کلکسیون اظهارات سران نظام درباره مرگ ستار بهشتی را میتوان به عنوان مجموعهای از چرندترین گفتار ها جمع آوری کرد و به عنوان نمونۀ شگفت انگیزی از اخلاق اسلامی در همه جا توزیع نمود. از ایست قلبی ناگهانی تا ترس از عواقب کار خود، از شوک عصبی تا مرگ به دلایل نامعلوم، همه و همه چیز دربارۀ این قتل به زبان آمده است. با این حال اما گویی همۀ اینها کافی نبوده است. گویی مسابقهای بین زعمای نظام به راه افتاده است که در پایان آن به چرندترین و مهملترین داستانبافی جایزه ای تعلق می گیرد.
هنگامی که چند روز قبل اظهار نظر کارشناسی جناب آقای دکتر شجاعی، رئیس سازمان پزشکی قانونی کشور از جانب آقای نقوی حسینی، سخنگوی کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس محترم شورای اسلامی اعلام شد، شاید اصلاً نمیشد به این فکر کرد که کسی بتواند روی دست جناب دکتر بزند. آقای نقوی حسینی اظهار لحیۀ جناب دکتر را چنین منعکس کرده بود که «آقای شجاعی در پاسخ به سوال نمایندگان در ارتباط با مرگ وبلاگنویس، مرگ وی را در اثر ضرب و شتم، تزریق سم و مواردی نظیر این ندانسته و اظهار کردند که مرگ وی ناگهانی بوده است؛ چراکه هیچ عامل خارجی برای مرگ وی یافت نشده است». به این ترتیب لااقل مشخص گردید که ستار بهشتی به تدریج درنگذشته است. تا اینجا اعتراف بزرگی است. اما مسأله این است که این مرگ بدون دخالت هیچ عامل خارجی به وقوع پیوسته است. از این اظهارات هیچ نتیجۀ دیگری نمیتوان گرفت مگر اینکه ستار بهشتی خودش تصمیم به ترک دنیا گرفته و این تصمیم خود را به طرز نامعلومی هم عملی کرده است.
هنوز از عمر اظهارات آقای نقوی چیزی نگذشته بود و فرصت کافی برای یافتن شیوۀ درگذشت داوطلبانۀ ستار بهشتی به دست نیامده بود که نمایندۀ محترم دیگری از مجلس محترم شورای اسلامی، آقای جواد كريمي قدوسي از اعضاي جبهه پايداري و عضو همان كميسيون امنيت ملي مجلس که آقای نقوی سخنگوی آن است، با طرح نظریهای متهورانه اعلام کرد که «احتمال دارد زندانيان سياسي بند 350 اوين در كشته شدن اين وبلاگنويس نقش داشته باشند». ایشان در پاسخ به اعتراضاتی که به این نظریه شد نکتۀ مهم دیگری را یادآور شد مبنی بر اینکه این نظریه فقط نظریۀ ایشان نبوده است: «روز گذشته كريمي قدوسي، در گفتوگو با «اعتماد»، نظر سابق خود را به عنوان يكي از گمانههاي مطرح در كميسيون امنيت ملي مجلس تكرار كرد». به این ترتیب در همان کمیسیون امنیت ملی مجلس شورای اسلامی، این گمانه احتمالاً به طور جدی در حال بررسی است و احتمالاً دیر یا زود کسانی از زندانیان سیاسی بند 350 اوین به عنوان مسئولین قتل ستار بهشتی محاکمه خواهند شد.
از این اظهار نظرات باید استقبال کرد. هر اظهار نظری از این دست میخی است بر تابوت مشروعیت نظام. سؤال اساسی اما این است که چرا نمیتوانند از کنار موضوع رد شوند؟ چرا سکوت نمی کنند؟
ماجرای مرگ ستار بهشتی موریانه ای است که در حال جویدن پایهها است. موریانه ای که با صدایی ضعیف کار خود را می کند. با جنجال میتوانند صدای این موریانه را بپوشانند. جلوی کار آن را نمیتوانند بگیرند. برعکس.
بهمن شفیق
16 آذر 1391
6 دسامبر 2012