غزه و تعمیق شکاف بین کمونیسم و چپ در آمریکا
من به چپگرائی به عنوان یک منبع خاص ایدئولوژیکی این جریان اشاره میکنم، چیزی که ما امروز "چپگرایی" می نامیم طراحی شده تا ماهیتی جزیره ای به خود بگیرد. از هنگامی که مکتب فرانکفورت در آمریکا مارکسیسم را با تئوری های آکادمیک هویت یابی جایگزین کرد که در آن منافع پرولترهای مختلف بسته به پیشینه آنها در تقابل با یکدیگر نشان داده می شود، شکستن جنبش کارگری برای نخبگان آسان تر می شود. یا ترجیحأ کاری کنند که خود جنبش به معنای جدی وجود نداشته باشد زیرا "مارکسیسم" با رهبرانی نمایندگی می شود که فقط می خواهند در میان هواداران سیاسی چپها نفوذ خود را گسترش دهند.
غزه، اوکراین، سان فرانسیسکو: خطوط نظم نوین جهانی آشکار می شود
صفوف مبارزه طبقاتی شفاف می شوند: چگونه مناسبات طبقاتی در ژئوپلیتیک بازتاب می یابند. اسرائیل در غزه پیروز نشد. اوکراین با شتاب به سمت اضمحلال سیر می کند. نئوکنسرواتیوهای آمریکا در دشوارترین شرایط قرار می گیرند. لیبرتارین ها در آرژانتین به قدرت می رسند. تعمیق مناسبات سرمایه داری در ایران در پرتو تغییر معادلات جهانی.
غزه و نعل وارونه سندیکالیستی
اما رفیق عزیز، برادر گرامی، دوست عزیز آقای سعیدی، مگر همین جماعت زن زندگی آزادی چند روز پس از 7 اکتبر در مراسم ختم داریوش مهرجویی شعار «نه غزه نه لبنان، جانم فدای ایران» سر ندادند؟ حالا شما انتشار این بیانیه ها را حمایت از فلسطین می دانید؟ یا شاید این نظر شما نیست و با آن موافق نیستید. بسیار خوب، به جای احساساتی شدن و ابراز ناراحتی و اندوه از مرگ بیگناهان «از هر دو طرف»!!! صدایتان را علیه آن جماعتی بلند کنید که آن شعارها را دادند و از دوستان خود انتقاد کنید که با نسبت دادن ماهیتی انساندوستانه به جنبشی ارتجاعی واقعیت پیش رو را انکار نموده و خاک به چشم مردم می پاشند.
کارگران، غزه را تنها نگذارید!
امروز غزه نه تنها عامل بلاواسطه کشتار و جنایت، رژیم فاشیستی-صهیونیستی و حامیان «دمکراتیک» آن در غرب طلائی – را به مصاف طلبیده است، بلکه همچنین نشانههای آشکار حمله به نظم مسلط سرمایه داری را نیز در قالب شعارهای ضد سرمایه داری و سرودهای سوسیالیستی در میادین شهرها به نمایش می گذارد. پیروزی غزه، پیروزی فلسطین، پیروزی همه زحمتکشان جهان خواهد بود و شکست آن شکستی برای اردوی کار در تمام جهان. این شکست و پیروزی بر زندگی خود شما نیز آثاری دیرپا از خود بر جا خواهد گذاشت.
نبرد غزه، حماس، لیبرالیسم چپ، دیپلماسی و سوسیالیسم
یک ماه و نیم پس از آغاز نبرد غزه توازن قوای منطقه ای و جهانی چگونه تغییر می کند. نبرد غزه و نقش حماس به عنوان شاخصی برای محک جریانات سیاسی، مسأله فلسطین چگونه به مسأله ای کلیدی در نظم نوین جهانی تبدیل می شود، از رودخانه تا دریا یا دو دولت: چرا بورژوازی قادر به حل مسأله فلسطین نخواهد بود، دینامیسم های انکشاف مبارزه طبقاتی از دل فاجعه غزه چگونه شکل می گیرند.
غزه، جهان چند قطبی، غرب و محور مقاومت: کمونیسم و استراتژی های آلترناتیو
ویژگی وقایع غزه نسبت به نبرد در اوکراین در آن است که در غزه دمل چرکینی سر باز کرده است که محصول نظم جهانی شکل گرفته پس از جنگ دوم جهانی است. در کل نظم سیاسی پس از جنگ جهانی در یک طرف آمریکا و فرانسه و انگلیس قرار دارند و در طرف دیگر شوروی سوسیالیستی که بعد چین هم به آنها می پیوندد. دمل چرکین اسرائیل با مهر تأیید همه اینها شکل گرفت. حال با ترکیدن این دمل چرکین مردم جهان برای اولین بار میبینند که فاشیسم یعنی چه. این حتی در جنگ جهانی دوم هم به این شکل امکانپذیر نبود.
یادداشتهای طوفان الاقصی: اسرائیل، حماس، هوش مصنوعی و خلاقیت انسان
بدون شک یکی از دستاوردهایی که این جنگ از زمان شروع تا به کنون، نه تنها برای نیروهای مقاومت فلسطینی بلکه برای تمام زحمتکشان و کارگران و آزاده خواهان جهان داشت، به زانو درآمدن ماشینها به عنوان مخلوق انسان، در برابر خلاقیت قابل ستایش انسان بود. آنها ماشینها را ویران نکردند، آنها تنها جبهه دشمن را نیز در یک حوزه بسیار تاثیر گذار در جنگ خلع سلاح نکردند، آنها ماشینها را به خدمت خود و در راستای اهداف خود به خدمت گرفتند.
غەززە گرێگای خوێناوی سەروەری سیستەمی سەرمایەداری
بۆ ئیسرائیل کێشەی هەنووکەیی ئەوەیە: مان یا نەمان. وە ڕێک بەئەم هۆکارەیە کە هەموو پەردە و داب و نەریتە دیپلۆماتیکەکان لا دەدرێ و دوائامانج ئەبێت به ئامانجی دەستەوبەجێ. کوشتار و ژینۆسایدی فەلەستینیەکان و پاکتاوی گشتی غەززە کەوتە بەرنامەی کارەوە. رێک سادەلۆکییە کەوا وێنا بکرێ ئەم پاکتاو خوازییە لهم شوێونهوه بوەستێت و نەگاتە کەناری ڕۆژاوای[ڕووباری ئوردن]…. ئەگەر نەکرا بە ڕەوایی مانەوەی خۆ دەستەبەر کەیت، زاڵی و باڵادەستی، ئەم ئەرکەی وەئەستۆ دەگرێت. بۆردوومانی وەحشیانە و جینایەتکارانەی خەڵکی غەززە لە ناخی ئەمەیە کە خوێندنەوەی بۆ دەکرێ.