80 و در زمان ریاست جمهوری اصلاح طلبان آغاز شد. انتساب معضلات اقتصادی این دهه به ناکارآمدی دولت احمدی نژاد توسط اقتصاددانانی مثل مسعود نیلی، عیسی کلانتری، موسی غنی نژاد و امثالهم نه فقط برای دفاع از دولت اصلاحات بلکه برای تطهیر مناسبات سرمایه داری و پنهان نمودن ماهیت و تناقضات درونی آن صورت می گیرد.

  • ادامه خواندن درباره از سرمایه داری مهرورز تا سرمایه داری تدبیر و امید– 3: آشکار شدن تناقضات سرمایه داری، ورود به دوران رکود
  • برای گذاشتن کامنت وارد شوید یا حساب کاربری ایجاد کنید

ترقه های دیر هنگام تهران

نخست این که او با به کار بردن عبارت "ترقه بازی" فقط حملۀ داعش را به سخره نگرفت. جان کشته شدگان را نیز به سخره گرفت. دشوار است که واقعه ای را ترقه بازی نامید و از قربانیان "ترقه بازی" به عنوان شهید نام برد. قربانی "ترقه بازی" چیزی است در حد قربانی چهارشنبه سوری

  • ادامه خواندن درباره ترقه های دیر هنگام تهران
  • برای گذاشتن کامنت وارد شوید یا حساب کاربری ایجاد کنید

زلزله در خلیج

جنگ سوریه ابعاد بسیار متعددی داشت و دارد و به مثابۀ یک نقطۀ کانونی تحولات جهانی بازتاب بسیاری از تضادهای جهان معاصر را در این جنگ می توان دید. برای قطر اما این جنگ از همان آغاز حاوی مؤلفه ویژه ای هم بود: صدور گاز قطر از طریق خاک سوریه به بازار اروپا

  • ادامه خواندن درباره زلزله در خلیج
  • برای گذاشتن کامنت وارد شوید یا حساب کاربری ایجاد کنید

عملیات روز رستاخیز سامسون و آخرین راز جنگ 6 روزه

هادهای لبنان، زیرساختهایش، فرودگاه، نیروگاهها، مراکز حمل و نقل، و پایگاههای نظامی همه و همه باید در صورت از سر گرفتن جنگ هدفهای مشروع ما باشند. این چیزی است که ما داریم به آنها و به جهانیان می گوئیم. اگر حزب الله به جبهۀ خانگی اسرائیل موشک شلیک کند، این به معنای فرستادن لبنان به قرون وسطی خواهد بود

  • ادامه خواندن درباره عملیات روز رستاخیز سامسون و آخرین راز جنگ 6 روزه
  • برای گذاشتن کامنت وارد شوید یا حساب کاربری ایجاد کنید

رکود تورمی: پیشنهاداتی برای روش تحقیق

بر این اساس از همان اول در اصالت علمی چنین مفاهیمی باید شک کرد. آنجائی هم که نظریه پردازانشان چنین مفاهیمی را به قول رفیق "ناقص و تعریف گرایانه" بیان می کنند، روشن می شود که چنین مفاهیمی ساختگی اند. علت این نقصان در تعاریف آن نیست که نظریه پردازان مزبور از اطلاعات کافی برخوردار نبودند، بلکه در آن است که خود مفهوم نتیجۀ هیچ بررسی علمی ای نیست

  • ادامه خواندن درباره رکود تورمی: پیشنهاداتی برای روش تحقیق
  • برای گذاشتن کامنت وارد شوید یا حساب کاربری ایجاد کنید

ابو ترامپ الآمریکی

دونالد ترامپ به عربستان سفر کرد. دونالد ترامپ در عربستان رقص شمشیر کرد و در کنار آن بزرگترین معاملۀ اسلحۀ تاریخ آمریکا را نیز منعقد نمود. اعراب به وجد آمده اند و ناسیونالیسم ایرانی به خشم.

