شدت و حدت مقاومت توده های زحمتکش در برابر آخرین تهاجم مستقیم برعلیه سطح معیشت کارگران و توده های زحمتکش و کم درآمد و بمنظور تثبیت و افزایش سود طبقات سرمایه دار در خیزش آبان 98، ارکان کل جامعۀ ایران را به لرزه درآورد. خیزش آبان 98 ادامۀ و انفجار منطقی روندی دیرپاتر بود که صدای پای مبارزات آن در دی ماه 96 و مدتها قبل از آن در اعتراضات کارگران و توده های زحمتکش و فقیر بصدا در آمده بود. اینبار اما عنصر طبقاتی اعتراضات بیش از بیش مهر خود را بر سپهر سیاسی مبارزات، عناصر، نیروهای دخیل و فضای سیاسی جامعه کوبید.
امسال در شرایط متاثر از فضای پسا سرکوب سالگرد گرامی داشت 16 آذر برگزار گردید. این امر کاملا طبیعی و قابل انتظار بود، که براندازان قدیمی و متحدان جدیدشان از چپ ستون پنجمی تا گروهبندیهای مجاهد و سلطنت طلب زیر چتر حمایتی بورژوازی غرب و در سایۀ جدال عظیم ژئوپولیتکی در حال جریان برای کسب موفقیت و موقعیت بهتر با جمهوری اسلامی، نیز سعی نمایند، روایت مورد نظر خود را در بزرگداشت این واقعۀ تاریخی، آنطوری که انتظار مورد توجۀ افکار عمومی نیز قرار بگیرد، اراده کنند و مجددا برای "فتح" سنگری دیگر در مسیر "سرنگونی" و"وصال به جامعۀ آزاد (بازارهای) جهانی" تلاش نمایند. و این امر نیز هر چند در فضای سرکوب ضعیف، همانطور که انتظار میرفت، اتفاق افتاد.
اینبار اما در جهان تغییر یافته پس از آبان دیگر این تنها بلوک طرفدار "دمکراسی" و "دختران رنگی" و "آزادی مدنی" و امثالهم نبود که مختصات مبارزۀ سیاسی در ایران را تعیین میکرد. اینبار تمام آتشباری سیاسی آنها "تنها" با حمایت و پیشتیبانی آتش عظیم بورژوازی غرب، مدیا و دستگاه اداری و حقوقی آن امکان پذیر بود.
ماهیت عمیقا طبقاتی خیزش آبان بموازات جنبش واقعا موجود بورژوائی شرایط و زمینه های مادی حضور نیروهای دیگری، که مضامین طبقاتی آنرا نیز بر پرچم خود حمل کنند، آماده ساخت. بعنوان بخشی از این "جنبشی دیگر" ما در در دانشگاه شاهد حضور مؤثر یک جنبش دانشجوئی دیگر نیز بودیم. میشد حدس زد، که متاثر از خفقان هژمونی فکری دهها سالۀ چپ دمکراسی خواه پرو غرب و بختک سنگین سیاسی روشنفکران طبقات متوسط در داخل و خارج از کشور، اولین تلاشها برای کنار زدن این بختک طبقاتی دمکراسی خواهان از گردۀ سیاسی زحمتکشان و توده های فقیرنیز به مطلوبترین شکل آن پیش نرود. این اتفاقی است کاملا طبیعی و نه دور از انتظار.
اما علیرغم جهتگیری سیاسی این جنبش جدید دانشجوئی، غیبت مطالبات طبقاتی چه در بیانیۀ دانشجویان دانشگاه تهران و چه در سطح شعارهایشان، نمیتواند بازگوی جهت گیری و تعهد طبقاتی این حرکت بوده و آیندۀ تعهد طبقاتی آنرا تضمین نمایند.
آکسیون دانشجویان به درستی چپ پروغرب را مورد انتقاد قرار داد. اما پروغرب بودن چپ مورد نظر این دانشجویان بیش از آنکه ناشی علاقه ای عاطفی و یا ذهنی به غرب باشد، بیانگر "همسوئی منافع" طبقاتی با نظام سرمایه داری غرب و مشتقات سیاسی و معنوی آن در زمینه های "آزادیهای مدنی- جنسی و سیاسی" با آن است. مبارزه سیاسی با این چپ نمی تواند به همسوئی و یا تعلق خاطر آنان به دول غربی محدود مانده و مضامین اجتماعی سیاست آنان را در بر نگیرد. پافشاری بر شعارعلیه آمریکا و امپریالیسم برای ترسیم خطوط حائل با چپ بورژوائی پرو غرب که طبقات دیگر را نمایندگی میکند، وجوه تمایز طبقاتی با آنرا نشان نداده و امکان هجمۀ سیاسی رذیلانه را به آنان میدهد، بدون آنکه ضمانتی برای جهتگری طبقاتی خود این جنبش در آینده باشد.
