یادداشت سردبیر: مقاله دیمیتری کوسیروف در ریانووستی روسیه به تغییر جایگاه نجبگانی میپردازد که در دهههای اخیر ستون فقرات پیشرفتهای علمی و تکنولوژیک آمریکا را شکل میداده و اکنون در نگاه آمریکا به تهدیدی برای امنیت ملی این کشور تبدیل شدهاند. مقاله به بررسی مورد چین میپردازد. اما این پدیدهای نیست که فقط به چین محدود باشد. امری است که حتی در میان نخبگان علمی ایرانی نیز به مرور آشکار میشود و میتوان تصور کرد که در مورد سایر کشورهایی که در شمار اقمار آمریکا قرار ندارند نیز به همین منوال باشد. امپراطوری متزلزل اعتماد به نفس خود را از دست میدهد.
چه چیزی قانعکنندهتر است: آمار (زمانی که پشت اعداد، تودههای بزرگ مردم قرار دارند) یا داستان زندهی چند ده نفر که روزگاری با هم درس خواندهاند؟ یکی از روزنامهنگاران هنگکنگ راه دوم را برگزید و واقعهای را توصیف کرد که خودش به تازگی در آن شرکت داشته است.
داستان از این قرار است: یک ربع قرن پیش، یک گروه نخبهی دیگر از دانشجویان برترین دانشگاههای چین — چینگهوا (پکن)، فودان (شانگهای) و غیره — گرد هم آمده بودند. و نه هر دانشجویی، بلکه دانشجویان رشتههای فیزیک، شیمی، مهندسی و سایر رشتههای غیرانسانی. نخبه بودند، هم به این خاطر که بهترین بودند و هم به این دلیل که از ایالات متحده برای ادامهی تحصیل در آمریکا دعوتنامه دریافت کرده بودند. طبیعی بود که به آنجا بروند — در پی رویای آمریکایی در اوایل دههی ۲۰۰۰ (چون چین در آن زمان، یک ابرقدرت جهانی نبود).
بسیاری از آنان ارتباط خود را با وطن قطع نکرده بودند. همین چند روز پیش، نهمین کنفرانس دوستی با هموطنان در پکن برگزار شد (شایان ذکر است که چین در سراسر جهان حدود ۶۰ میلیون تبعه دارد). گروهی از آن مهاجران که اینک به پکن آمده بودند، توسط کسانی که مانده بودند ،یعنی همدانشگاهیهای سابقشان از همان دانشگاهها، برای دیدار و یک ضیافت دعوت شدند. این رویداد بخشی از کنفرانس نبود، هیچ تشریفات رسمیای در کار نبود، فقط قرار بود دور هم بنشینند و به هم نگاه کنند. و آن مهاجران از تعجب شاخ درآوردند: برخی از چینیهای محلی، بدون هیچ زحمت چندانی، همدانشگاهیهای آمریکاییشان را با هزینهی شخصی در هتلهای چندستاره جای دادند، برخی دیگر خودروهای لوکس با راننده برایشان فرستادند. علاوه بر این، وقتی صحبت از "چطور زندگی میکنی، کار میکنی" به میان آمد: حقوقها، تعداد کارکنان و دستیاران و مواردی از این دست در مورد اکثر کسانی که مانده بودند، به مراتب بهتر از آنهایی بود که رفته بودند.
و نکتهی مهم این است که این مهاجران، تعبیر "رویای آمریکایی" بودند. آنان به همهی اهدافشان رسیدند. در آمریکا استاد دانشگاه شدند یا در موقعیتهای مهمی در ۵۰۰ شرکت برتر جهان بر اساس رتبهبندیهای مختلف مشغول به کارند، و فرزندانشان در مدارس و دانشگاههای نخبه تحصیل میکنند.
در عین حال، واقعاً بهترینها مهاجرت کردند (آمریکاییها آنان را بسیار هوشمندانه گزینش کردند) و کسانی که ماندند... خب، اندکی کمتر نابغه بودند. با این حال، نتیجه چنین شد: آن ماندگان نه تنها زندگی بهتری دارند — بلکه ابرقدرتی ساختند.
این دیگر صرفاً یک داستان شخصی نیست. این داستانی است نه تنها دربارهی فروپاشی توهمات چینی ها در مورد رویای آمریکایی، بلکه افول کامل یک امپراتوری. یادآوری میکنیم: دهها سال سیاست جذب نخبگان از چین (و سراسر جهان) یا همان "فرار مغزها" ، با این باور مقدس دنبال شد که آنان نه تنها قدرت آمریکا و "جهان آزاد" را میسازند، بلکه میهنپرستان واقعی ایالات متحده خواهند شد. و هر نابغهی جوان جذبشدهای یک موفقیت و دستاورد ارزشمند برای آمریکا محسوب میشد. اما اکنون تصویر به شدت تغییر کرده است. و تنها گروهی از نخبگان سابق چین نیستند که به این فکر افتادهاند که آیا انتخاب درستی کردهاند یا نه. دیگران نیز به فکر فرو رفتهاند.