  • ادامه خواندن درباره ابو ترامپ الآمریکی
  • برای گذاشتن کامنت وارد شوید یا حساب کاربری ایجاد کنید

شوالیه های سیاهپوش

در یک کلام حکومت بعد از انتخابات بی آبروتر، "رو سیاه تر"، متشتت تر و در مقابل مردم ناتوان تر خواهد بود و جنبش سرنگونی قدرتمندتر از قبل

  • ادامه خواندن درباره شوالیه های سیاهپوش
  • برای گذاشتن کامنت وارد شوید یا حساب کاربری ایجاد کنید

۳۵ نفر از دو میلیون نفر: به مناسبت مرگ معدنچیان ذغال سنگ یورت

وجه مشترک این ۳۵ انسان با همۀ قربانیان دیگر سوانح کاری یک ویژگی آنان است: آنان به طبقۀ تولید کننده تعلق دارند. آنان فرزندان طبقۀ کارگرند. در میان آنان اسمی از صاحبان سهام و سرمایه نیست. این و فقط همین واقعیت ساده نشان می دهد که اینجا فقط قهر طبیعت در مقابل انسان نیست که عمل می کند. طبیعت طبقات نمی فهمد. اما چگونه است که در جریان کار قربانیان خویش را  فقط از میان فرزندان طبقۀ ویژه ای در جامعه بر می گزیند؟


 

۳۵ معدنچی و شاید هم بیشتر در انفجار معدن ذغال سنگ یورت در استان گلستان جان باختند. ۳۵ انسان با آرزوها و امیدهایشان، دردها و رنجهایشان با تلاش و زحمتشان به قعر خاک فرورفتند. دفتر زندگی ۳۵ انسان مفید، آری مفید، برای همیشه بسته شد. مفید برای عزیزانشان، برای دوستانشان و مهم تر از همه برای جامعه شان. مصیبت آنان اما این بود که آنها برای عزیزانشان مفید بودند بی آن که بتوانند برایشان حداقلی از یک زندگی بی دغدغه را فراهم کنند اما در مقابل، بیشترین فایده از آنان نه به آن عزیزان و نه حتی به جامعه می رسید بلکه نصیب کارفرمایشان می شد.

مرگ جزء جدائی ناپذیر جدال همیشگی انسان با طبیعت بوده است و همچنان نیز باقی خواهد ماند. اما در جهانی که هر روز و هر لحظه به طور فزاینده ای شاهد تسلط هر چه بیشتر انسان بر طبیعت است، مرگ در این جدال بیش از آن که ناشی از قهر طبیعت باشد، ناشی از قهر مناسباتی است که خود انسانها میان خود برقرار کرده اند.

۳۵ کارگر معدنچی در روز چهار شنبۀ ۱۳ اردیبهشت سال ۱۳۹۶، دو روز پس از جشن جهانی شان، در اعماق معدنی قربانی شدند. در همین یک روز اما ۶۴۰۰ کارگر دیگر نیز باید جان باخته باشند تا رقم دو میلیون و سیصد هزار نفر قربانی حوادث کار در سال شکل بگیرد. نه جنگ خونین سوریه و نه حتی جنگ ویتنام چنین مرگبار نبودند. در تاریخ بشر تنها جنگ جهانی دوم بود که هر سال بیش از این رقم قربانی گرفت. و تازه این نوک کوه یخ قربانیان سوانح کاری است. انبوه میلیونی کارگران و کارمندان جزئی که در نتیجۀ فشار طاقت فرسای کار به مرگ تدریجی یا ناگهانی زودرس در می گذرند در این آمار نیست. انبوه به مراتب بیشتر کارگرانی که برای همیشه از دور تولید خارج شده و در نتیجۀ بطالت فرسوده شده و دچار مرگ زودرس می شوند در هیچ آماری جا ندارند. این ارقام را نیز به رقم رسمی کشته شدگان سوانح کاری اضافه کنید، خواهید دید که حتی جنگ جهانی دوم نیز در مقابل کشتار طبقاتی بدون خونریزی رنگ می بازد.

