دونالد ترامپ به عربستان سفر کرد. دونالد ترامپ در عربستان رقص شمشیر کرد و در کنار آن بزرگترین معاملۀ اسلحۀ تاریخ آمریکا را نیز منعقد نمود. اعراب به وجد آمده اند و ناسیونالیسم ایرانی به خشم. به نظر میرسد همه چیز بر علیه ایران در جریان است. به ویژه این که این سفر مقارن شد با انتخابات ایران و دو روز بعد از انتخاب روحانی و شاه کلید تعامل با "جامعۀ جهانی" اش. و روشن است که بازندگان انتخابات یا همان دلواپسان برجام هم بلافاصله دم بر گرفتند که بفرما، این هم هدیه ترامپ به تعامل شما.
اما حقیقتا ماجرا چیست؟ جنگی با ایران در شرف وقوع است؟ خطر تهاجم به رژیم افزایش یافته است؟ رژیم چنجی در پیش است؟ می تواند همۀ اینها باشد. اما این نیست. معاملۀ ابو ترامپ با اعراب بدترین اتفاقی نیست که می توانست برای جمهوری اسلامی واقع شود. برعکس، کمی رفع خطر هم هست.
اول این که نه سفر ترامپ سفری فی البداهه بود و نه معامله اش با آل سعود. بنا بر این تراوشات امثال شریعتمداری برای حواله دادن مسئولیت این معامله به سوی روحانی صاف و ساده چرند است. معامله ای با این حجم حکایت از آمادگی درازمدت تری دارد و دلایل پایدارتری هم. اگر رئیسی هم رئیس جمهور می شد فرقی در این به وجود نمی آمد.
دوم ترامپ از قبل و در جریان انتخابات هم گفته بود که بیزنس من است. اهل ایدئولوژی و این حرفها نیست. آمریکا فیرست، اول آمریکا. این تمام منشور اوست. در جریان کمپین انتخاباتی اش در یک مصاحبۀ تلویزیونی (خاطرم نیست کجا و با کدام شبکه) با پرسشی در موضوع مسألۀ زنان مواجه شد و پاسخی داد که با پاسخ یک هفتۀ قبلش متفاوت بود. وقتی در مقابل با پرسش مجری مواجه شد که "شما که هفتۀ قبل چیز دیگری گفته بودید"، خیلی ساده جواب داد که "من در حال تغییر دادن نظر خودم هستم". بفرما. که چی؟ بیزنس تعیین می کند که چه موقع چه حرفی را باید زد. و در جریان مبارزات انتخاباتی این او بود که عربستان را به عنوان حامی تروریسم بر سر خانم کلینتون می کوبید و حالا اولین سفر خارجی اش را به عربستان انجام می داد. آن هم با چنین معاملۀ کلانی. آیا این تناقض ندارد؟ نه. آن حمله به عربستان یک چاشنی هم داشت و آن هم این بود که چرا آمریکا باید از متحدانش چنین مفت و مجانی حمایت کند و تازه هزینه هایش را هم بپردازد. سیگنال روشن بود. یعنی این که شیوخ محترم، باید سر کیسه را شل کنید. مضاف بر این که شمشیر داموکلس محاکمۀ دولت عربستان به جرم حمایت از ترور 11 سپتامبر هنوز هم بالای سر آنها در پرواز بود. این بود که راهی برای عربستان باقی نمی ماند مگر این که سر کیسه را حقیقتا شل کند.
سوم ترامپ اگر یک حرفش را تغییر نداده باشد همان "آمریکا فیرست" است و این که مشاغل را به آمریکا خواهد برگرداند. معامله با عربستان البته به معنی ایجاد مشاغل است. آن هم نه کم.
چهارم ترامپ می داند که در سوریه دست بالا را ندارد. می داند که آمریکا در خاورمیانه در مقابل روسیه در موضع ضعف قرار گرفته است. تسلیح عربستان در این حجم در عین حال به معنای حرکت در جهت تغییر توازن قوا به نفع آمریکا یا لااقل ممانعت از تغییر آن به زیان آمریکا نیز هست.
پنجم این که ترامپ در عرصۀ داخلی شدیدا تحت فشار ائتلاف گستردۀ لیبرالهای مداخله جو و نئو کان هاست. کمپینی که بر علیه سیاست تشنج زدائی او با روسیه در جریان است تا حد طرح برکناری نیز پیش رفته است. معاملۀ عربستان کارت برنده ای است در دست او که حالا می تواند اگر نه تمام کمپلکس قدرتمند نظامی-صنعتی آمریکا، لااقل بخشی از آن را پشت خود ردیف کند. حملۀ موشکی نیم بندش به سوریه توانسته بود امثال فرید زکریا از سی ان ان لیبرال را به این نتیجه برساند که "حالا دیگر ترامپ یک رئیس جمهور شده است". معاملۀ عربستان هم بخشهای دیگری را به همین نتیجه میرساند و ترامپ به این هم نیاز دارد.
ششم و مهم تر از همه این که فروش اسلحه ای با این حجم به عربستان تازه اول کار است. امارات و کویت و دیگران هم باید به خط شوند. ناتوی عربی را که با آن شمشیرها نمی شود ساخت. اما هم ترامپ و هم خود شیوخ عرب این را می دانند که هر چقدر هم اسلحه بارشان کنند قادر به پیشبرد جنگی موفق در مقابل ایران نیستند. آنها با ائتلافشان در یمن نیمه جان گیر کرده اند و نمی توانند آن را آبرومندانه تمام کنند. حدس این چندان دشوار نیست که جنگ با ایران به چه قیمتی برایشان تمام می شود. فقط در یک حالت است که شانسی خواهد داشت و آن هم تسلیح اتمی و حملۀ اتمی به ایران . اما این هم تاز زمانی که ایران به برجام عمل کند راهش بسته است. پس موضوع بیزنس است و نه چیز دیگری. برای بیزنس هم باید بازار را داغ نگه داشت و این بازار فقط تا زمانی گرم است که آن خطر هم سر جایش باشد. ایران را بردارید چیزی برای ترساندن باقی نمی ماند. همین هم معنای سخنرانی ترامپ است که بیخ گوش رئیس و الرؤسای تروریسم داعشی و القاعده ای ایران را منشأ تروریسم و نا آرامی در منطقه و دنیا نامید. باز هم یعنی این که "بسلفید برادران. مشتری ها به صف". و همۀ اینها یعنی چه؟ یعنی این که خیالتان راحت باشد، ما بنا نداریم کارتان را انجام بدهیم. حمله ای به ایران در کار نیست. رژیم چنج هم (ضمن اظهار تأسف برای اپوزیسیون رادیکال سرنگونی طلب) فعلا بایگانی شده است. خودتان هستید که باید از خودتان دفاع کنید.
ابوترامپ الآمریکی دوست خوبی برای شیوخ عرب است. این دوستی بر دوام باد.
4 خرداد 96
24 مه 2017