از سوی دیگر و به نقل از رسانههای پکن، آمارهای قبلی تعاریف سیاسی جدیدی را ارائه داده است. به تازگی گزارشی از مرکز مطالعات مهاجرت آمریکا منتشر شده که نشان میدهد در نیمهی اول سال ۲۰۲۵، وزارت امور خارجهی ایالات متحده به نسبت سالهای پیشین، به طور قابلتوجهی ویزای کمتری برای دانشجویان چینی و هندی صادر کرده است. و در این گزارش آمده که این موضوع "یک پیروزی بزرگ برای دانشجویان آمریکایی و برای امنیت ملی" محسوب میشود. از جمله به این دلیل که هر دانشجوی چینیِ ورودی حالا دیگر نه یک دستاورد برای ابرقدرت و شهروند وفادار آیندهی آن، بلکه یک جاسوس بالقوهی پکن به شمار میرود. مضاف بر اینکه جاسوسی در مهمترین حوزه، حوزه ی فناوری.
حالا ما اینجا ایستاده ایم، پایان یک دوران. و فرقی نمیکند که تحصیل دانشجویان خارجی سالانه ۵۵ میلیارد دلار به اقتصاد آمریکا کمک میکند و ۴۰۰ هزار شغل ایجاد مینماید (بله، این تنها یک استراتژی سیاسی نیست، بلکه یک کسبوکار هم هست). و مهم نیست که کاهش پذیرش دانشجویان خارجی در سال گذشته به از دست رفتن ۱٫۱ میلیارد دلار درآمد و نابودی ۲۳ هزار شغل انجامیده است. دوران جدید است، و آنچه پیشتر یک پیروزی محسوب میشد، اکنون یک تهدید است.
این وحشت از متوقف کردن "فرار مغزها" — آیا عقلانی است یا بیشتر شبیه واکنشی هیستریک به تغییر دوران است؟ در اینجا به روزنامهنگار هنگکنگی ای بازمیگردیم، که در آن دیدار همدانشگاهیهای سابقش شرکت داشته است. و او اکنون روایت میکند که یکی از آن "آمریکاییهای جدید" چه به او گفته است.
باز هم سخن از تجسم زندهی رویای آمریکایی است — استاد دانشگاه روچستر، صاحب خانهای عالی و یک قایق تفریحی، یک میهنپرست سابق آمریکایی. میهن پرستی که دیگر میهن پرست نیست، چون اکنون میگوید: این آمریکا دیوانه شده است. در کلاسی که فرزندانم درس میخوانند، بچههای آمریکاییهای "واقعی" هم نشستهاند و آنان به سختی جدول ضرب را بلدند. اما مقامات اینجا در هر گوشهای به شکار جادوگران چینی مشغولند.
قضیه با رویهی وحشتناک بازجویی از آن دسته از دانشجویان چینی که همچنان برای تحصیل میآیند، شروع میشود. ادامه مییابد با بازجویی از کسانی مانند خودِ استاد — افرادی که سالهاست جا افتادهاند و در موقعیتهای کاری جدی قرار دارند: آیا شما تازه به چین سفر کردهاید؟ کجا سخنرانی کردید و دربارهی چه صحبت نمودید؟ همکارانتان دربارهی چه پروژههایی از شما پرسوجو کردند و چه پیشنهادهایی به شما دادند؟
و اما این حقیقت کمتر شناختهشده: همه نوابغی که به آمریکا جذب شدهاند، استاد و محقق برجسته نمیشوند. برای برخی، اوضاع خیلی بد پیش میرود. و اینجاست که استاد ما از روچستر واقعاً اشک میریزد: کسانی که به طور خاص موفق نیستند، از همه وحشتناکترند. آنها ناگهان به سرسختترین قهرمانان شعار «آمریکا را دوباره بزرگ کنیم» تبدیل میشوند و از نفرت نسبت به حزب کمونیست و شخص شی جینپینگ خفه میشوند، گویی که آنها مسئول شکست آنها در خاک آمریکا هستند. و چنین افرادی زندگی را برای آمریکاییهای مرفه چینیتبار بسیار دشوار میکنند. یا شاید آنها فقط یک مزاحم باشند.
و بعد جنگهای بیهوده در خاورمیانه، یا این واقعیت که بیش از قبل برای همه روشن است: آمریکا در هیچ رویارویی با چین بر سر تایوان یا هر جای دیگری پیروز نخواهد شد. به علاوه خیلی چیزهای دیگر. و به عنوان سخن آخر: روزنامه هنگ کنگی *ساوت چاینا مورنینگ پست* عادت دارد داستانهای آمریکاییهایی با نامهای چینی را که به خانه برمیگردند - برای همیشه، و برای گرفتن مشاغل خوب - ثبت کند. اینها افراد مشهوری از طیف گستردهای از زمینههای علمی و فناوری هستند. گمان میکنم آنها در پی رویای چینی بازمیگردند.
دمیتری کوسیرف،
۶ اوت ۲۰۲۵، ریانووستی
ترجمه: ستار