این مرده است که راه می رود: ناتو در سراشیبی سقوط
ناتو در سراشیبی سقوط، زوال سریع السیر حیرت انگیز امپراطوری طلایه دار نظم سرمایه داری در غرب و باز شدن افقهای مبارزه طبقاتی، شانس تاریخی تازه ای برای عروج کمونیسم در ایران
ناتو در سراشیبی سقوط، زوال سریع السیر حیرت انگیز امپراطوری طلایه دار نظم سرمایه داری در غرب و باز شدن افقهای مبارزه طبقاتی، شانس تاریخی تازه ای برای عروج کمونیسم در ایران
در اواسط بلوای ژن ژیان ئازادی دولت به ظاهر انقلابی بزرگترین خصوصی سازی تاریخ سرمایه داری ایران را رقم زد، واگذاری کارآمدترین بخش صنعت ایران (پتروشیمی خلیج فارس) به بخش خصوصی پیامی جز شلیک به شریان حیات طبقه کارگر در دل خود ندارد. این بخش از بورژوازی نهتنها همان راه دولت های ماقبل خود را رفته بلکه به شکل کاملا بی پروایی اقدام به اجرای خصوصی سازی با برچسب فریب «مولدسازی» کرده و تسلط تام و تمام بورژوازی بر طبقه کارگر را در دستور کار خود قرار داده است.
- "آره ولی دلم به حال خودمون سوخت. به همین آدمای تو قطار نگاه کن. شدیم مرده متحرک، قاچاقی زندهایم. همه هم دنبال اینن که سود کنند. کسی به کسی رحم نمیکنه. نگاه کن دیگه، حتی سیاسیها. موقع رای و کوفت و زهرمار میان سراغ ما. ولی بعدش از قبلی بدترند. هیچکی نیست کمک کنه. الان این بچهها رو نگاه کن، فکر میکنن سرشون روسری نباشه، لباسهای عجیب و غریب بپوشند کارِ خفنی میکنند. این چیزا مگه مشکل خونۀ منو حل میکنه؟! مگه مشکل دکتر رفتن رو حل میکنه؟! یه ویزیت ساده کلی پول میخواد دارو هم بدتر. خدا نکنه مریضی بدی داشته باشی. یا باید زندگیت رو بفروشی یا مستقیم بری تو قبر"
او درست میگوید که غرب دوز حمایت از اوکراین را به طور تدریجی بالا میبرد تا با واکنش شدید روسیه مواجه نشود. اما این محصول یک استراتژی هوشمندانه نیست. سیر تحولات به خوبی نشان میدهند که این محصول در افتادن به یک ورطه استراتژیک است، درافتادن به موقعیتی که از آن دیگر نمیتوان بیرون آمد. دقیقاً به همین دلیل هم این افزایش حمایت تدریجی نشانه فقدان استراتژی است، خود این باصطلاح استراتژی در حقیقت از سوی روسیه به غرب تحمیل شده است.
گفتاری در زمینه موقعیت کنونی کمونیسم در جهان امروز و در ایران؛ رابطه بین استراتژی، تاکتیک و سازماندهی؛ توانائی ها و ضعفهای اساس جریان کمونیستی؛ اهداف بلاواسطه و درازمدت و روشهای دستیابی به آنها
انگلس درباره جنگاوری مدرن به طور کلی و جنگ انقلابی به طور ویژه، ارتش توده ای و ارتش حرفه ای، مجادلات بر سر استراتژی جنگی در شوروی پس از انقلاب اکتبر، ارتش سرخ و جنگ دوم جهانی، سرمایه داری پسین و تغییر ساختار ارتش، جنگ اوکراین به مثابه تبلور تضادهای بورژوازی در عرصه جنگاوری، انقلابات رنگی به مثابه نوعی از جنگ، ملزومات و ضرورتهای جنگاوری در تدارک انقلاب اجتماعی
حال با خود مرور کنید همین طبقه سرمایهدار با دستگاه تبلیغاتی و پروپاگاندا گسترده و البته به یمن جامعه مدنی که در راستای منافع طبقه سرمایهدار ژست انساندوستانه به خود میگیرد، مقصر اصلی فقر شدید کارگران بیکار شده را خود آنان دانسته و میزان بالای دزدی را به گردن خود کارگران و به حاشیه رانده شدهگان میاندازد. اگر فقیر هستی مشکل از خود توست، اگر سالیان سال است که در خانه های استیجاری و در محیط های ناامن و با کمترین امکانات گذران زندگی میکنید مشکل از خود شماست.
