حزب کمونیست کارگری ضد مذهب است. این رازی ناگفته نیست. اما این ضد مذهب بودن مانع از آن نشد که زمانی لیدر فقید و مرجع فکری و اخلاقی کمونیسم کارگری با صراحتی نسبتاً آشکار از دولت تماماً مذهبی اسرائیل تصویری به عنوان تنها دولت دمکراتیک خاورمیانه ارائه ندهد و از اینکه کیبوتصهای اسرائیل الگوی دولت آتی وی باشند سخن نگوید. از آن زمان به بعد معلوم شد که در ضد مذهب بودن هم میتوان مدارجی داشت. میتوان با جنبش مذهبی ای که اسلامی باشد صد در صد و بدون هیچ اما و اگری به جنگ برخاست و در عین حال میتوان نیم نگاه مَحبت آمیزی هم – صدالبته در عین حفظ موضع انتقادی – به دولت مذهبی ای داشت که با آن جنبش اسلامی مربوطه در حال جنگ است. همۀ اینها را هم میتوان در زرورق مخالفت با دوقطب مذهبی پیچاند. شرایط سیاسی فعلاً اجازه نمیدهد تا سمپاتی به این دولت دمکراتیک خاورمیانه آشکارتر به نمایش گذاشته شود. شاید زمانی در آیندهای نه چندان دور بتوان این سمپاتی را آشکارتر کرد. هنگامی که دولت منفور نتانیاهو جایش را به دولت خانم شلی یاخیموویچ بدهد که هم جوان است و جذاب و مناسب برای تقویم برهنگی و هم به عنوان رهبر حزب کارگر در سازماندهی اعتراض آنتی گلوبالیزاسیون نقش فعال داشته است و هم – و این تعیین کننده است – به همان قاطعیت نتانیاهو خواهان محو حماس است. شاید. اما فعلاً چه باید کرد؟ فعلاً که آویگدور لیبرمن سوپر مرتجع – معادل آیت الله جنتی یا مصباح یزدی – وزیر امور خارجه است و بنیامین نتانیاهوی نیمه سوپر مرتجع – معادل سردار سرلشگر جعفری – نخست وزیر است و ایهود باراک ایضاً نیمه سوپر مرتجع – معادل سردار رضائی – وزیر دفاع. فعلاً که تصاویر کودکان به قتل رسیده در آتش بازی غزه در سرتاسر جهان پخش می شوند، تکلیف چیست؟ نه، فعلاً نمیتوان آشکارا به تنها دولت دمکراتیک خاورمیانه لبخند زد. راه دیگری را باید برگزید.
و این راه دیگر بالا کشاندن حماس تا حد همردیف دولت اسرائیل، این پنجمین قدرت نظامی جهان، است. با این کار میشود کشتار غزه را جنگ دو ارتجاع معرفی کرد، میشود حماس را به عنوان تهدید امنیت جانی شهروندان بیگناه اسرائیل بر صندلی اتهام نشاند، میشود تودۀ مردم فلسطین را به عنوان قربانیان حماس و نه به عنوان خاستگاه آن جا زد و سرانجام میشود به هدایت بغض و خشم ناشی از بیعدالتی و ستمگری آشکار یکی از متجاوزترین و قسی ترین دولتهای تاریخ معاصر برخاست، آن را کنترل کرد و دامنه اش را محدود نگه داشت تا زمان مقتضی، زمان خانم یاخیموویچ، فرا برسد. این استراتژی تبلیغاتی اما باید با فاکتها هم تأئید شود. در فاکتها هم باید روشن باشد که در هیأت حماس چه خطر مهیبی مردم مظلوم و بیدفاع اسرائیل را تهدید می کند. و اگر خود فاکتها دلالت بر چنین چیزی نکردند چه؟ پاسخ روشن است. فاکتها را باید با جعل و دروغ ساخت. از اخبار سی ان ان هم میشود و باید استفاده کرد. و اگر کسی چنین نکرد، باید او را به همدستی با جنبش اسلامی متهم کرد.
