کارگران و زحمتکشان شریف ایران؛ مردم سلحشور حاضر در خیابان
اکنون که با شما سخن می گوییم بیش از دو ماه از تجاوز امپریالیستی قسی ترین دشمنان بشریت به کشورمان می گذرد. دشمنانی که وارث تمامی چرک و کثافت نظم ۵۰۰ ساله ی سرمایه داری هستند؛ نظمی که اس و اساس آن، جنگ و قتل و غارت دسترنج زحمتکشان در اقصی نقاط جهان بوده است؛ سلاخی قبایل سرخپوست و به بردگی کشاندن سیاه پوست ها، استعمار چین و هند و آفریقا، آشویتس، بمباران هستهای هیروشیما و ناکازاکی، بمب های ناپالم بر سر ویتنامی ها، کودتا در کشورهای آمریکای لاتین، قحطی بزرگ و کودتای ۲۸ مرداد و چپاول ثروت مردمان عراق، افغانستان، لیبی، سوریه و یمن و سودان و نسل کشی فلسطینی ها، کارنامه درخشانی است که از خود به جا گذاشته است. هیچ نقطهای نبود که آباد شده باشد پیش از آن که آن را ویران نکرده و فاجعه به بار نیاورده باشد. سرکردگان همین نظم مسلط پس از انقلاب شکوهمند ۵۷ با ابزار تحریم و ترور و خرابکاری و هزاران دسیسه و توطئه ی امپریالیستی، استقلال و عزت و کرامت برآمده از انقلاب را برنتابیدند، شمشیر را از رو بستند و عزم خود را جزم کردند با نابودی کارخانه ها، کارگاه ها، نیروگاه ها، دانشگاه و مدارس و بیمارستان ها، پل ها و زیرساخت های کشور، ما را روی زمین سوخته ای به غل و زنجیر ببندند که نه اثری از آب و برق هست و نه صنعت و کشاورزی و علم، تا هر آنچه را دیروز داشتیم فردا به قیمتی گزاف از آنها گدایی کنیم.
در مواجهه با همین وضعیت خطیر، ما کاری کردیم کارستان؛ ما که می گوییم منظورمان همان طبقه ای است که دم و دستگاه بورژوازی ۴۷ سال است تلاش می کند تا از عرصه ی سیاست طردش کند؛ همان کارگران اخراجی گفتمان سازندگی، همان کارگرانی که در جریان گفت و گوی تمدن ها از مشمولیت بیمه خارج شدیم، همان جوات موات های سیب زمینی خوری که گفتند کیفیت رأی مان نازلتر از طبقه متوسط شهری حامیان جنبش سبز است، همان تودهی محرومی که در سال های ۹۶ و ۹۸ به رگبار بستند. باری، ما بیش از دو ماه است به دفاع جانانه از هستی و زندگی خود برخاستهایم، زیر بمباران به خیابان آمدیم و برای پاسداشت پلها و نیروگاهها سپر انسانی تشکیل دادیم. زیر هجمه ی انواع جریانات سیاسی از روزنامه فرهیختگان گرفته که هشدار می داد "تندروها دارند خیابان را از ج.ا جدا می کنند" و امثال عباس عبدی مفخور که ما را اقلیت رانتخوار عنوان کرده و اظهار می کرد" قرار نیست خیابان که مسئولیتی در برابر مصالح ملی ندارد و حتی آن را تشخیص نمیدهد، سیاست تعیین کند" و تا خود کیهان که تیتر میزند"در تجمعات شبانه، عده ای در لباس انقلابی گری با شعارهای رادیکال، درباره مذاکره درگیری درست می کنند"، خیابان را ترک نکردیم و فریاد زدیم "نه سازش نه تسلیم نبرد با آمریکا". زمانی که خیل بسیاری از مداحان و آخوندها و نمایندگان مجلس و سلبریتیهای رسانه ای با روضه و مداحی و سخنرانیهایشان داشتند خیابان را به فستیوال تبدیل می کردند تا دیپلماسی در خفا کار خود را پیش ببرد، فریاد زدیم ما برای مداحی و روضه و مرثیه نیامدهایم، خیابان جای مطالبهگری است نه کارناوال شبانه.
