پیمان مکه در مرداد ۱۴۰۵ میان عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان امضا شد. از همان روز اول، جریانی در ایران شروع کرد به فروختن این روایت که: «ایران باید بترسد.». آنها پیمان را یک «بازدارندگی جدید» علیه تهران خواندند و مدعی شدند, ایران باید از هرگونه اقدام هجومی علیه عربستان بترسد، چرا که پاکستان اتمی و ترکیه با دومین ارتش ناتو پشت ریاض ایستادهاند.
صادق ملکی، تحلیلگر مسائل بینالملل، در روزنامه آرمان ملی در یادداشتی با عنوان «توافقنامه مکه، هشدار به ایران؟» نوشت: «تردید نکنید هدف توافقنامه مکه، ایران است. هر آدرس دیگری فریبی بیش نخواهد بود. این توافق میتواند پیامدهای مختلف از جمله تبعات نظامی، تحریمی و... برای ایران داشته باشد.» او در ادامه افزود: «هدف آنی و در عین حال اصلی این توافقنامه، دفاع اسلامآباد و آنکارا از عربستان و در عین حال تعقیب اهداف اقتصادی، سیاسی و امنیتی خود میباشد. پاکستان از تضمین چتر اتمی و ترکیه از تضمین ناتو برخوردار میباشد.» و در جمعبندی هشدار داد: «اگر تحول راهبردی در سیاستهای ایران رخ ندهد، نقطه ثقل توافقنامه مکه مواجه با ایران امروز، فردا و آینده میباشد.»
حسامالدین آشنا، مشاور رئیسجمهور در دولت روحانی، نیز در ایکس نوشت: «توافق سهجانبه قواعد پیرامونی جنگ را تغییر میدهد. اثر فوری آن، کاهش کارایی تهدید علیه کشورهای خلیج فارس و افزایش احتمال ورود ترکیه و پاکستان به منازعه در صورت حمله به عربستان است. اثر ساختاری آن ایجاد هستهای برای نظم امنیتی جدید به محوریت ریاض، آنکارا و اسلامآباد است.» روزنامه دنیای اقتصاد هم در تحلیل خود نوشت: «پیمان مکه با مشارکت عربستان، ترکیه و پاکستان، بازدارندگی دفاعی جدیدی شکل داده است.»
اینها همه یک روایت را میفروختند: ایران باید بترسد. ترکیه دومین ارتش ناتو، پاکستان اتمی، عربستان پترودلار. ترکیب سهگانهای که هرگونه ماجراجویی ایران در قبال ریاض را پرهزینه میکند.
اما در سپتامبر ۲۰۲۶، حوثیها بندر المخا را تصرف کردند و به فاصله ۷۵ کیلومتری تنگه بابالمندب رسیدند . این یعنی کنترل عملی یکی از حیاتیترین گلوگاههای تجارت جهانی. عربستان که پس از بسته شدن عملی تنگه هرمز، وابستگی بیشتری به مسیر دریای سرخ پیدا کرده بود، حالا با تهدید مستقیم حوثیها بر همین مسیر جایگزین مواجه شد . واکنش ترکیه و پاکستان چه بود؟ به جز محکومیت؛ هیچ. وزارت امور خارجه پاکستان صریحاً اعلام کرد: «در حال حاضر هیچ رایزنی یا برنامهای برای اقدام نظامی فوری در قالب این معاهده علیه حملات انصار الله به خاک عربستان در دست انجام نیست». ترکیه هم فقط حملات را محکوم کرد و بر حمایت از حاکمیت عربستان تأکید کرد، بدون اشارهای به فعال کردن پیمان مکه .
حتی وقتی سه شهروند پاکستانی در حمله به یک کشتی در بابالمندب کشته شدند، هیچ واکنش نظامی از سوی اسلامآباد صورت نگرفت.
همچنین محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان، در ۱۰ سپتامبر دو بار با دونالد ترامپ تماس گرفت و درخواست مداخله نظامی مستقیم آمریکا علیه حوثیها را مطرح کرد، اما ترامپ این درخواست را رد کرد. عربستان به جای پاکستان اتمی و ترکیه ناتو، به آمریکا پناه برد و آمریکا هم گفت نه.
پاسخ در یک چیز است: حوثیها جامعه مدنی پروغربی ندارند. بورس ندارند. FATF ندارند. مجلس و اتاق بازرگانی ندارند.. بابک زنجانی ندارند. مرعشی و روحانی و ظریف و آخوندی ندارند. کافه لمیز و کافه درسا و ناول لانژ ندارند. علی انصاری ندارند و بانک آینده ندارند و ایران مال را هم ندارند که با آن به کل آسیا فخر بفروشند. در یک کلام آنها آن چیزی را ندارند که گلوگاه تنفس ایران را در چنگال خود گرفته است. آنها بورژوازی هار قدرتمند ایران را ندارند.
در عوض و به همین دلیل آنها سعادت کسانی را دارند که هنوز به گناه اولیه انباشت سرمایه آلوده نشده است. آنها اراده دارند، آنها عزت خویش را با چرتکه محاسبه نمیکنند. و دقیقاً به همین دلیل، پیمان مکه نتوانست متوقفشان کند.: ایران باید بترسد چون تجارت بینالمللی دارد، طبقه سرمایهدارش برای ادغام کامل در چهارچوبهای بازار غرب له له میزند، چون نمیتواند ریسک جنگ را بپذیرد. بعبارتی بورژوازی ایران که بند نافش را با غرب بریده مانع اصلی مقاوت است.
وقتی دولت-مجلس وفاق از یک «بازدارندگی جدید» میگفتند. حوثیها با کمترین امکانات نظامی به سمت سواحل پیشروی کردند و بندر المخا را تصرف کردند، به بابالمندب بیشتر تسلط یافتند و کشتیها را زدند.
پاکستان اتمی فقط تماشا کرد. ترکیه فقط بیانیه داد.
وفاقیون و رسانههایشان گفته بودند «حوثیها پراکسی ایراناند و ایران باید کنترلشان کند.» یعنی از یک طرف پیمان مکه را «ضدایرانی» میخواندند، از طرف دیگر وقتی حوثیها پیمان را به سخره گرفتند، مسئولیتش را گردن ایران انداختند. آنها نه به دنبال پاسخی راهبردی، بلکه به دنبال ابزاری برای به تسلیم کشاندن ایران بوده و پیمان مکه را به عنوان یک ابزار تبلیغاتی برای تضعیف اراده ملی به کار گرفتند.
آنها از «ترس» گفتند در حالی که حوثیها بدون هیچ یک از هشدارهای ادعایی ایران، دست به عمل زدند. تفاوت میان این دو، نه در «قدرت» است، نه در «بازدارندگی» بلکه در اراده است. و تا جایی که به سرنوشت و بقای ایران برمیگردد چنین ارادهای فقط در کف خیابان قابل تحقق است.
احمد توفیقیان
۲۰ شهریور ۱۴۰۵
۱۱ سپتامبر ۲۰۲۶