می گوئید نه؟ پس اجازه بدهید به دو روایت از تهاجم خونین جاری ارتش اسرائیل به غزه بپردازیم.
روایت اول روایت حزب کمونیست کارگری ایران در اطلاعیه اش تحت عنوان «پیرامون دورتازه جنگ و کشتار در فلسطین و اسرائیل» مورخ 17 نوامبر 2012 است. از همین عنوان البته باید معلوم باشد که قضیه چیست. اینجا تهاجمی وسیع و خونین از سوی دولتی غاصب و متجاوز مطرح نیست، «دور تازه جنگ و کشتار» در فلسطین مطرح است. نفس اطلاق دور «تازه جنگ و کشتار» به اندازه کافی دلالت بر وجود دو طرف جنگی متخاصم و در عین حال مستقل از یکدیگر دارد و واقعیت اشغالگری و محاصرۀ اقتصادی همه جانبه مردم غزه را از دید پنهان می کند. با این همه نگاهی به خود بیانیه و توصیف آن از روال این «دور تازه جنگ و کشتار» روشنگر خیلی چیزهاست. از جمله اینکه کاربدستان حزب کمونیست کارگری کمترین ابائی از دست زدن به پروپاگاند مبتنی بر دروغ ندارند.
در توضیح روند وقایع می نویسند: «چند روز است که به دنبال شلیک موشک های حماس به شهرهای اسرائیل، ارتش این کشور به حملات گسترده هوایی به غزه دست زده است. در این حملات تعداد زیادی از مردم محروم فسلطینی کشته شده و تعدادی از شهروندان اسرائیلی نیز در حملات موشکی حماس جان خود را از دست داده اند». به عبارت پردازی در باب تعداد کشته شدگان دو طرف کاری نداشته باشیم که تنها تهوع آور است. فقط مقایسهای کوچک در این زمینه باید گویای عمق رذالت نویسندگان این عبارات باشد. تاریخنگاری که هنگام روایت از جنگ ویتنام کشته شدگان دوطرف را به عنوان تعدادی از این سو و تعدادی از آن سو نام ببرد و عمق فاجعه جنایات گسترده عظیم ترین ماشین جنگی جهان را در کشوری کوچک به تعدادی کشته شده تقلیل دهد، تنها مزدور دست راستی ترین اتاقهای فکری آمریکائیان جنگ طلب میتواند باشد و بس. تاریخ نشان خواهد داد که حزب کمونیست کارگری سر از مزدوری چه کسی درخواهد آورد. این به کنار. موضوع اما دروغ بیشرمانه ای است که در آغاز همین عبارت کوتاه به خورد مردم داده می شود: «چند روز است که به دنبال شلیک موشک های حماس به شهرهای اسرائیل»!! عجب!! به دنبال شلیک موشکهای حماس به شهرهای اسرائیل این دور تازه «جنگ و کشتار» شروع شده است؟ کجا و چگونه این حملات موشکی انجام گرفته اند؟ چند موشک شلیک شده است؟ چند نفر از «شهروندان اسرائیلی» تا پیش از آغاز بمباران هوائی و دریائی غزه قربانی این موشک بارانها بودند؟ دغلکاران حزب کمونیست کارگری کلامی در این زمینه به میان نمی آورند. نمیتوانند به میان بیاورند. به این دلیل خیلی ساده که چنین حملات موشکی ای از سوی حماس به شهرهای اسرائیلی در هفتهها و ماههای اخیر و تا چند روز پیشتر از بمبارانها صورت نگرفته بود. این پروپاگاند تبلیغاتی رسانههای مزدبگیر لابی صهیونیسم است که از بلندگوی حزب کمونیست کارگری پخش می شود.
اما آیا ما اشتباه نمی کنیم؟ آیا ممکن نیست چنین حملاتی واقعاً صورت گرفته و از دید ما پنهان مانده باشند؟ به روایت دوم مراجعه کنیم و کمی بیشتر و دقیق تر.