ضرورت طرح بحث، جنگ و ارتش در گذر تاریخ، توسیدید و جنگهای پلوپنزی، تاکتیک و استراتژی نزد سون تسه، جنگ در دوران فئودالیسم، عروج بورژوازی و انقلاب در جنگاوری با ظهور ناپلئون، کلاوزویتز درباره جنگ
پایان هفته چیزی بیش از یک اتفاق ساده است. این پایان یک دور تحول در چپ است. شاید کسانی بخواهند «همت» کنند و این دور را ادامه دهند. اما آنها نیز قادر نخواهند بود. این چپ سرنوشتی جز پیوستن به جریانات اصلی در سپهر سیاست ایران و یا باقی ماندن در حاشیه سیاست نخواهد داشت. مشکل اساسی هفته این بود که نه سرنگونی طلب بود و نه مدافع اصلاح نظام و در عین حال میخواست هر دو باشد.
اتحاد جماهیر سوسیالیستی شوروی همچنین ما را به واسطه ی اصطلاح مشهور "جنگ نرم" برای قرنی که در پیش داریم تجهیز کرد. ولادیمیر ایلیچ لنین هنوز هم یک سوپر استار در سطح جهانی است. آرمان های سوسیالیسم همچنان الهام بخش میلیاردها نفر در بسیاری از کشورها باقی می ماند. این میراث معنوی اکنون در صحنه ی جهانی کمک شایانی به ما خواهد کرد. ما به یمن این میراث می توانیم با روس هراسی بی رحمانه مقابله کنیم.
اکنون روشن است که طرح او چیست. آهی به مثابه یکی از اصلیترین کارچاق کن ها و دلالان سیاسی متعلق به الیگارشی سرنگون شده سلطنتی طرحی برای تشکیل دولت آینده ارائه میدهد که در آن کادرهای سیاسی تصدی داد و ستدهای پارلمانی را بر عهده خواهند داشت و کادرهای اجرائی هم وظیفه گرداندن دولت را. جنبش کارگری نیز زیر مجموعهای خواهد بود از این «کادرهای اجرائی». و البته که از میان این کادرهای اجرائی اسماعیل بخشی از پست بالاتری برخوردار خواهد گردید.
قسمت دوم: اقتصاد سیاسی و ژئوپلیتیک، وحدت و تضاد درون بلوک امپریالیستی، چشم اندازهای جدال بین روسیه و غرب، سرنوشت اوکراین و اروپا
قسمت اول-تشدید پروپاگاند سیاسی و جنگ روانی در غرب همزمان با واقعیتهای میدانی متفاوت در اوکراین، توازن قدرj بین طرفین جدال، روسیه از یک سو و ناتو از سوی دیگر، مصاحبه سران ارتش اوکراین در نشریه اکونومیست
از دولتهای ملی قرون نوزده و بیست تا مینی دولتهای پسا جنگ سرد، مینی دولتها و امپراطوری ها. مسأله ملی، ژئوپلیتیک و آینده دولت در پرتو جهانی شدن سرمایه به طور کلی و چشم انداز دولت خاورمیانه سوسیالیستی به طور ویژه
پرداختن به سخنرانی زلنسکی البته جز اتلاف وقت چیز دیگری نیست. تنها میتوان گفت که او تا آخرین دم هم نقش خود را بازی میکند و تا کنون هم نشان داده است که در اجرای این نقش مهارت کافی برگرفته از سابقه حرفهای خویش به عنوان یک دلقک مبتذل را به کار گرفته است. آنچه مهم است این است که حتی در آمریکای موعود نیز شواهد از نزدیک شدن روزگار این دلقک به پایان حکایت می کنند.