User account menu

  • ورود
  • فارسی
  • English
  • German
  • Italian
خانه
تدارک کمونیستی

Main navigation

  • خانه
  • مقالات
  • یادداشتها
  • گفتارها
  • کنفرانسها

بهمن شفیق

مسیر راهنما

  • خانه
  • بهمن شفیق

13 کارگری که به حبس ابد محکوم شدند و حکایت بورژوازی ملی

13 کارگر برای مرگ یک نفر به حبس ابد محکوم شدند. حکمی سنگین که حتی برای قتل عمد نیز به سختی صادر می شود. حکمی که بیش از هر چیز حاکی از انتقامی طبقاتی است و با موازین حقوق جنحه و جنائی مرسوم در اکثر کشورهای دنیا هیچ قرابتی ندارد.

 

  • ادامه خواندن درباره 13 کارگری که به حبس ابد محکوم شدند و حکایت بورژوازی ملی
  • برای گذاشتن کامنت وارد شوید یا حساب کاربری ایجاد کنید

پول پوت و 600 میلیون دلار خسارتی که کامبوج باید به آمریکا بپردازد

نام کامبوج در "افکار عمومی" جهانیان در درجۀ نخست با دیکتاتوری خونین "کمونیستی" خمرهای سرخ تداعی می شود. دیکتاتوری ای که به طور مسلم مسئول قتل عام نیمی از جمعیت 7 میلیونی کامبوج معرفی شده و به عنوان تجسم خونین کمونیسم به طور مداوم در معرض دید جهانیان قرار می گیرد 


 دولت آمریکا از کامبوج خوستار غرامتی بالغ بر 600 میلیون دلار شده است. خسارتی که دولت آمریکا برای هزینه های حمایت این دولت از دیکتاتوری ژنرال لون نول اکنون خواستار استرداد آن است. ژنرال لون نول در سال 1970 از طریق کودتای نظامی سازمان دهی شده توسط سیا پرنس سیهانوک، شاه کامبوج، را که در سفر به پکن و مسکو به سر می برد از قدرت خلع نمود و دیکتاتوری نظامی ای را بر کامبوج حاکم کرد که تا سال 1975 قدرت را در دست داشت. در سال 1975 لون نول توسط خمرهای سرخ به رهبری پول پوت سرنگون شد. اکنون دولت آمریکا برای حمایتش از این دولت دست نشانده خواستار غرامت از کامبوج است.

کامبوج امروز البته کامبوج خمرهای سرخ نیست. این نیز کشوری است تأمین کنندۀ نیروی کار ارزان برای کارخانجات چینی و مواد خام برای بازارهای جهانی. کشوری با تمام مشخصات همۀ کشورهای دیگری که در دهه های اخیر زیر چتر حمایت بازار جهانی با ارگانهایش، صندوق بین المللی پول و بانک جهانی، قرار گرفته اند. با فقر گسترده ای که به علت تسلط مناسبات دهقانی البته هنوز ابعاد فقر کشورهای تماما سرمایه داری را به خود نگرفته و جمعیت قلیلی از ثروتمندان افسانه ای.

اما تاریخ جنگ ویتنام و وقایع منجر به قدرت گیری و سپس سقوط خمرهای سرخ هنوز زنده تر از آنند که بتوان از آنها به عنوان وقایعی دور دست که تنها در پستوهای حافظۀ تاریخی ملت کامبوج جا گرفته اند، از آنها سخن گفت. این وقایع دو وجه متفاوت را در بر میگیرند. دو وجهی که قضاوت "افکار عمومی" جهانی و مردم کامبوج از آنها کاملا متفاوت و متضاد است.