طنین شعارهای چند روز اخیر همچون "مفسد (کودتاگر) اقتصادی اعدام باید گردد"، "مرگ بر گرانی بی ترمز" و "نه به اقتصاد لیبرالی"، نشان می دهد که خیابان وارد فاز نوین مبارزاتی شده است؛ همزمان که علیه ایلغار آمریکایی-اسرائیلی مقاومت می کند، اعتراض به وضعیت معیشتی هم نضج می گیرد. محرز است که برخلاف تمامی خیزش های برحق معیشتی ۹۶ و ۹۸ و در عین حال بی سر و شکلی که در نبود برنامه و چشم انداز روشن، هر بار به درهی براندازی می غلتیدند، برخلاف آنارشیسم جنسی ززآی نسل زد و معرکه ی خونین ۱۸ و ۱۹ دی که می رفت تا برای همیشه بنیانهای جامعه را منهدم کند، این بار سازوکار دفاعی جامعه فعال شده، روح ۵۷ را احضار کرده است تا علیه زوال اجتماعی بایستد. درست در همین دقیقهی تاریخی است که میتوان نقشه راه دستیابی به یک جامعه سعادتمند را ترسیم کرد. تحقق این امر ملزومات و تمهیدات خاصی را میطلبد که شعارهای کلی همچون مرگ بر تورم و مرگ بر گرانی و ابراز خشم عمومی نسبت به مفسدین اقتصادی و محتکرین پاسخگوی آن نیستند. ضروری است گامی فراتر گذاشت و با طرح خواستههای دقیق، مشخص و شفاف، نقطهزنی کرد:
۱- حقوق اعضای هیئت علمی ۷۰ درصد افزایش یافته است، نمایندگان مفتبری که بیش از دو ماه است مجلسشان تعطیل شده حقوق و مزایای خود را بدون کم و کاست دریافت میکنند. این در حالی است که طبق بند هشتم بخشنامه حقوق و دستمزد سال ۱۴۰۵ "شورای عالی کار، اختیار تعیین افزایش مزد برای سایر سطوح مزدی در واحدهای آسیب دیده در جنگ رمضان را در قالب پیمانهای دسته جمعی به رؤسای تشکلهای عالی کارگری و کارفرمایی محول مینماید "، این بند عذر و بهانهای قانونی به کارفرمایان داده تا از افزایش دستمزد طفره بروند. حذف این بند را باید در صدر مطالبات خود قرار دهیم.
۲- قیمت گذاری کالاهای اساسی باید کاملا به صورت دستوری و تحت نظارت دولت تعیین شود.
۳- هیچ موجری حق ندارد مستأجرش را بیرون کند. تمامی قراردادهای اجاره بها بدون هیچ افزایشی باید به مدت یک سال تمدید شوند.
۴- کارگرانی که از کار بیکار شدهاند باید متشکل شوند و در قالب اتحادیه یا انجمن بیکاران در خیابان حضور یابند و دولت را موظف کنند تا شغلی برایشان دست و پا کند.
از آنجایی که جنگ تحمیلی کنونی صرفا مختص جغرافیای کشور نمیباشد و ابعاد منطقهای و جهانی دارد، نمیتوان و نباید صرفا به موارد بالا بسنده کرد. چنانچه میدانیم حدود یک ماه از آن آتشبس کذایی میگذرد اما ما هنوز از ۱۰ بند آن خبردار نشدهایم که پیش نویس توافقنامهی جدید ۱۴ بندی از راه میرسد. حقیقتا رد و بدل کردن پیغام و پسغام از طرف ایران تحت محاصرهی دریایی، نه تنها شرمآور است بلکه تحقیر ما مردم حاضر در صحنه است. علاوه بر این از زمان اعلام آتشبس تاکنون، حزبالله لبنان زیر ضرب توپخانهی اسرائیل به سر میبرد و ج.ا نقش نظارهگر را انتخاب کرده است و گاها با شل یا سفت کردن تنگه، به نقض آتشبس واکنش نشان میدهد. از طرف دیگر متاسفانه مسئلهی غزه نه در گفتار حاکمیت و نه حتی در خیابان وزن خاصی ندارد. این در حالی است که در لحظهی کنونی، آمریکا و اسرائیل دشمن مشترک تمامی خلقهای ستمدیده خاورمیانهاند. بنابراین سرنوشت ما بیش از پیش به یکدیگر گره خورده است و باید ادعا کنیم سعادت مردم ایران، در گرو سعادت مردم خاورمیانه میباشد.
۱- مذاکره تحت محاصره ممنوع
۲- مذاکره بدون رفع محاصره غزه و لبنان ممنوع
۳- دیپلماسی مخفی ممنوع. آکاهی حق تخطی ناپذیر مردم حاضر در میدان است.
سازمان تدارک کمونیستی – واحد تهران
۱۸ اردیبهشت ۱۴۰۵