۳۵ انسان دیگر جان باختند و عزیزانشان به عزایشان نشستند. اما وجه مشترک این ۳۵ انسان با همۀ قربانیان دیگر سوانح کاری یک ویژگی آنان است: آنان به طبقۀ تولید کننده تعلق دارند. آنان فرزندان طبقۀ کارگرند. در میان آنان اسمی از صاحبان سهام و سرمایه نیست. این و فقط همین واقعیت ساده نشان می دهد که اینجا فقط قهر طبیعت در مقابل انسان نیست که عمل می کند. طبیعت طبقات نمی فهمد. اما چگونه است که در جریان کار قربانیان خویش را  فقط از میان فرزندان طبقۀ ویژه ای در جامعه بر می گزیند؟ پاسخ روشن است. این فقط فرزندان این طبقه اند که به پیشگاه مرگ فرستاده می شوند. دیگران نظاره گرانی بیش نیستند که از قبل همین تلاش جانکاه فرزندان طبقۀ کارگر ارتزاق می کنند.

مادام که چنین است، تا زمانی که سوانح کاری فقط و فقط از دل یک طبقۀ جامعه قربانی می گیرند، این نظم حاکم بر جامعه است که باید بر صندلی اتهام نشانده شود. نظم حاکم بر جامعه و نه فقط رژیم سیاسی حاکم. این که در جمهوری عدل اسلامی چنین فجایعی به وفور واقع می شود، ویژگی این رژیم نیست. برعکس، گواهی بر آن است که این رژیم نیز تفاله ای است از قماش تفاله های دیگر که عناوینی متفاوت بر خود حمل می کنند. از دمکراسی تا اقتدار گرا و هر زهر مار دیگری. کسانی که انگشت اتهامشان را به سوی ولایت فقیه نشانه می روند و چنین جنایاتی را به پای ولی فقیه و نظام وی می نویسند، قصدشان نه تغییر این شرایط برای کارگران، بلکه تطهیر نظم حاکمی است که با، و یا بدون ولایت فقیه همین سرنوشت را برای کارگران رقم می زند. آنان بخشی از تلاش طبقۀ حاکم برای توجیه نظم مسلط بر تولید اجتماعی را به نمایش می گذارند. فاجعۀ مرگ کارگران برای آنان نیز، مانند هر نیروی اجتماعی دیگری، فرصتی است مناسب برای جا انداختن روایت خویش در اذهان تودۀ مردم کارکن.

و در شمار همین نیروهای اجتماعی وقیح ترین سوداگران مرگ و نمایندگان همین نظم ضد انسانی، چماقداران و چاقوکشان و رجاله هائی نیز قرار دارند که امروز لباس وزیر و وکیل بر تن کرده اند. اینان یا نخست با ترجیع بند "سهل انگاری" کارگران را مسئول چنین فجایعی اعلام می کنند و یا لااقل این "سهل انگاری" را به همان اندازه مقصر به شمار می آورند که فقدان شرایط ایمنی لازم را. آنان شبیه کسانی اند که کوهنوردانی را به مسیری بهمن خیز راهی می کنند تا سپس اگر کسی از میان آنان پایش را کج گذاشت وی را مسئول ریزش بهمن اعلام کنند. اینان جنایتکارانی اند که باید به سزای اعمالشان برسند.