نام کامبوج در "افکار عمومی" جهانیان در درجۀ نخست با دیکتاتوری خونین "کمونیستی" خمرهای سرخ تداعی می شود. دیکتاتوری ای که به طور مسلم مسئول قتل عام نیمی از جمعیت 7 میلیونی کامبوج معرفی شده و به عنوان تجسم خونین کمونیسم به طور مداوم در معرض دید جهانیان قرار می گیرد. پول پوت – در کنار استالین و البته هیتلر - نامی است که در مجادلات سیاسی برای بی اعتبار کردن طرف مقابل کارآئی کامل دارد. از وجه دیگر تاریخ آن سالهای کامبوج کمتر کسی چیزی میداند و یا اگر هم می داند آن را به هیچ وجه هم سنگ جنایات پول پوت قلمداد نمی کند. اگر چنین بود، اگر آن وجه دیگر تاریخ کامبوج آن سالها در ذهن جهانیان حضور داشت، دولت آمریکا به هیچ وجه به خود اجازه چنین وقاحتی را نمی داد. تصویر دولتمرد - و همچنین شهروند وفادار به این دولت - آمریکائی این است که دولت آمریکا از یک دولت مدرن در کامبوج که آیندۀ روشنی را برای این کشور نوید می داد حمایت کرده است. در پس پردۀ ادعای غرامت دولت آمریکا حقانیتی نهفته است که این دولت برای خود قائل است. گوئی که در آن سالها برای توسعۀ کامبوج به دولت آن کشور کمک کرده است و این کمکها بر باد رفته اند. واقعیت اما چیز دیگری است.

در سال 1970 و پس از قدرت گیری لون نول، یعنی زمانی که دولت مرکزی پنوم پن دست نشاندۀ آمریکا بود، دولت آمریکا تهاجم گستردۀ نظامی خویش به کامبوج را آغاز کرد. این تهاجم بر خلاف ویتنام نه با هدف اشغال کامبوج بلکه با هدف قطع راه ارسال اسلحه چین و شوروی از طریق کامبوج به ویتنام شمالی و ویت کنگ صورت می گرفت. متناسب با این هدف، بمباران گستردۀ کامبوج در دستور کار قرار گرفت. این بمباران از سال 1970 آغاز و تا سال 1974 ادامه داشت. تمام مناطق حاشیۀ رود مکنگ هدف بمباران گستردۀ هواپیماهای آمریکائی قرار گرفت. در این سه سال بیش از 500 هزار تن بمب بر کامبوج ریخته شد. این مقدار دو برابر کل بمبی بود که آمریکا در جنگ جهانی دوم بر ژاپن فروریخت و بیش از کل بمبی که بر آلمان فرو ریخت. بر کامبوج کوچک نیمی از بمبی ریخته شد که در کل جنگ جهانی دوم توسط آمریکا مورد استفاده قرار گرفت. علاوه بر اینها هر جا که امکانش بود، مین گذاری شد.

در نتیجۀ بمباران آمریکا بیش از 500 هزار نفر از مردم کامبوج به قتل رسیدند و کل روستاهای این کشور خالی از سکنه شد. روستائیان برای فرار از بمباران خانه و مزرعه را رها کرده و به سمت پنوم پن و شهرهای بزرگ دیگر سرازیر شدند که تحت کنترل ژنرال دست نشاندۀ خود آمریکائیان بود. کشاورزی کامبوج یکسره ویران شد و در سال 1975، یعنی سال به قدرت رسیدن خمرهای سرخ، قحطی و مرگ وسیع توده ای به خطری فوری تبدیل شده بود. در چنین شرایطی بود که خمرهای سرخ قدرت را به دست گرفتند و از این نقطه به بعد فصل دیگری در تاریخ کامبوج شروع شد و همین فصل است که به عنوان سندی از جنایت بر علیه بشریت در اذهان تودۀ جهانیان به ثبت رسیده است. درست به مانند تصویری که برای دهه های طولانی از سرخپوستهای جنایتکاری در اذهان حک شد که به کاروانهای زنها و کودکان بیگناه سفیدپوستان کشاورز حمله کرده، پوست سر مردان را می کندند و به زنان تجاوز نموده و کودکان را به سیخ می کشیدند. بر سر خمرهای سرخ نیز همین آمد و کوچکترین ابراز تردید دربارۀ ابعاد جنایات خمرهای سرخ با حدت و شدت تمام در نطفه خفه شد و منتقدی مثل چامسکی هم وادار به خفقان شد.

