پس از آرامکو!
گفتاری در زمینه حملۀ وسیع حوثی ها به پالایشگاه و میدانهای نفتی آرامکو، علل تشدید جدال در منطقه خاورمیانه، تفاوت بین استراتژی های تقابل چین و روسیه با آمریکا و ایران با آمریکا و جابجائی های عمیق هژمونیک در توازن قوای طبقاتی
گفتاری در زمینه حملۀ وسیع حوثی ها به پالایشگاه و میدانهای نفتی آرامکو، علل تشدید جدال در منطقه خاورمیانه، تفاوت بین استراتژی های تقابل چین و روسیه با آمریکا و ایران با آمریکا و جابجائی های عمیق هژمونیک در توازن قوای طبقاتی
{KomentoLock}در مقطع اعتصاب اسماعیل بخشی خود سخنگو و رهبر این مشی در هفت تپه بود. او خود در راندن جنبش اعتصابی به سوی "جنبشهای مدنی" نقشی اساسی ایفا نمود. او خود جنبش را به مسیری سوق داد که شکاف در میان کارگران و شکست سرنوشت محتوم آن بود
از آنجایی که در جامعه ی امروزین حرّاف ترین، پرسروصداترین و "والاترین" طبقات هم درک مشابهی از این عبارت خواهند داشت، تنها به همین دلیل این مطالبه نه پرولتاریایی، بلکه بورژوایی خواهد بود.
نه از طریق "ریاضت کشی درون-جهانی"، نه از طریق اخلاقِ کالوینیستی، بلکه از طریق "قانون گذاریِ خونخوارانه علیه سلب مالکیت شدگان" "در انتهای قرن 15 و سراسر قرن 16 در تمام اروپای غربی" بود که پرولتاریای محروم از قانون که از خاک و زمین شان رانده و تبدیل به خانه به دوشان و گدایان شده بودند، در باره ی انضباط کار "آموزش دیدند". قانون با آنها مثل مجرمین "خودخواسته" رفتار می کرد و پیش فرضش این بود که ادامه دادن به کار تحت شرایط کهنی که دیگر وجود نداشت تماما در حیطه توان آنها [پرولتاریا] بود
ازدواج با همجنس اهمیت نمادین دارد؛ پیروزی اش در سپهر عمومی تصدیق کننده ی هر نوع رابطه ی جنسی دیگری ست که از بند های خانوادگی و فرزندپروری رها شده است. کنترل کردن قواعد نمادین زبان اجتماع ابزاری موثر برای رسیدن به تسلط است. زوج های همجنس گرا نوک نیزه ی کنونی هستند که برای تولید کردن ایده آل های جدید هنجاری به حرکت درآورده شده اند.
ایالات متحده 6.727.084 تن بمب بر سر 60 تا 70 میلیون مردم در آسیای جنوب شرقی ریخت. بیش از سه برابر جمع بمبهائی که در جریان جنگ دوم جهانی بر مردم آسیا و اروپا ریخته بود
وبسایت آلمانی آنالیتیک در شمار معدود وبسایتهائی است که تحولات ژئوپلیتیک را با دقت دنبال می کند و در اغلب موارد به ارائه تحلیلهائی می پردازد که منعکس کننده روابط واقعی اند. این وبسایت در رابطه با انتخاب بوریس جانسون به نخست وزیری انگلیس نیز یادداشت کوتاه اما قابل توجهی منتشر کرده است. می نویسد:
گفتاری در زمینه تشدید تضادهای طبقاتی، نقش چپ در منفعل نمودن جنبش کارگری در برابر تعمیق سرمایه داری عنان گسیخته بازار آزادی، فراهم آمدن زمینه های طرح مطالبات پایه ای طبقاتی و تلاش چپ در مسخ این مطالبات و تبدیل آن به زیر مجموعه ای از جنبش ضد رژیمی
روزی آلیسیا در آئینه ای فرو میرود تا جهان را بر عکس ببیند. آگر آلیسیا امروز دوباره به دنیا بیاید، لازم نیست برای معکوس دیدن دنیا در یک آئینه فروبرود، فقط کافی است از پنجرۀ اتاقش به جهان بیرون نگاهی بیاندازد
گفتاری در زمینه تلاطم در خاورمیانه، جدال بین ایران و آمریکا، تغییر در توازن قوای طبقاتی، بحران لیبرالیسم، انحطاط جنبش سرنگونی و مبانی سیاست ورزی کمونیستی
در هولوکاست بنگالی جنگ جهانی دوم در سالهای 1942-1945 (هولوکاست هندوستان، قحطی بنگال در جنگ جهانی دوم) 6-7 میلیون هندی عمدا به دلایل استراتژیک بوسیله انگلیس با همدستی استرالیا با مرگ از طریق گرسنگی به قتل رسیدند. این جنایت در تاریخ با گذشت نسل ها بوسیله روزنامه نگاران غربی، سردبیران، سیاست مداران و مطبوعات از آگاهی عمومی پاک شد
از آنجا که مباحثه حاضر فراتر از جدال سیاسی لحظه ای کنونی از اهمیتی متفاوت در تبیین هویت کمونیستی و روشن شدن چشم اندازهای برنامه ای و مسائل مربوط به تاکتیک و استراتژی برخوردار است، به نظرمان مفید تر رسید که این مباحث را از مجادله آغازین منفک نموده و در روالی مجزا امکان تداوم آن را در اختیار بگذاریم
هنگام مبارزه برای مناطق نفوذ و همچنین در مورد جنگ، اغتشاش سنتی چپ در رابطه با دولت و سرمایه معکوس می شود: چپ همواره گمان می برد که نفت یا طلا یا چیزی از نوع ماده خام باید در زیر زمین مورد منازعه قرار داشته باشد تا امپریالیست ها ارزش جنگیدن برایش قائل باشند
همۀ آنانی که در این مباحثه و مجادله شرکت داشته و یا خواهند داشت، علیرغم هر درجه ای از دوری و نزدیکی مواضع و هر میزانی از تلخی در مجادلات، در روندی شرکت کرده اند که بی شک به تحکیم صفوف کمونیستی پرولتاریا یاری خواهد رساند.
برای مثال در مورد ایران، در این شکل حاد، آلمانی ها دارند چیزی جدید را تجربه می کنند. این بار، فی نفسه در سمت بچه های خوب نایستاده اند و دیگر نقش مولفِ همکار در نوشتن تحریم های گزاف علیه خرابکارانِ نظم و عرفهای خوب جهانی را بازی نمی کنند، بلکه خودشان هم تهدید شده اند که شرکت هایشان از بازار آمریکا، موسسات مالی شان از دلار آمریکا، و بانک هایشان از بازارهای مالی امریکا به بیرون رانده خواهند شد