«درگیریها در امتداد نوار غزه آغاز نمی شوند، زنجیره ای مداوم از حوادثی هستند که ادعا میشوند فقط تلافی اقدامی پیشین بوده اند. کنش به واکنش و آن هم به تلافی دیگری می انجامد.
این واقعۀ معین با شلیک موفقیت آمیز یک موشک ضد تانک از غزه به یک خودرو گشت زرهپوش در طرف اسرائیلی دیوار مرزی آغاز شد. ادعا شد که این عملیات تلافی جویانه به خاطر مرگ یک نوجوان در حال بازی فوتبال چند روز قبل از آن بود. اما زمان این عملیات احتمالاً تصادفی انتخاب شده بود. موقعیتی بود که دست داده بود.
این موفقیت در غزه به تظاهرات شادمانی و غرور انجامید. یک بار دیگر فلسطینی ها ثابت کرده بودند که میتوانند بر دشمن منفور ضربه وارد کنند.
اما فلسطینی ها در واقعیت پا به درون تله ای گذاشته بودند که با دقت تعبیه شده بود. اینکه دستور آن حملۀ موشکی از حماس یا از یک گروه کوچک بود، به هر صورت عاقلانه نبود. از آن سوی مرز به یک خودرو نظامی شلیک کردن به معنای عبوری از خط قرمز بود (و خاورمیانه پر از خطوط قرمز است). واکنش بزرگتری از اسرائیلی ها به دنبال آمد.
وقایع همان روتین همیشگی بودند. تانکهای اسرائیلی طبق معمول نوار غزه را گلوله باران میکردند، حماس هم شهرها و دهات را مورد حملۀ موشکی قرار میداد. صدها هزار اسرائیلی باید به پناهگاها پناه می بردند. مدرسهها تعطیل شدند.
طبق معمول مصری ها و دیگران هم به میانجیگری پرداختند. پشت پرده قرار و مدارهای یک آتش بس گذاشته شد. این دور جدید به نظر میرسید به پایان رسیده باشد.
طرف اسرائیلی دست به همه کاری میزد تا به وضعیت عادی برگردد – حداقل ظاهر قضایا این را نشان می داد. نخست وزیر و وزیر دفاع راهشان را (به سمت مرز سوریه) ادامه دادند تا نشان دهند که به غزه فکر نمی کنند.
در نوار غزه هم نفس راحتی کشیدند. مردم پناهگاه های خود را ترک کردند. فرمانده عالی آنان، احمد الجعبری، سوار ماشینش شد و در مسیر خیابان اصلی به حرکت درآمد.
و سپس تله به کار افتاد. ماشین فرمانده مورد اصابت موشکی از هوا قرار گرفت... قتل الجعبری شلیک استارت عملیات بود»
و تصاویر ادامه ماجرا به اندازه کافی گویا هستند.
این روایت اصلی واقعه است. روایتی که در آغاز آن نه موشک باران شهرها از سوی حماس، بلکه عملیاتی کاملاً با هدف نظامی قرار داشت. راوی این روایت نیز نه عرب است و نه اسلامی. یهودی ای است که خود در جنگ شش روزه شرکت داشته است و اکنون سالهاست که برای دستیابی به صلح مبارزه می کند. این روایت یوری آونری است.