واقعیت حاکمیت خمرهای سرخ اما کاملا متفاوت بود. پول پوت در شرایطی قدرت را به دست گرفت که تمام ساختارهای تولید کشاورزی نابود شده بود و در کشوری که تولید آن تقریبا منحصرا در بخش کشاورزی صورت می گرفت این یعنی از هم پاشیدن بنیادهای تولیدی کامبوج. روستاها خالی از سکنه و شهرها پر از شکمهای گرسنه بودند. برای پاسخ به این وضعیت بود که خمرهای سرخ سیاست خالی کردن شهرها و گسیل تودۀ مردم بیکار و خارج از مدار هر گونه تولیدی به روستاها را در دستور کار گذاشتند. سوسیالیسم روستائی خمرهای سرخ را نمی توان منحصرا مؤلفه ای ایدئولوژیک به شمار آورد و وضعیت اضطراری کشور را در نظر نگرفت. این در واقع نوعی سوسیالیسم روستائی جنگی بود.

بدون اعمال قهر هیچ صحبتی از ایجاد تغییر نمی توانست در میان باشد و بدون تردید آنها برای اجرای این سیاست دست به خشونت نیز زدند. بدون تردید آنها حتی خشونتی شدیدتر بر علیه دست نشاندگان آمریکا نیز به کار گرفتند و سرانجام بدون تردید آنها نسبت به اقلیتهای چینی و ویتنامی نیز سیاست دوستانه ای اتخاذ نکردند. اما تمام اینها در مقایسه با فاجعۀ پیش از آن از یک سو و در مقایسه با دستاوردهای سیاست خمرهای سرخ از سوی دیگر، در ابعادی کاملا متفاوت نمودار می شوند.

سیاست بازگرداندن جمعیت به روستاها در کوتاهترین زمان با موفقیتهای چشمگیر همراه بود. در طرف یک سال، نه تنها تولید کشاورزی بازسازی شده بود، بلکه در پایان سال 1976 حتی بخشی از محصولات کشاورزی صادر نیز شد. پول رسما از میان رفت و بانکداری و نزول خواری هم همراه با آن رخت بر بست. بانکدارها برای کشت برنج به مزارع فرستاده شدند و بانکها منفجر شدند. کاری ابلهانه که تنها با کینۀ عمیقی قابل توضیح است که در میان تودۀ بینوایان فشرده در شهرها نسبت به نخبگان مالی قابل فهم است.

سه سال حاکمیت خمرهای سرخ برای تودۀ محروم دهقانان و مستمندان کامبوج نه تنها دوران ترور و وحشت نبود، بلکه برعکس، دورانی از بازگشت به زندگی عادی و تأمین حداقلی از معاش بود. این دورانی بود که در آن آموزش برای روستائیان اجباری شد. برنامۀ خمرهای سرخ باقی ماندن در سطح روستاها نبود. برعکس، بازسازی کشاورزی در این برنامه مقدمه ای بود برای تأمین اساسی ترین نیازهای کشور برای تهیه مقدمات رشد صنعتی آن.

و چنین شد که امروز حافظۀ تاریخی ملت کامبوج از وقایع آن دوران به گونه ای کاملا متفاوت یاد می کند.  اسرائیل شامیر، روزنامه نگار یهودی سوئدی با اصلیت روسی در سال 2012 به کامبوج سفر کرد تا دربارۀ وقایع دوران مزبور تحقیقات بیشتری به عمل آورد. آنچه او پیش از همۀ نکات دیگر در گزارش یادآور می شود حیرت وی از تلقی حاکم بر مردم کامبوج از دوران مورد بحث است. شامیر می نویسد که برای مردم کامبوج هنری کیسینجر، همان کیسینجر برندۀ جایزۀ صلح نوبل، جنایتکاری است که در خاطره ها مانده است و نه "رفیق" پول پوت. پول پوت در مقابل به عنوان یک قهرمان ملی در خاطرۀ مردم کامبوج جا گرفته است. او عنوان می کند که مردم کامبوج در مقابل صحبت از "هولوکاست کمونیستها" فقط با مسخره کردن پاسخ می دهند. با این حال او به این اظهارات استناد نکرده و برای یقین پیدا کردن از وقایع و دیدن بقایای آن از دید یک منتقد از مزارع چونگ اک که محل به قتل رساندن قربانیان خمر سرخ بود و پس از سقوط آنان به پارک یادبودی برای جنایات خمرهای سرخ تبدیل شد نیز بازدید کرد. تنها توصیفات وی از این پارک برای نشان دادن بی پایه بودن تبلیغات ضد کمونیستی غرب کافی است.