مصلحین اجتماعی، سرمایه داران خیر و فرهیختگان عدالتخواه نیز فرصت را مغتنم می شمارند و با کوهی از آمار و ارقام و بررسی های "علمی"، فقدان شرایط ایمنی و کوتاهی صاحبان سرمایه ها و دولتهای مستقر در تأمین چنین شرایط مناسبی را مسئول چنین فجایعی اعلام می کنند. آنها به کارگران نشان خواهند داد که در کشورهائی که چنین موازینی رعایت می شوند تعداد قربانیان سوانح کاری بسیار کمتر است. آنها خواهند گفت که "ببینید، در آلمان سالانه ۵۰۰ نفر در سوانح کاری به قتل می رسند اما در چین ۶۰ هزار نفر". و سرانجام نتیجۀ بررسی ها و تحقیقاتشان را در گزارش سازمان جهانی کار می گنجانند که "بله، در این و آن کشور شرایط کار باید بهبود یابند و با استانداردهای روز انطباق داده شوند". این البته بخشی از حقیقت است. اما تنها بخش کوچکی از آن. و کسی که تمام حقیقت را نمی گوید، در حال دروغ گفتن است. آنها نمی گویند که در همان آلمان یا سوئد پیشرفته سالانه حتی ۵ سرمایه دار نیز در نتیجۀ سوانح کاری به قتل نمی رسند. وجدان آنان از مرگ ۵۰۰ کارگر چندان جریحه دار نمی شود. این را باید به پای تصادفات ناگزیری گذاشت که "متأسفانه" چاره ای برای آن نیست. هدف نه پیشگیری از مرگ کارگران در اثر سوانح کاری، بلکه تعدیل در تعداد جان باختگان است. این مصلحین را باید رسوا نمود.

و سرانجام شوالیه های چپ که با چنین فجایعی طبع انشانویسی شان در محکومیت نظام سرمایه داری گل می کند. آنانی که به تازگی آموخته اند که ترهات نامتعارف بودن جمهوری اسلامی و عدم امکان انباشت سرمایه را پشت برگ انجیر "رژیم سرمایه داری اسلامی" پنهان کنند. برای اینان البته "نظام سرمایه داری" مسئول وقوع چنین فجایعی است. اما این "نظام سرمایه داری" نه نظم زمینی و واقعی حاکم بر مناسبات انسانها با یکدیگر، بلکه استعاره ای است آسمانی، دشنامی است به رژیم و رژیم های حاکم. آنها البته بخش بیشتری از حقیقت را بر زبان می آورند، اما آنچه پنهان می کنند آنان را حتی از مصلحین اجتماعی نیز زیانبار تر می کند. اگر مصلح اجتماعی حقیقتا در صدد تعدیل شرایط برای کارگران است، این شوالیه ها در صدد به خدمت گرفتن نیروی کارگران برای حفظ همین نظم حاکم با عناوینی متفاوتند. آنان سرمایه داری را به دشنام می کشند، خواستار مجازات عاملین چنین فجایعی می شوند تا سرانجام به این نتیجه برسند که محیط کار باید ایمن سازی شود. آنان "کل دم و دستگاه سرمایه داری حاکم بر ایران" را محکوم می کنند تا نهایتا کیفرخواست "بر علیه عدم بکار گیری نکات ایمنی در محیط کار" را در مقابل آنان و جامعه قرار دهند. آیا حقیقتا تمایزی است بین این شوالیه های دروغین انقلابی و مصلحین اجتماعی؟ آری هست. آن مصلحین از صداقت بیشتری برخوردارند تا این شوالیه ها. آن مصلحین به خوبی می دانند که برای "ایمن سازی" محیط کار نیازی به محکومیت "کل دم و دستگاه سرمایه داری" نیست. کافی است در آن جرح و تعدیل نمود.

فاجعۀ مرگ کارگران معدن یورت نیز مثل تمام دو میلیون مرگ سالانۀ کارگران، برای کمونیستها فرصتی است تا یک بار دیگر پرسش فراموش شدۀ انقلاب اجتماعی را به میان کشیده و بنیانهای نظم مسلط بر جهان امروز را به باد بیرحمانه ترین انتقاد بگیرند. صحبت بر سر انقلاب اجتماعی است و نه انقلابی انتزاعی از نوع وعده های عوامفریبانۀ چپ. نقد پایه ای نظم معاصر بر متن فاجعۀ یورت در این نیست که موازین ایمنی کار رعایت نشدند. حتی در این نیز نیست که دولت به وظایفش عمل نکرد. در این نیز نیست که ولع سود اندوزی سرمایه داران مانع از تأمین چنین شرایطی است. همۀ اینها نقدهائی بر وجوه معینی از نظم حاکمند. هدف نهائی تمام این نقدها نه تغییر بنیانهای این نظام بلکه تغییر جوانبی از نظم حاکم با حفظ بنیانهای آن است. زندگی روزمره جامعۀ سرمایه داری اما هر لحظه نشان می دهد که تمام این جرح و تعدیل ها در واقعیت پایه ای سرنوشت اسارت بار طبقۀ کارگر و اکثریت محرومان جامعه کمترین تغییری ایجاد نمی کند. در همین واقعه نیز می توان رد پای این نظم حاکم را به وضوح دید و آن را به تیغ نقد سپرد.

