User account menu

  • ورود
خانه
تدارک کمونیستی

Main navigation

  • خانه

منطق قطع رابطه دیپلماتیک کانادا با جمهوری اسلامی

مسیر راهنما

  • خانه
  • منطق قطع رابطه دیپلماتیک کانادا با جمهوری اسلامی

 

قطع رابطه دیپلماتیک کانادا با جمهوری اسلامی ظاهرا اتفاقی پیش بینی نشده و غافلگیر کننده بود. بیانیه وزارت حارجه کانادا در این باره به هیچ واقعۀ مشخصی که دلالت بر این قطع رابطه در مقطع زمانی کنونی داشته باشد نمی پردازد. چنین واقعه ای اصلا وجود نداشت. هیچ اتفاق ویژه ای که دولت کانادا را به این قطع رابطه مصمم کند در مدت اخیر واقع نشده بود. همۀ موارد برشمرده در این اطلاعیه به مقاطع زمانی پیشین مربوطند. اتفاقی که دولت کانادا با قطع رابطه به آن واکنش نشان داده است، نه این یا آن اقدام "تروریستی" و نه این یا آن "نقض حقوق بشر" و نه هیچ "نقض موازین دیپلماتیک" بود. همۀ این اتهامات را می شد در ماههای گذشته به جمهوری اسلامی منتسب نمود. اما در مدت اخیر نه سنگساری در ایران صورت گرفته بود، نه تبعه ای از کانادا در زندان جمهوری اسلامی به قتل رسیده بود و نه سفارتخانه ای از جانب امت همیشه در صحنه حزب الله اشغال شده بود که دیپلماتی جان خود را در معرض تهدید ببیند. با این همه در پس این اقدام منطقی روشن نهفته است. منطقی که در سوریه نیز با اوجگیری جنگ داخلی از هفته های آخر ماه ژوئیه در حال عمل کردن است. برای شناخت این منطق باید نخست بر تحولات سوریه مروری کرد. در آنجا است که این منطق را به بهترین وجهی می شود مشاهده کرد.

از هفتۀ اول ژوئن روند تحولات در سوریه دو فرایند به موازات یکدیگر را آشکار کرد. در سطح سیاسی شکست های پی در پی اپوزیسیون غرب ساخته و در سطح نظامی افزایش حدت و شدت عملیات جنگی. هر شکست سیاسی این اپوزیسیون، متعاقبا با تعرضی نظامی همراه شد. تعرض نظامی ارتش آزاد سوریه در ماههای اخیر بر هیچ استراتژی سیاسی - نظامی روشنی  متکی نبود. این تعرضی در ادامه پیشرویهای قبلی نبود. واکنش جنون آمیزی به شکستهای سیاسی در برابر نظام حاکم بر سوریه و پیشرویهای آن بود. شکاف در کنفرانس برگزار شده در قاهره در هفتۀ اول ژوئن با خروج هیأت نمایندگی کردها در شورای ملی و زد و خورد نمایندگان شرکت کننده در کنفرانس، با انفجار بمب در مقر وزارت دفاع پاسخ گرفت و افزایش شکاف سیاسی بین جناح عربستان و قطر از یک سو و وزارت خارجه آمریکا از سوی دیگر بر سر نفوذ سلفی ها و القاعده، حملۀ نظامی به دمشق و حلب را به دنبال داشت. روالی که در کشتارهای غیر نظامیان نیز به خوبی قابل مشاهده است. هر موفقیت دیپلماتیک نظام در رابطه با طرحهای میانجیگرانه کوفی عنان، با کشتاری در دهکده ای پاسخ گرفت. این دور متوالی شکست دیپلماتیک و شدت یابی عملیات نظامی – تروریستی، کاملا از منطقی روشن پیروی می کند. کاهش چشم اندازهای موفقیت در جنگ سوریه برای غرب و متحدان آن و حتی فراکسیونهای درونی خود این متحدین، راهی به جز افزایش خشونت در پیش نمی گذارد. هر گونه آلترناتیو سیاسی ای که به نحوی بر مبنای پذیرش صف بندی ژئو پلیتیک کنونی در سوریه و خاورمیانه باشد، برای این ائتلاف ناهمگون عملا امکانپذیر نیست. فرصتی که با مصادره انقلاب نان و آزادی برای غرب و متحدین آن پیش آمده است، آخرین فرصت برای تجدید آرایش استراتژیک در این منطقه است. این امری است که هیچ کدام از این نیروها از آن کوتاه نخواهند آمد. به این دلیل خیلی ساده که کوتاه آمدن در این جدال از یک سو به معنای پذیرش فعال شدن مجدد روندی است که با جنبش انقلابی در تونس در اعتراض به سیاستهای خانمان برانداز سرمایه بین المللی آغاز شده بود و از سوی دیگر در سطح دیپلماتیک به معنای تمکین به آرایشی سیاسی در منطقه است که در آن ایران و متحدین آن کماکان نقش آفرین خواهند بود.