شامیر می نویسد: "برای گوش دادن به طرف مقابل من به مزارع چونگ اک سفر کردم. جائی که قربانیان ادعائی خمرهای سرخ در آنجا به قتل رسیده و دفن شده اند. این مکانی است در 30 کیلومتری پنوم پن؛ پارک سبز مرتبی با یک موزۀ کوچک که بیشتر توسط توریستها بازدید می شود. نوعی "یاد واشم" برای کامبوج. تابلوئی اظهار می دارد که گاردهای خمرهای سرخ دو تا سه بار در ماه بین 20 تا 30 زندانی را به اینجا می آوردند و بسیاری از آنان را به قتل می رساندند. برای سه سال این رقم به عددی کمتر از 2 هزار نفر می رسد. اما تابلوی دیگری می گوید که آنها حقیقتا حدود 8 هزار جسد را کشف کرده اند. و بعد تابلوی دیگری که میگوید بیش از یک میلیون نفر به قتل رسیده اند. نوآم چامسکی گفته بود که رقم مردگان در کامبوج احتمالا «با ضریب هزار» افزایش یافته است.

هیچ عکسی از کشتارها در دست نیست؛ موزۀ بی بضاعت اما به جای آن نقاشی های ساده ای را به نمایش می گذارد که در آنها به سبک و سیاق سنتی یک مرد قوی در حال کشتن یک مرد کوچک است. روی تابلوهای دیگری نوشته شده است «اینجا ابزارهای قاتلین نگهداری می شده است، اما چیزی از آنها باقی نمانده است» و مندرجات دیگری از این قبیل. برای من این یادآور داستان اسپانسور شدۀ دیگری از جنایات سرخهاست مثل ترور استالین در جریان قحطی اوکراین...".

مردمی که شامیر با آنان سخن گفته است به وی گفتند که تعداد قربانیان تهاجم ویتنام به کامبوج به مراتب بیش از کشته های دوران خمرهای سرخ بود. و همچنین تعداد کودکان و دهقانانی که در اثر اصابت مینهای کارگذاری شده آمریکائیان به قتل رسیده اند. امروز، یعنی بیش از چهل سال پس از آن وقایع، هنوز نیز روستائیان هنگام کار به مینهای ضد نفر بر می خورند و همچنین به بمبهای منفجر نشده ای که روی زمین مانده اند و برای خنثی کردن آنان روستا باید تخلیه شود.

تاریخ تاکنونی بشر را فاتحان نوشته اند و تردید در روایت این فاتحان یک پیش شرط دستیابی به آگاهی است.

2 فروردین 96

22 مارس 2017

http://www.counterpunch.org/2012/09/18/pol-pot-revisited/

http://www.revcom.us/a/v19/910-19/918/polpot.htm

  • ادامه خواندن درباره پول پوت و 600 میلیون دلار خسارتی که کامبوج باید به آمریکا بپردازد
  • برای گذاشتن کامنت وارد شوید یا حساب کاربری ایجاد کنید

1+5 کردی در هولیر که همان اربیل است

پرسشی که طرح می شود این است که چرا در این مورد کومه له با نام خود، یعنی با عنوان "کومه له، سازمان کردستان حزب کمونیست ایران"، در این میز گرد شرکت نکرده است؟ چرا "حزب کمونیست ایران" که لااقل در نام و در ادعا سازمانی محدود به کردستان نیست، در این میزگرد شرکت داشت؟

  • ادامه خواندن درباره 1+5 کردی در هولیر که همان اربیل است
  • برای گذاشتن کامنت وارد شوید یا حساب کاربری ایجاد کنید

از پسا تاریخ تا پسا حقیقت

 اکنون که همه جا لیبرالیسم فاتح جنگ سرد به مانع برخورده است، اکنون که حقایق بنیادی نظم سرمایه داری با قدرت تمام بختک دروغین ایدئولوژی رسانه ای غرب را در هم می درند، اکنون که غرب فاتح در جنگ بر سر تقسیم جهان در وضعیتی دشوار قرار گرفته است، دوران "پسا حقیقت" لیبرالیسم نیز فرا می رسد. دقیقا در همین "پسا حقیقت" لیبرالیسم است که شانس عروج کمونیسم نیز نهفته است