فراخوان برگزاری آکسیون از سوی "جمعی از دانشجویان دانشگاه تهران" به منظور اعتراض به سرمایه داری و امپریالیسم و دفاع از سوسیالیسم اعلام شده بود. شاید گروههای دیگری نیز در چنین فراخوانی مشارکت داشتند. اما همین عنوان به تنهائی کافی است که آکسیون از زاویه دید مارکسیستی مورد قضاوت قرار بگیرد و انتظاراتی فراتر از یک آکسیون اعتراضی رایج در مقابلش قرار داده شود. شعارهای خود آکسیون نیز سطح چنین انتظاراتی را بالا می برند. تجمعی که "علیه سرمایه داری و امپریالیسم" برگزار شد و شعار "مرگ بر امپریالیسم – درود بر سوسیالیسم" نیز در آن سر داده شد. بیانیه پایانی تجمع دانشجویان نیز حاوی نکات درخشانی است که تاکنون با این صراحت در جریان آکسیونهای اعتراضی مشاهده نشده بودند. مرزبندی قاطع با جنبش سبز و اعلام این واقعیت که خیزش آبان 98 نه در امتداد جنبش سبز بلکه علیه آن جنبش به وقوع پیوست و همچنین مرزبندی بدون ابهام با چپ ستون پنجمی از نقاط قوت حرکتی بودند که هنوز در آغاز کار است. اما معلوم نیست به چه دلیل این آکسیون در حد عامترین شعارهای سیاسی محدود ماند و به فراخوانهای عمومی همبستگی کارگران ایران و شیلی و لبنان و فرانسه و یا محکوم کردن حقوق بشر دمکراسی و خصوصی سازی ها اکتفا کرد بی آن که نه در بیانیه و نه در شعارها حتی کلمه ای از پایه ای ترین مطالبات توده کارگران و زحمتکشان بر زبان بیاورد. از این نقطه نظر آکسیون 16 آذر دانشجویان حتی از آکسیونهای دانشجوئی سال گذشته و همزمان با اعتصاب کارگران هفت تپه نیز عقب تر بود. در جریان آن حرکتهای اعتراضی سال گذشته می شد شعارهائی مبنی بر محکومیت آموزش خصوصی و درخواست آموزش رایگان همگانی را هم دید. در آکسیون 16 آذر امسال این دانشجویان اما خبری از چنین شعارهائی نبود.
تأکید بر شعارهای تعیین کننده جهتگیری های عمومی سیاسی البته امری است لازم. اما این برای تضمین یک جهتگیری حقیقی به نفع سوسیالیسم توده های کارگر و زحمتکش به هیچ وجه کافی نیست. آن هم در کشوری که مخالفت با آمریکا از ارکان رسمی سیاست خارجی آن به شمار می رود. آن چه استقلال یک جنبش طبقاتی را تضمین می کند صرفا این جهتگیری های عمومی نیست، مضامین طبقاتی مشخصی است که هر جنبشی با آن خود را تعین می بخشد.
آیا دانشجویان سازمانده آکسیون فکر می کنند که بدون بلند کردن پرچم مبارزه برای آموزش رایگان و ممنوعیت آموزش خصوصی، بدون مبارزه برای بهداشت رایگان و ممنوعیت پزشکی خصوصی، بدون مبارزه برای کاهش رادیکال ساعت کار هفتگی به 30 ساعت، بدون طرح مطالبه محدود کردن حداکثر درآمد به پنج برابر حداقل دستمزد و بدون شعارهای مشابهی در زمینه مسکن، حمل و نقل و سایر خدمات اجتماعی قادر خواهند بود که به جنبشی مستقل از طبقات حاکم شکل دهند؟ اگر چنین فکر می کنند، اشتباه می کنند.
23 آذر 1398 – 15 دسامبر 2019
سعید عطاپور
بعدالتحریر: در متن اولیه به اشتباه نام "جمعی از دانشجویان و دانش آموختگان مارکسیست دانشگاههای ایران" به عنوان فراخوان دهندگان اعلام شده بود که با توضیح کاربران اصلاح شد.
- Add to Phrasebook
- No word lists for Persian -> German...
- Create a new word list...
- Copy