وضعیت جنگی، تقابل نظامی و مبارزه طبقاتی - گفتاری در زمینه تحولات پس از حمله موشکی به عین الاسد
وضعیت جنگی، تقابل نظامی و مبارزه طبقاتی - گفتاری در زمینه تحولات پس از حمله موشکی به عین الاسد
وضعیت جنگی، تقابل نظامی و مبارزه طبقاتی - گفتاری در زمینه تحولات پس از حمله موشکی به عین الاسد
سوسیالیسمِ ایالات متحده، حاشیه ای بر فرهنگ سیاسی رسمی است. آرایش طبقاتی آن هم همین را بازتاب می کند. این سوسیالیسم دارای تحصیلات دانشگاهی، متمول (یا حداقل صاحبِ والدینِ متمول)، و عموما هم ساز با دغدغه های متخصصین و دانشجویان طبقه متوسط است
اکنون این دو قطبند که سرنوشت منطقه و جهان را رقم می زنند. پرسش اساسی که در برابر کمونیسم معاصر قرار دارد این است که آیا در فرصت باقی مانده و در دل این تلاطمات قادر خواهد بود به نیروئی مادی و مؤثر بر وقایع بدل گردد یا نه. این دوران تحولات بزرگ است و برای شکل دادن به این تحولات باید به نیروئی بزرگ بدل گردید
دولت فقط زمانی می تواند اقتصاد را کنترل کند که آن را به تصرف خود درآورد. یک دولت توتالیتر، همان طور که کمونیست های عصرحجر خواهان آن هستند. تازه چنان دولتی هم ممکن است از طریق تجارت خارجی [همان] طاعون را وارد کند
در طول بیش از 20 سال گذشته، فراگیر شدن گروه های "جامعه مدنی" فرهنگ سیاسی را به گونه ای تغییر داده است که به منافع استعمار غربی خدمت می کند.
وی این ترور را اقدامی نقشه مند و بر بستر یک استراتژی پایه ای تر ارزیابی می کند که از سوی آمریکا از مدتها پیش تدارک دیده شده است. و روشن است که این تفاوت در ارزیابی به تفاوت در واکنش نسبت بدان نیز می انجامد. از نظر نویسنده این ترور حلقه تعیین کننده ای در " نبرد تمام عیار بر سر شکل گیری آرایش جدید منطقه ای" بود که هدف آن زدن سر محور مقاومت بود و نه چیزی کمتر از آن
یادداشت سردبیر:
زمینه ها و ابعاد واقعه ترور قاسم سلیمانی و ابومهدی المهندس و همراهانشان در فرودگاه بغداد گسترده تر از آنند که بتوان در فرصتی کوتاه به اظهار نظرهای جامعی در قبال این واقعه و تأثیرات آن هم بر آرایش سیاسی و هم بر روند مبارزه طبقاتی در کشورهای مختلف منطقه پرداخت. یادداشتهای حاضر تنها بخشی از گفتگوهائی در جریان یک مباحثه گسترده تر هستند و نه اعلام مواضع قطعی شرکت کنندگان در مباحثه. با این حال انتشار همین مباحثات مقدماتی به نظر ما می تواند مفید واقع شود.
و برای فتح خیابان، هم باید ابزارها و روشهای لازم برای خنثی کردن ماشین سرکوب دولتی را یافت و به کار برد و هم باید که نیروهای مخرب بورژوازی را از آن بیرون راند. مبارزه ای که در دو سطح مختلف در جریان خواهد بود. در سطح اتخاذ تاکتیکهای مبارزاتی ای که تقابل نهائی با دستگاه سرکوب حاکم را تا حد امکان و تا زمانی که صف توده های کارگر و زحمتکش فاقد انسجام لازم است به تعویق انداخته و امکان وسیع ترین مشارکت ها در اعتراض خیابانی را در اختیار توده ها قرار دهد. و در سطح مضمونی با طرح مطالبات و چشم اندازهائی که متضمن منافع لحظه ای و تاریخی توده های کار و زحمت بوده و امکان تمرکز مبارزه بر دشمن واقعی طبقه کارگر یعنی کلیت نظم سرمایه داری با تمام دولت و اپوزیسیون درون طبقاتی اش را فراهم کند.
پافشاری بر شعار علیه آمریکا و امپریالیسم برای ترسیم خطوط حائل با چپ بورژوائی پروغرب که طبقات دیگر را نمایندگی میکند، وجوه تمایز طبقاتی با آنرا نشان نداده و امکان هجمۀ سیاسی رذیلانه را به آنان میدهد، بدون آنکه ضمانتی برای جهتگری طبقاتی خود این جنبش در آینده باشد
مسأله فقط این است که این دیگر زمین بازی خودی آن بالائی ها نیست. آن هم در جهان امروز و در مقطعی که نظم مسلط بر جهان برای نخستین بار پس از فروپاشی دیوار برلین در برابر چالش پائینی هائی قرار می گیرد که دیگر تن به پذیرش خفت نظام طبقاتی نمی دهند
"دود از کنده بلند شد". راست میگوید. آنجلا دیویس کنده است. کنده ای از نوع فرج سرکوهی و سردبیر محترم اخبار روز
هرچند که "رفقا" به سیاق گذشته از این سوراخ به سوراخ دیگری خواهند خزید و تمام ماجرا را به دوگانگیِ "کدام امپریالیسم بدتر است" فروخواهند کاست. اما این غیر قابل انکار است که در این صف بندی جدید، انتخابشان پیشاپیش مشخص است و در جایگاه دشمنِ طبقه ی کارگر و زحمتکشان قرار دارند
ده سال قبل من برای اولین بار اینجا بودم... تا از دیکتاتوری نظامی حاکم بر بولیوی شکایت کنم و بگویم که مردم ما یک دولت دمکراتیک می خواهند. هم اکنون ما یک دولت دمکراتیک داریم و امروز من بعد از ده سال دوباره اینجا هستم تا شکایت کنم که ما یک دمکراسی داریم. دمکراسی ای که با گرسنگی توأم است.
اگر کسی در این میان به فکرش برسد که کالاهای اضافی را بجای نابود کردن، در میان نیازمندان تقسیم کند، دست کم ساده لوحی بیش نیست
خیزش آبان تنها لحظه ای بود از روندی پایدار تر. لحظه ای از جنبشی در حال عروج که از دی ماه 96 و حتی از ماههائی پیش از آن آغاز شده بود و اکنون برای دومین بار مغلوب جدال بزرگتری می شد که در عرصۀ ژئوپلیتیک در جریان بود و جنبش براندازی به عنوان بازوی یک سر این جدال در داخل عمل می کرد. خیزش مغلوب شد اما آن جنبش تازه در آغاز راه است.