پرسش اساسی در قبال فاجعۀ یورت در این است که چرا پس از صدها سال مبارزۀ سنگین و گاها خونین طبقۀ کارگر هنوز هم باید برای مهار زدن به حرص و ولع سرمایه دار مبارزه کرد؟ چرا هنوز هم بدیهیاتی از قبیل ایمنی شرایط کار باید موضوع مبارزه باشند؟ و مهم تر از همه، اگر این ایمن سازی صورت گرفت چه؟ آیا باید همچنان به این رضایت داد که بخشی از جامعه عمر مفیدش را در اعماق زمین و بالای دکلها و در جوار آتش گداختۀ کوره ها سر کند و بخش دیگری، اقلیتی قلیل، در ناز و نعمت از مواهب رنج و خون و عرق کارگران برخوردار باشد؟ آیا معدنی که از تهویۀ مناسب و ابزار لازم برای مهار حریق برخودار است معدن خوبی است برای طبقۀ کارگر؟ آیا چنین معدنی محل مناسبی برای کار است؟ بسیار خوب، اگر چنین است، چرا دفتر کار صاحبان سرمایه ها و دولتمردان و فرهیختگان و هنرمندان محترم را نباید در ۱۶۰۰ متری عمق زمین بر پا نمود؟ این تنها پرسشی جدلی نیست، پرسشی واقعی است که هر کارگری در جریان اعتصابش خطاب به کارفرما و مقامات دولتی بارها آن را بیان کرده است و با بیان آن جرقه ای از نقد پایه ای کمونیسم به نظم مسلط معاصر را نیز بیان نموده است: "آقای کارفرما، اگر راست میگوئید خودتان را یک روز جای ما بگذارید". این عبارتی است که در هر اعتصابی می توان از زبان کارگران شنید. این ریشۀ انتقاد کمونیستی است و همین است که باید تعمیم داد و به نقد همه جانبۀ نظم حاکم بدل نمود.

سرمایه داری وحشیانه ترین نظام تولیدی تاکنونی بشریت است. این نظامی است که به مثابۀ هیولاهای افسانه ها تنها با خوردن انسانها می تواند به حیات خویش ادامه دهد. اما خود این نظام بر چیزی بنا شده است که در طول تاریخ هزاران سالۀ بشر شکل گرفته است و در دوره های معین در قالب مناسبات معینی تجسم یافته است. بنیان پیدایش مالکیت خصوصی بر ابزارهای تولید و ظهور طبقات بر پیشرفت بشر در مواجهه با طبیعت و شکل گیری تقسیم کار پیشرفته تری تکوین یافته است که در سرمایه داری با گسترده ترین تقسیم کار اجتماعی تاکنونی به اوج خویش رسیده است. جنایت بزرگ طبقۀ سرمایه دار در این نیست که با حرص و ولع از تأمین شرایط مناسب کار اجتناب می کند. جنایت بزرگ طبقۀ سرمایه دار و دول حاکمش در این است که با چنگ و دندان از تقسیم کار اجتماعی موجود دفاع می کند و برای حفظ آن از بکارگیری هیچ خشونتی دریغ نمی کند. "آقا خودت را یک روز جای ما بگذار" دقیقا حمله به همین تقسیم کاری است که به همان اندازه مانع دستیابی تودۀ مردم کارکن و محروم به موهبات اجتماعی است که تقسیم جامعۀ کاستی هندوستان مانع از دستیابی "نجس" ها به مواهب تحت اختیار هندوها بود. انقلاب اجتماعی تنها انتقال قدرت سیاسی از طبقه ای به طبقه ای دیگر نیست، شخم زدن و زیر و رو کردن بنیانهای نظم کهنۀ کنونی نیز هست و باید باشد. و همین نیز می تواند در مرکز انتقاد کمونیستی قرار داشته باشد.

