توضیح مترجم: مقاله حاضر پیش از برقراری آتش بس در غزه به نگارش درآمده است و در دو قسمت ترجمه و انتشار می یابد. قسمت حاضر بخش پایانی مقاله است.
************
افسانه: حماس دور جدیدی از عملیات نظامی را آغار کرد که منجر به عملیات موسوم به «عملیات ستون ابر» گردید.
واقعیت: این افسانه ناشی از یک خطای عمومی و رایج در جریان عمومی پوشش رسانه ای - و حتی آنها که بسیار مترقی هستند- می باشد. «حقیقت» بستگی به این دارد که جدول زمان بندی را چه موقعی شروع کنید. آنچه مسلم است این است که مسئولیت تداوم جنگ هم به عهدۀ اسرائیل است و هم به عهده گروه های مقاومت در غزه، اما در اکثر موارد اسرائیل آغازگر جنگ است.
در تجزیه و تحلیلی که توجه مخاطبان غربی را چندان جلب نکرده است، نانسی کنیشر از والتر روزنبلیت (استاد علوم اعصاب شناسی در موسسه تکنولوژی ماساچوست) می پرسد: این درست است که با شروع هرجنگی «اسرائیلها و فلسطینها از اضطراب شدید ناشی از ترس و نیز بدبختی و هرج و مرج رنج می برند! اما آن چیز که پاسخش مهم است، چگونگی به وجود آمدن این شرایط می باشد... و چگونگی شکستن آخرین آتش بس است.
باراک اوباما رئیس جمهور آمریکا و جریان عمومی رسانه های آمریکایی و اسرائیلی، حماس را به طور همه جانبه مقصر می دانند. این درست است که تعداد قابل توجهی موشک فلسطینی به طرف اسرائیل شلیک شد، و حملۀ اسرائیل به غزه به منظور پایان دادن به راکتهایی بود که فلسطینی ها پرتاب می کردند. ولی این خلاصه نویسی حقایق فوقالعاده مهمی را حذف می کند. زنجیرۀ وقایعی را مورد بررسی قرار دهیم که به دنبال آرامشی از نوع «آرامش» هفته های قبل واقع شد: (آنچه که رسانه های گوناگون از وقایعی که طی این چند روز اتفاق افتاد روایت می کنند، از جهاتی با هم متفاوت اند) با این حال خطوط اصلی آنها همگی یکسان هستند.
4 نوامبر: اسرائیل یک بیمار روانیِ فلسطینی را که در حال راه رفتن در منطقه ای که از طرف اسرائیل در نوار غزه معروف به «منطقۀ ممنوعه» است، را به قتل رساند... این رویداد که باعث شلیک موشک از غزه به جنوب اسرائیل شد، هیچ زخمی و یا کشته ای در جای نگذاشت.
8 نوامبر: چهار تانک نظامی و یک بولدوزر اسرائیلی وارد غزه می شوند و براثر تیراندازی شدید، پسر 13 ساله ای را کشتند که نزدیک خانۀاش فوتبال بازی می کرد.
10 نوامبر: در اقدامی تلافی جویانه دو راکت از غزه به جنوب اسرائیل شلیک می شود، و برخورد یک موشک ضد تانک به جیپ ارتش اسرائیل که وارد خاک غزه شده بود، منجر به مجروح شدن چهار سرباز اسرائیلی می شود. در رابطه با این درگیری «مرکزحقوق بشر فلسطین» خبراز کشته شدن 5 فلسطینی را می دهد که 4 نفرشان غیر نظامی بودند – از جمله دو نوجوان 16 و 17 ساله که در حال بازی فوتبال بودند و دو مرد جوان 18 و 19 ساله که از ترس این تانکها پا به فرار گذاشته بودند. 49 نفر دیگر، از جمله 10 کودک زخمی شدند.
11 نوامبر: هنگامی که مذاکرات دربارۀ آتش بس در جریان بود، شش فلسطینی که (جز یک نفر همه غیرنظامی بودند) زخمی شدند و در اثر حملات هوایی و نیروهای پیاده نظام یک نفر کشته شد.
12 نوامبر: در حالی که حملات هوایی اسرائیل ادامه داشت، دو موشک از غزه به اسرائیل اثابت کرد.
13 نوامبر: پس از دو روز حملۀ هوایی، رسانه های خبری اعلام کردند که آتش بس به توافق رسیده است.
14 نوامبر: اسرائیل آتش بسی که به تازگی برقرار شده بود را نادیده گرفت، و فرماندۀ نظامی حماس احمد جعبری را ترور کرد. (این سئوال پیش می آید که آیا مقامات اسرائیل حقیقتا به دنبال آتش بس بودند. همان طور که فلیس بنیس از موسسۀ مطلعات سیاسی در روزنامۀ «نیشن» نوشت: اوایل امسال، در سومین سالگرد حمله اسرائیل به غزه (2008-2009) فرماندۀ ستاد ارتش اسرائیل ژنرال بنی گانتز در«رادیوارتش» اعلام داشت که ارتش اسرائیل به یک حملۀ غریب الوقوع به غزه نیازدارد، برای ترمیم و بازیافت آن چیز که او «نیروی زمین گیر کننده»نامید. او گفت که این حمله باید «سریع و دردناک» باشد، و نتیجه گیری کرد که ما زمانی حمله را آغاز می کنیم که شرایط مناسب باشد). شاید ترور جعبری همین لحظۀ مناسب بود.