در روایت آونری حملۀ موشکی حماس به شهرها در واکنش به گلوله باران غزه از جانب تانکهای اسرائیلی صورت می گیرد. در روایت حزب کمونیست کارگری اما چنین حملاتی آغازگر ماجراست. این روایت پردازی دروغین که در مدت اخیر از جانب تمام رسانههای اصلی جهانی به اندازه تهوع آمیزی تکرار شده است، در خدمت القاء تصویری معین قرار دارد. با چنین روایتی است که میتوان هر دوطرف جنگ را ظاهراً یکسان مورد تعرض قرار داد. با چنین روایتی است که میتوان روند واقعی تحولات جاری را وارونه جلوه داد و این واقعیت را پرده پوشی کرد که حماس در ماههای اخیر تمام نیرویش را برای جلوگیری از ورود به جنگی جدید با اسرائیل به کار گرفته بود. حقیقتاً نیز حماس در مدت اخیر کمترین منفعتی در دامن زدن به درگیری نظامی با اسرائیل نداشت. تحولات جهان عرب و شکلگیری بلوک نیرومندی از اسلامیون طرفدار اخوان المسلمین چشم اندازهای جدیدی را در مقابل حماس نیز می گشود که درواقع شاخۀ اخوان در فلسطین است. دقیقاً به همین دلیل نیز در ماههای اخیر حماس از جانب نیروهای رادیکالتر اسلامی در خود غزه مورد انتقاد گسترده ای قرار داشت که به نظر آنان قدرت حماس را نیز فاسد کرده و به سازمان آزادیبخش دومی تبدیل کرده است. حماس در این راه تا آنجا جلو رفت که روابط خویش با سوریه را کاملاً تغییر داده و بخش اصلی آن جانب اپوزیسیون سوریه را گرفت. در همین رابطه نیز بود که به جای تهران، اکنون مصر اخوان المسلمین تبدیل به متحد اصلی حماس شده بود. حتی الجعبری، فرمانده ترور شدۀ حماس، از طرفداران اصلی برقراری آتش بسی طولانی با اسرائیل بود و تا آخرین روز حیات خویش در مذاکره با اسرائیلی ها قرار داشت. آونری به درستی بر این تأکید میکند که انجام چنین عملیاتی کار یک روز و دو روز نیست و ماهها برایش تدارک دیده شده است. همۀ اینها اما برای حزب کمونیست کارگری جائی در تحلیل ندارند. این حماس است که با موشک باران شهرهای اسرائیل و به قتل رساندن شهروندان اسرائیلی جرقه جنگ را زده است و از آن سود می برد. این واقعیت ساده اما وارونه جلوه داده میشود که اسرائیل با نابود کردن ظرفیت موشکی حماس از طریق بمبارانهای فشرده و وسیع در حال ایجاد تغییری استراتژیک در توازن قوای منطقه ای به نفع خویش و به زیان محور تاکنون موجود ایران-حماس-حزب الله است، برنده اصلی جنگ خونین غزه است.
پروپاگاند دروغین حزب کمونیست کارگری در حال کسب مشروعیت برای دولت متجاوز و نژادپرست اسرائیل است. در حال تدارک زمینه برای پیوستن به روند صلح تجاوزکارانۀ اسلو است. این پروپاگاند در خدمت همان سیاستی است که پیشوا و مرجع فقید کمونیسم کارگری آن را چنین فرموله کرده بود: «اگر ما به قدرت برسیم دولت اسرائیل را به رسمیت خواهیم شناخت. ما همچنین روند صلح را مورد حمایت قرار خواهیم داد. ما فعالیتهای سازمانهائی از قبیل جهاد اسلامی یا حماس را رد خواهیم کرد، نه به خاطر اسرائیل، بلکه به خاطر اصول خودمان. اما ما کاملاً و از صمیم قلب از حق مردم فلسطین برای به دست آوردن حقوق مشروع خویش دفاع خواهیم کرد».
تمام شامورتی بازیهای حزب کمونیست کارگری و رجزخوانیهای آن بر علیه «دو ارتجاع»، مانع از آن نیست که عشق عمیق این حزب به دولت اسرائیل از سطر سطر بیانیه اش خودنمائی نکند. اسرائیل تنها دولت مذهبی است که حزب کمونیست کارگری، این پهلوانَ میدانهای مبارزه با همه و هر گونه مذهبی، نه تنها خواهان نابودی اش نیست، بلکه برای حفظ موجودیتش حاضر به دادن هر گونه تضمینی نیز هست. بیانیه این حزب با طرح خواست حل مسأله فلسطین «بر مبنای تشکیل دو دولت متساوی الحقوق» عملاً و رسما حضور خود را در اردوگاه متجاوزین، شیادان جامعۀ جهانی و در صف حواریون روند اسارت آمیز صلح اسلو اعلام می کند. قربانی کردن حقیقت نخستین گام در این مسیر است.