بگذار مصلحین اجتماعی و شوالیه های چپ امر "ایمن سازی محیط کار" را دنبال کنند و در کنفرانسهای بین المللی اتحادیه های شان از پیشرفتشان در این زمینه گزارش ارائه کنند. کارگر کمونیست از این خدمات استقبال خواهد کرد. همچنانکه محاکمه و مجازات کلیه دست اندرکاران چنین جنایاتی به جرم قتل عمد، از کارفرما گرفته تا مقامات دولتی مسئول واگذاری و بازرسی، مورد استقبال کارگران خواهد بود. از این بیشتر، باید این خواست را تبدیل به مطالبه ای عمومی کرد که بازماندگان هر کارگر جانباخته و از کار افتاده ای مادام العمر حقوقی را دریافت کنند که مدیر عامل شرکت مربوطه دریافت می کند. این کمترین خونبهائی است که می توان طلب کرد. اما هیچ کارگری نمی تواند توهمی نسبت به آن داشته باشد که بدون تهدید انفجاری اجتماعی نه ایمن سازی محیط کار هیچگاه به حد مطلوب خویش خواهد رسید و نه احدی از مسئولین چنین جنایاتی به مجازات خواهد رسید.

و سرانجام این که یک وجه چنین فجایعی در مناسبات مالکیتی است که می توان و باید فورا خواستار تغییر آنها شد. معادن و منابع طبیعی نه تنها ثروتهای متعلق به عموم جامعه اند، بلکه همچنین نخستین حلقۀ ارتباط انسان مولد با طبیعت پیرامون خویش نیز هستند. دقیقا به همین دلیل نیز کار در معادن یعنی قرار گرفتن به طور مستقیم در معرض قهر طبیعت. از هر سو که به ماجرا نگاه کنیم، تنها یک نتیجه از آن حاصل می شود: ملی سازی کلیه معادن و منابع طبیعی. با ملی سازی چنین منابعی نه تنها بخش بزرگی از کارهای تولیدی شاق و خطرناک از حیطۀ هوی و هوس و حرض سوداندوزی سرمایه دار و سهامدار خارج می شود، بلکه حوزۀ مسئولیت در قبال کارگران نیز به روشنی مشخص می گردد. در معدن ملی این دولت است که مستقیما مسئول حفاظت از جان کارگران است. به این ترتیب خیمه شب بازی ای که امروز بین صاحبان معادن و بازرسان و مقامات دولتی در جریان است و هر یک دیگری را مسئول چنین فجایعی می نامد یکباره پایان می یابد. دولت و فقط دولت است که در قبال چنین وقایعی مسئول شمرده خواهد شد.

 اما بحث کارگر کمونیست با رفقای دیگرش نمی تواند به اینها محدود باشد و یا حتی اساسا از چنین خواستهائی تشکیل شود. آنچه کارگر کمونیست از همین امروز می تواند با رفقای خویش در میان بگذارد و در فردای تشکیل دولت کارگری به فوریت اجرای آن را در دستور کار خویش قرار دهد، بر هم زدن بنیانهای نظم کنونی و بر پا کردن بنیانهائی نوین بر ویرانه های آن است. در مقابل چنین فجایعی، پایه ای ترین برخورد دست بردن به ریشه های آن تقسیم کار اسارت آور اجتماعی و مناسبات مالکیتی مبتنی بر آن است که بخش بزرگی از بشریت را محکوم به کار و زندگی در سخت ترین شرایط کرده است تا در مقابل اقلیتی از جامعه در مقام سازمان دهندگان و اداره کنندگان آن قرار بگیرند.