واقعیتی که بسیاری از آمریکایی ها نمی دانند و به جعبری صرفا به عنوان رهبر «تروریستها» نگاه می کنند، این است که یکی از فعالین اسرائیلی به نام گرشان باسکین تایید می کند که جعبری درگیر مذاکرات صلح با اسرائیل بود. در واقع او مامور ارسال نسخۀ پیش نویس توافق نامه حماس به باسکین در عصر چهارشنبه بعد از ظهر، قبل از اینکه او که کشته شود بود. واقعا ارزش پرسیدن دارد: که آیا اسرائیل قصد تخریب و توقف تلاشهای جعبری را داشت؟
ما بقی داستان تاریخی است تراژیک. قتل جعبری «عملیات دفاعی ابر» را براه انداخت، تا آنجا که اسرائیلی ها به اهداف خود رسیدند.
خانم کانیشر که جدول زمان بندی کشتارها مابین فلسطینی ها و اسرائیلی ها را از سپتامبر 2000 تا اکتبر 2008 برای تعیین اینکه آیا یک الگوی تاریخی در این ضمینه وجود دارد، تجزیه و تحلیل می کند، و می نویسد: «این اسرائیل است که پس از یک وقفه در کشمکشها کشتار را دوباره آغاز می کند». (در دورۀ این تحقیق) 72 درصد از تمامی آتش بس ها در جنگ زمانی شکسته شد که اسرائیل یک فلسطینی را به قتل رساند، در حالی که تنها 8 درصد آتش بس ها به دلیل حملۀ فلسطینی ها شکسته شد، ( و13 درصد مابقیِ آتش بس ها از هر دو طرف در یک روز شکسته شده است). علاوه بر این، این الگو نشان می دهد که «احتمال آغاز کشتار و شکستن آتش بس ها در مورد اسرائیل بیشتراز فلسطینی ها است» هر چقدر آتش بس طولانی تر می شود احتمال شکستن آن نیز از طرف اسرائیل بیشتر می شود. در واقع، از 25 دورۀ آتش بسی که بیش از یک هفته به طول انجامید، اسرائیل 24 آتش بس یا به بیان دیگر 96 درصدش را یکطرفه شکست، و از 14 دورۀ آتش بسی که بیش از 9 روز به طول انجامید یک طرفه 100 درصدش را شکست.
کانیشر می نویسد: یکی از درسها یی که از این داده ها می گیریم این است که« اگر اسرائیل خواهان کاهش پرتاب موشک از غزه به طرف اسرائیل است، باید که صلح را گرامی بدارد و آن زمان که در آستانۀ شکستن قرار می گیرد از آن حفاظت کند و نه اینکه دوباره آغاز به کشتار کند.
افسانه: اقدامات تلافی جویانۀ توسط فلسطینی ها؛ یا تروریسم و یا فقط یک حماقت ساده است. اولی باور مشترک حمایت کنندگان صهیونیزم است، و دومی موضوعی است که در میان حمایت کنندگان لیبرالِ حقوق فلسطین ها (بدون که صراحتا تکرار شود) بیان می شود.
واقعیت: حق دفاع از خود (اغلب از طریق «تلافی») در قوانین بین المللی تضمین شده است و این اولین واکنش آمریکایها پس حملۀ 11 سپتامبر 2001 بود. چرا این واکنش برای آمریکایها اخلاقی است، ولی برای فلسطینی ها ضد اخلاقی؟
همان طور که یک جوان از اهالی غزه در فیس بوک نوشت:« هنگامی که سربازان اسرائیلی در مقابل چشمان تو، خانواده ات را به قتل می رسانند و شاهد نابودی خانه و کاشانه خود هستی؛ آنقدر احساس عصبانیت می کنی که می خواهی در [مقابل این جنایت] بجنگی.اما وقتی که در [برابر این جنایت] می جنگی، تروریست معرفی می شوی و آنکه متجاوز بود در غالب قربانی ای ظاهر می شود که حق دفاع دارد.
کاترین چارت، نامزد دکترا در سیاست های بین المللی در دانشگاه Aberystwythانگلستان، به تازگی نوشت:
بر طبق کنوانسیون های ژنو، مردم تحت اشغال، دارای حق قانونی برای مقاومت در برابر اشغال گران هستند؛، مادۀ 1 شمارۀ (4) از پروتکل 1 تاکیید می کند زور می تواند، برای به دست آوردن حق استقلال به کار رود.
(با این حال)، با توجه به مدیای غرب، همۀ مبارزان فلسطینی، شبه نظامی های غیر مشروع هستند؛ در حالی که اسرائیل – به عنوان کشوری که مورد علاقۀ غرب است - مجاز است، دولت حماس و مقامات نظامی آن را مورد هدف قرار دهد... بنابراین، رهبران سیاسی و نظامی فلسطینی را می توان به صورت قانونی مورد هدف قرار داد، ولی مقابلۀ متقابل آنها غیر قانونی و غیر مشروع است.
نویسنده: پام بیلی
ترجمه: پویان فرد
منبع:
http://www.alternet.org/4-most-common-myths-about-israel-and-gaza-debunked?page=0%2C0