عراق در گذار به آینده ای متلاطم
جنگ، دولت و خیابان: گفت و گویی بر سر راهحلها
همه قدرت به خیابان: نامه سرگشاده به آیتالله سید مجتبی حسینی خامنهای
واقعهنگاری یک جنبش حماسی - ۱: گزارشی از قیام خیابان علیه جنگ امپریالیستی-صهیونیستی
ئاش بهتال
آنچه قاضی محمد و یارانش را به مذاکره و تسلیم در مقابل ارتش مهاجم دولت مرکزی واداشت، بر خلاف روایت ناسیونالیسم کردی تنها شهامت قاضی و یارانش نبود که جهت جلوگیری از خونریزی در کردستان تسلیم را قبول کرده باشند، بلکه فقدان پایگاه اجتماعی توده ای بود که سر آنها را بالای دار برد. حلق آویز ماندن قاضی و یارانش در میان آحاد مردم در میدان اصلی "چهارچراغ" مهاباد، و معلق ماندن جنازه آنان به مدت چند روز بدون هیچ گونه ممانعت توده های مردم دقیقا ناشی از عدم داشتن پایگاه مردمی سران این جمهوری بود.
یادداشتهای جنگ – ۱: از قدرت نرم به قدرت سخت
به اعتقاد میرزایان این همان روشی است که ایالات متحده کنترل بخش قابل توجهی از فضای پساشوروی را به دست گرفت. سیاست ایالات متحده در قبال جهان سوم بر قدرت نرم بنا شده بود که در آن آمریکایی ها و اروپایی ها رهبران مناسب را پرورش میدادند و کنترل جوامع محلی را در دست میگرفتند. جهانی شدن یا همان گلوبالیزاسیون و جهان آمریکا محور، به زعم میرزایان بر قدرت نرم بنا شده بود. و اکنون کسانی هستند که معتقدند دوران این «قدرت نرم» به پایان رسیده است. از جمله کارشناسان کمپانی آمریکایی پالانتیر که بزرگترین شریک وزارت جنگ آمریکا برای سلاحهای مدرن و هوش مصنوعی است.
نخبگان متمول و بیعدالتی آموزشی
در پی شورش ۱۴۰۴ و حوادث منتهی به ۱۷ و ۱۸ دی ماه، بار دیگر نقش دانشگاه شریف پررنگ شد. شریفی زارچی بلافاصله درخواست تغییر نام دانشگاه شریف به دانشگاه آریامهر را در کمیته المپیاد جهانی کامپیوتر مطرح کرد و از اعتراضات به صورت تمام قد حمایت کرد. به ابتکار برخی از نخبگان اسبق شاغل درSilicon Valley، توییتر یا ایکس، پرچم ایران را به پرچم شیروخورشید تغییر داد. جمعی از فارغ التحصیلان نخبه خارج نشین در اهمیت رهایی ایران از آنچه که نکبت ۵۷ میخواندند بیانیهها دادند و در مدح سیاستهای داهیانه شاهزاده رضا پهلوی ساعتها با این خبرنگار و آن روزنامهنگار مصاحبهها کردند.
خصلت کمون- پيش نويس اول جنگ داخلی در فرانسه
کمون، يعنی بازپس گرفتن مجدد قدرت دولتی توسط جامعه به مثابه نیروی زنده خود آن و نه نیرویی که جامعه را تحت کنترل و انقياد خود در میآورد؛ يعنی توسط خود تودههای مردم که بجای نيروی متشکل سرکوب کنندهشان، نيروی خودشان را سازمان ميدهند؛ [کمون] شکل سياسی رهايی اجتماعی آنها است، بجای آن نيروی ساختگیِ جامعه که توسط دشمنان آنها و برای سرکوب آنها بکار گرفته ميشد
وقتی مقابل چشمان گرسنگان برنجها در دریا ریخته می شوند؛ مارکس چه توضیحی می دهد؟
آنچه انبوه کارشناسان ایرانی را از تحلیل مسائل اقتصادی عاجز می کند تا علت هر فاجعهای را به بی کفایتی و فساد این و آن نسبت دهند، تا آنجا که به زمین سیاست برمی گردد پرش از ماهیت جمهوری اسلامی در همان اوان شکلگیری اش به دهه شصت، و دیگری، یعنی در بعد اقتصادی، انکاری است بر تنها سرچشمه ی خلق ارزش که خود سرچشمه تمام این تضادها است. این است که بجای پرداختن به ریشه ها، تمام تحلیلهایشان در نهایت از آرایشی سطحی فراتر نرفته و در خدمت بازسازی همان بنیادهایی قرار میگیرد که سرمنشأ تولید فلاکت حاضر بوده و خواهند بود.