هیچ درجه از ملی سازی هنوز ذره ای در خود تقسیم کار اسارت آور اجتماعی تغییر ایجاد نمی کند و همین تقسیم کار است که فرزندان معدنچیان را به همان سرنوشت پدرانشان محکوم می کند. این تقسیم کار خود رکنی از بازتولید مناسبات طبقاتی است و تنها زمانی می توان از شر آن برای همیشه خلاص شد که تغییرات لازم در سازمان اجتماعی تولید امکان تحرک از یک عرصۀ فعالیت اجتماعی به یک عرصۀ دیگر را برای کلیۀ آحاد جامعه فراهم کند. تا آن زمان نیروی قهر سازمان یافته طبقۀ کارگر است که باید بتواند درجه ای از چنین امکانی را فراهم کند و این نیز شدنی نیست مگر با وادار کردن نسق داران "کار فکری" به انجام "کار یدی" در حدود و اندازه هایی معین. اگر اجرای چنین چیزی امروز عملی نیست، باید شبح قانونی را از همین امروز بر فراز سر صاحبان سرمایه و ریزه خواران آن به پرواز درآورد که در دولت کارگری آینده همراه با ملی شدن فوری کلیه معادن و منابع " کلیه مدیران چنین شرکتهائی مدت معینی از زمان کار خویش را باید در محیط کار روزمرۀ کارگران کار کنند و در مقابل هر کارگری باید محق باشد که زمان معینی را در دفاتر اداری شرکت مربوطه کار کند. حد و حدود آن را قانون تعیین می کند".

بگذار کابوس پرداخت مادام العمری به کارگران از کار افتاده و بازماندگان کارگران جانباخته خواب بر چشم صاحبکاران و دولت فخیمۀ آنان حرام کند. بگذار وحشت کار کردن در عمق هزار متری زمین و بر فراز دکلهای برق و در کنار کوره های گداز آهن بر سر نورچشمی های نخبگان صاحب امتیاز به پرواز درآید. خواهید دید که در کوتاهترین مدت بهترین موازین ایمنی در محیطهای کار نصب خواهند شد. هر گاه چنین شد، از فجایعی مثل فاجعۀ یورت به عنوان فجایعی دردناک سخن خواهیم گفت. مادام که چنین نیست، مادام که قربانیان چنین فجایعی تنها از دل یک طبقه بر می خیزند، ما نیز آنها را جنایت سرمایه داری می خوانیم.

با اندوه فراوان از مرگ رفقای کارگرمان و با عمیق ترین آرزوهای تسلی خاطر برای عزیزان آنان،

تدارک کمونیستی – جنبش برای سازمانیابی حزب پرولتاریا

۱۶ اردیبهشت ۹۶

۶ مه ۲۰۱۷

tadarok@yandex.com

  • ادامه خواندن درباره ۳۵ نفر از دو میلیون نفر: به مناسبت مرگ معدنچیان ذغال سنگ یورت
  • برای گذاشتن کامنت وارد شوید یا حساب کاربری ایجاد کنید

فکوهی، فرهادی و ابتذال طبقۀ متوسط

حتی در آلمان گوته و مارکس و هگل نیز کلان رسانه ها از این که یک کارگردان فیلم کوتاه نامزد دریافت یک جایزۀ اسکار درجۀ دو شود چنان ذوق زده می شوند که دست کمی از کیک اسکار ایرانیان ندارد. گو این که طبقۀ متوسط ایران حقیقتا در این زمنیه هم یکی یکدانه است و شاید هیچ طبقۀ متوسط دیگری در هیچ نقطه ای از جهان اینچنین مبتذل و خود کم بین و حقیر نباشد. وقتی دولتشان با غرور اعلام می کند که "ایرباس خریدیم" (نه این که ساختیم)، جامعۀ مدنی شان هم همین گندی است که هست