اقدام کانادا نیز از همین منطق پیروی می کند. این اقدام پیشقراول اقدام غربی ها در مواجهه با شکستی دیپلماتیک است که در نتیجه برگزاری موفقیت آمیز کنفرانس سران غیر متعهدها در تهران متحمل آن شده اند. برگزاری کنفرانس غیر متعهدها در تهران، صرفنظر از پروپاگاند غلو آمیز جمهوری اسلامی درباره وزن و جایگاه آن، برای غرب شکستی محسوس به حساب می آمد. در باره این کنفرانس و نقش و جایگاه آن در یادداشت جداگانه ای خواهیم نوشت. در رابطه با موضوع قطع روابط دیپلماتیک کانداد و ایران همینقدر کافی است به این اشاره کنیم که این کنفرانس در شرایطی برگزار شد که غرب تمام تلاش خود را برای به شکست کشاندن آن به کار گرفت و در این تلاشها با عدم موفقیت روبرو شد. نفس حضور سران حدود سی کشور جهان و هیأتهای دیپلماتیک بیش از 120 کشور عضو سازمان ملل در کشوری که قرار است رسما منزوی از "جامعۀ جهانی" قلمداد شود، برای غرب تحولی غیر قابل پذیرش است. به ویژه برای آن دسته از نیروهای درون بلوک غرب که از سیاست تندی در قبال ایران پیروی می کنند، پذیرش موفقیت ایران در برگزاری کنفرانس غیر متعهدها به معنای پذیرش آن به عنوان یک بازیگر  و طرف مذاکره رسمی در شکل دادن به آرایش سیاسی منطقه، امری محال است. به ویژه با نزدیک شدن موعد انتخابات ریاست جمهوری در آمریکا و با عطف به سیاست دو پهلوی کابینه اوباما در قبال ایران، موفقیت دیپلماتیک ایران می تواند به عنوان عاملی در تضعیف رقیب آشکارا جنگ طلب اوباما بر نتیجۀ انتخابات آمریکا نیز تأثیرگذار باشد. انتخاب مجدد اوباما نیز برای جنگ طلبان افراطی در غرب، چیزی جز تن دادن به وضع موجود در رابطه با ایران و تداوم سیاست جنگ و گریز اوباما نخواهد بود. و این امروز، بر بستر تلاطمات منطقه خاورمیانه و بر بستر اوجگیری جدال در سیاست جهانی و در شرایطی که رقابت بین بلوکهای مختلف سرمایه هر چه بیشتر رنگ و بوی خصومت به خود میگیرد، غیر قابل پذیرش است. بی دلیل نبود که اعلام قطع رابطه با ایران از جانب وزارت امور خارجه کانادا در جریان سفر وی به روسیه صورت گرفت. سیگنالی صریح به روسیه.

تلاطمات سنگین تری در راهند.

 

بعدالتحریر: هیلاری کلینتون وزیر امور خارجه آمریکا امروز اعلام کرد که آمریکا در صورت لزوم برای تغییر نظام در سوریه یکجانبه دست به اقدام خواهد زد و همراه با متحدین خود وارد عمل خواهد شد. ائتلاف جنگ طلبان وارد سطح جدیدی از عملیات می شود. سطحی که در آن حتی نیازی به قطعنامه های صوری شورای امنیت نیز نیست. غربی ها روسیه و چین را هم آرام آرام رسما از "جامعۀ جهانی" کنار می گذارند.

 

بهمن شفیق

20 شهریور 1391

10 سپتامبر 2012

  • Log in or register to post comments