بهمن شفیق
29 آبان 1391
19 نوامبر 2012
ضمیمه:
اطلاعیه حزب کمونیست کارگری:
پیرامون دورتازه جنگ و کشتار در فلسطین و اسرائیل
چند روز است که به دنبال شلیک موشک های حماس به شهرهای اسرائیل، ارتش این کشور به حملات گسترده هوایی به غزه دست زده است. در این حملات تعداد زیادی از مردم محروم فسلطینی کشته شده و تعدادی از شهروندان اسرائیلی نیز در حملات موشکی حماس جان خود را از دست داده اند. حمله به مردم غیر نظامی و بمب باران و موشک باران مناطق مسکونی که بویژه در ابعادی مخرب و وحشتناک از سوی ارتش اسرائیل علیه ساکنین بی پناه غزه صورت میگیرد باید از سوی همه مردم آزادیخواه دنیا بشدت محکوم شود. این کشتارها باید فورا متوقف شود.
شواهد اما نشان میدهد که درگیریهای روزهای گذشته میتواند به جنگی وسیعتر و تمام عیار بین دولت اسرائیل و حماس منجر شود که مثل همیشه بویژه فاجعه ای برای مردم غزه خواهد بود که فی الحال تحت محاصره جنایتکارانه دولت اسرائیل و زیر حاکمیت اسلامی و ارتجاعی حماس در شرایطی پر از مشقت و محرومیت بسر میبرند. جنگ حماس و دولت اسرائیل کشاکشی بین دو نیروی ارتجاعی، تماما علیه مردم فلسطین و اسرائیل و در خدمت نیروهای راست و مذهبی و ضد بشری در هردو سو و در منطقه است. چنین جنگی باید با مخالفت و اعتراض همه مردم جهان روبرو شود. این مهم است که هردو سوی این کشاکش مزمن و جایتکارانه و حامیان بین المللی آنها زیر فشار اعتراض وسیع همه مردم شریف جهان قرار گیرند. امروز بر همه کس آشکار است که هم دولت ارتجاعی اسرائیل و هم ارتجاع تروریستی اسلامی دارند از قبل این فضای جنگی و کشتار و جنایت بی انتها علیه مردم، نان میخورند و موجودیتشان بستگی به ادامه جنگ و بمب و گسترش نفرت ملی و قومی دارد. هر بار شاهد این هستیم که بمب و موشک و جنایت یک طرف به طرف دیگر برای جنایت بیشتر خوراک میدهد. و قربانیان آنها مردم فلسطین و همچنین مردم اسرائیل هستند که بارها نفرت خودرا از تداوم این جنگ و درگیری ابراز و اعلام کرده اند. به این دور باطل جنایت و کشتار و نفرت پراکنی قومی و ملی فقط ما مردم میتوانیم پایان دهیم.
محرومیت و مشقت و بیخانمانی مردم فلسطین و جنایاتی که دولت اسرائیل با حمایت دولت آمریکا و سایر دول غربی علیه آنها مرتکب شده و میشود زخمی بر پیکر بشریت است که باید هرچه زودتر التیام یابد. اما نیروهای اسلامی و ارتجاعی در فلسطین و خاورمیانه و حامی اصلی آنها جمهوری اسلامی ایران نیز بقاء خود را در عمیق ساختن و تازه کردن این زخم می بینند. جنایت های روزهای اخیر دولت اسرائیل و حماس یک بار دیگر بر این ضرورت تاکید میگذارد که کارگران و مردم آزاده در اسرائیل و فلسطین و منطقه و سراسر جهان باید برای حل مساله فلسطین بر مبنای تشکیل دو دولت متساوی الحقوق فعالانه تر از هر زمان به میدان بیایند و مقابل هردو سوی این کشاکش ضد بشری بایستند.
حزب کمونیست کارگری ایران
17 نوامبر 2012 – 27 آبان 1391