  • ادامه خواندن درباره فکوهی، فرهادی و ابتذال طبقۀ متوسط
  • برای گذاشتن کامنت وارد شوید یا حساب کاربری ایجاد کنید
Pagination
  • صفحه اول « First
  • صفحه قبل < قبلی
  • …
  • صفحه 43
  • صفحه 44
  • صفحه 45
  • صفحه 46
  • صفحه جاری 47
  • صفحه 48
  • صفحه 49
  • صفحه 50
  • صفحه 51
  • …
  • صفحه بعد بعدی >
  • Last page Last »
Subscribe to

مطالب تازه

  • درباره سازماندهی توده‌ای و سازمانیابی کمونیستی - خطاب به کمونیستها
  • عصر طوفانها: انقلاب اجتماعی یا دیکتاتوری عریان سرمایه؟
  • واقعه نگاری یک جنبش حماسی-۲: گزارشی از قیام خیابان علیه جنگ امپریالیستی-صهیونیستی
  • اهداف، ساختار و موازین سازمان تدارک کمونیستی
  • خطر فاجعه در حال وقوع و برنامه انتقالی برای مقابله با آن
  • قطعنامه درباره ائتلافهای نوین طبقاتی
  • اطلاعیه پایانی کنفرانس فوق‌العاده سازمان تدارک کمونیستی
  • سیران عربی: تناقضی ناسیونالیستی یا بازتاب دگردیسی آرمان های بورژوازی کرد؟

مقالات

  • واقعه نگاری یک جنبش حماسی-۲: گزارشی از قیام خیابان علیه جنگ امپریالیستی-صهیونیستی
  • همه قدرت به خیابان – نقدها و اظهار نظرهایی درباره نامه سرگشاده
  • عراق در گذار به آینده ای متلاطم
  • جنگ، دولت و خیابان: گفت و گویی بر سر راه‌حل‌ها
  • همه قدرت به خیابان: نامه سرگشاده به آیت‌الله سید مجتبی حسینی خامنه‌ای
  • واقعه‌نگاری یک جنبش حماسی - ۱: گزارشی از قیام خیابان علیه جنگ امپریالیستی-صهیونیستی
  • ئاش به‌­تال
  • یادداشتهای جنگ – ۱: از قدرت نرم به قدرت سخت
تمام مقالات...

یادداشتها

  • سیران عربی: تناقضی ناسیونالیستی یا بازتاب دگردیسی آرمان های بورژوازی کرد؟
  • گفتند ایران باید بترسد، ولی حوثی‌ها نترسیدند!
  • جدال با نشانه‌ها یا با ریشه ها؟ در حاشیه گفتگوی راغفر و علیزاده
  • ژو رونگ جی، لیبرال‌ساز «با ویژگی‌های چینی» درگذشت
  • چینی ها رویای آمریکایی را به خاک سپردند
  • سئوتا، اسرائیل یا فقدان کمونیسم؟
  • فاریاب، کارگران، خیابان
  • نظام جدید تامین اجتماعی
تمام یادداشتها...

کنفرانسها

  • اهداف، ساختار و موازین سازمان تدارک کمونیستی
  • خطر فاجعه در حال وقوع و برنامه انتقالی برای مقابله با آن
  • قطعنامه درباره ائتلافهای نوین طبقاتی
  • اطلاعیه پایانی کنفرانس فوق‌العاده سازمان تدارک کمونیستی
  • گزارش به کنفرانس سوم: تنگنای مسکن
  • گزارش به کنفرانس سوم: درباره معضل مهاجرین و موضع کمونیستی، یک ارزیابی مقدماتی
  • دستمزد و قانون کار و مبارزات کارگران – گزارش به کنفرانس سوم سازمان تدارک کمونیستی
  • گزارشی از کنفرانس سوم سازمان تدارک کمونیستی
تمام مطالب کنفرانسها...