  • ادامه خواندن درباره از پسا تاریخ تا پسا حقیقت
  • برای گذاشتن کامنت وارد شوید یا حساب کاربری ایجاد کنید

برابر، نه بیشتر: سقف حقوق مدیران و نقطه ضعفی در بیانیه ما

مدیر دولتی نباید و مجاز نیست بیش از یک کارگر متخصص حقوق دریافت کند. بیانیه ما در این زمینه کمبود دارد. ما خواستار طرح این مطالبه شدیم که "حداکثر درآمد نباید بیش از 5 برابر حداقل دستمزد باشد". اما روشن نکردیم که کارگزاران دستگاه دولتی نباید شامل این 5 برابر بودن شوند.

  • ادامه خواندن درباره برابر، نه بیشتر: سقف حقوق مدیران و نقطه ضعفی در بیانیه ما
  • برای گذاشتن کامنت وارد شوید یا حساب کاربری ایجاد کنید

سقف حقوق مدیران - این مجلس و این دولت و این نظم را باید به آتش کشید

مبنای تعیین حقوق در اینجا نه سبد هزینۀ خانوار مدیران دولتی، بلکه میزان احتمالی درآمد آنها در بخش خصوصی است. این و دقیقا این استدلالی است که در همه کشورهای دنیا مجالس قانونگذاری هنگام بحث درباره تصویب قوانین مربوط به حقوق مدیران به میان می کشند. در حالی که هنگام صحبت بر سر حقوق بازنشستگی و حداقل حقوق و کمک هزینه های اجتماعی چرتکه ها بیرون کشیده می شود و نیم کیلو سیب زمینی و 120 گرم کره و 200 گرم شکر و دو عدد خودکار و سه عدد دفتر و امثالهم مبنا قرار می گیرند 

  • ادامه خواندن درباره سقف حقوق مدیران - این مجلس و این دولت و این نظم را باید به آتش کشید
  • برای گذاشتن کامنت وارد شوید یا حساب کاربری ایجاد کنید

روژآوا برای دفاع از منبیج به ارتش سوریه متوسل شد

اکنون قدرت واقعیات میدانی آنارشیستهای لیبرتارین روستائی را به سیاستی رسانده است که آنها از سالها پیش می توانستند اتخاذ کنند. سیاستی که اگر اتخاذ می شد چه بسا بسیاری از فجایع حمام خون سوریه اصولا واقع نمی شد، بسیاری از کینه ها و کدورتهای قومی و ملی خفه می شد و چشم اندازهای نوینی از اصلاحات اجتماعی گشوده می شد.

  • ادامه خواندن درباره روژآوا برای دفاع از منبیج به ارتش سوریه متوسل شد
  • برای گذاشتن کامنت وارد شوید یا حساب کاربری ایجاد کنید

تهاجم نظامی آمریکا به ایران، نگاهی به برخی ملاحظات نظامی یک ناظر

ظاهرا صدام حسین فکر میکرد که پس از جنگیدن با ایرانیان در جریان جنگ هشت ساله، حالا او قادر به مقابله با آمریکا نیز بود. که نبود. در واقع راهی که عراقی ها برای آمادگی در مقابله با حملۀ آمریکا انتخاب کردند هدیه ای رؤیائی به طراحان و تحلیلگران نظامی آمریکا بود به این دلیل که صدام "کاملترین" هدف را در اختیار آنها قرار داد: آرایشهای بزرگ نیروهای زرهی مستقر در صحرا بدون هیچ پوشش هوائی. 

  • ادامه خواندن درباره تهاجم نظامی آمریکا به ایران، نگاهی به برخی ملاحظات نظامی یک ناظر
  • برای گذاشتن کامنت وارد شوید یا حساب کاربری ایجاد کنید

قمار سنگین روژآوا

چپ روژآوا را به عنوان پروژۀ امید بخش خاورمیانه فروخت. ابله ترین چپها آن را حتی روزنه ای برای بشریت نامیدند. اکنون این پروژه در هیأت تاکنونی خود به پایان رسیده است. ممکن است روژآوائی کماکان به حیات خود ادامه دهد. اما برای این کار اتفاقا باید حمایت کسانی را جلب کند که در صف مقابل پدرخواندۀ تاکنونی اش قرار گرفته اند. برای مهار ترکیه، باید از حمایت روسیه و ایران و سوریه برخوردار بود نه از حمایت آمریکائی که معاون رئیس جمهور آن در سفر به ترکیه در فرودگاه آنکارا مورد استقبال معاون شهردار آنکارا قرار گرفت.

  • ادامه خواندن درباره قمار سنگین روژآوا
  • برای گذاشتن کامنت وارد شوید یا حساب کاربری ایجاد کنید

صالح مسلم و محللش

صالح مسلم می رفت تا حکم یک همسر سه طلاقه را برای چپ ایرانی پیدا کند. هر چه باشد و هر بلائی سر چپ ایرانی آمده باشد، تابش هر اندازه ناچیز رادیکالیسم طبقاتی دوران انقلاب 57 هنوز به اندازه ای هست که در این مملکت معین نتوان دم از سوسیالیسم زد و همزمان سینه چاک دمکراسی آمریکائی بود. در این مملکت هنوز که هنوز است دست راستی ترین مواضع را باید به نام کمونیسم و کارگر بسته بندی کرد تا بتوان شانسی برای فریب کارگران داشت. در این مملکت هنوز حضرات باید کار "نرمالیزاسیون" را به فرجام برسانند و هنوز این خطر هست که با چسبیدن برچسب "نوکر سرمایه دار" بر پیشانی حضرات رادیکال چپ پروندۀ انان نزد بخشهای وسیعی از کارگران بسته شود

  • ادامه خواندن درباره صالح مسلم و محللش
  • برای گذاشتن کامنت وارد شوید یا حساب کاربری ایجاد کنید
Pagination
  • صفحه قبل ‹‹
  • Page 26
  • صفحه بعد ››
Subscribe to بهمن شفیق

مقالات

  • واقعه نگاری یک جنبش حماسی-۲: گزارشی از قیام خیابان علیه جنگ امپریالیستی-صهیونیستی
  • همه قدرت به خیابان – نقدها و اظهار نظرهایی درباره نامه سرگشاده
  • عراق در گذار به آینده ای متلاطم
  • جنگ، دولت و خیابان: گفت و گویی بر سر راه‌حل‌ها
  • همه قدرت به خیابان: نامه سرگشاده به آیت‌الله سید مجتبی حسینی خامنه‌ای
  • واقعه‌نگاری یک جنبش حماسی - ۱: گزارشی از قیام خیابان علیه جنگ امپریالیستی-صهیونیستی
  • ئاش به‌­تال
  • یادداشتهای جنگ – ۱: از قدرت نرم به قدرت سخت
تمام مقالات...

یادداشتها

  • سیران عربی: تناقضی ناسیونالیستی یا بازتاب دگردیسی آرمان های بورژوازی کرد؟
  • گفتند ایران باید بترسد، ولی حوثی‌ها نترسیدند!
  • جدال با نشانه‌ها یا با ریشه ها؟ در حاشیه گفتگوی راغفر و علیزاده
  • ژو رونگ جی، لیبرال‌ساز «با ویژگی‌های چینی» درگذشت
  • چینی ها رویای آمریکایی را به خاک سپردند
  • سئوتا، اسرائیل یا فقدان کمونیسم؟
  • فاریاب، کارگران، خیابان
  • نظام جدید تامین اجتماعی
تمام یادداشتها...

کنفرانسها

  • اهداف، ساختار و موازین سازمان تدارک کمونیستی
  • خطر فاجعه در حال وقوع و برنامه انتقالی برای مقابله با آن
  • قطعنامه درباره ائتلافهای نوین طبقاتی
  • اطلاعیه پایانی کنفرانس فوق‌العاده سازمان تدارک کمونیستی
  • گزارش به کنفرانس سوم: تنگنای مسکن
  • گزارش به کنفرانس سوم: درباره معضل مهاجرین و موضع کمونیستی، یک ارزیابی مقدماتی
  • دستمزد و قانون کار و مبارزات کارگران – گزارش به کنفرانس سوم سازمان تدارک کمونیستی
  • گزارشی از کنفرانس سوم سازمان تدارک کمونیستی
تمام مطالب کنفرانسها...