رهبر جمهوری اسلامی در تبیین علت اصلی تهدیدات خارجی دلایل همیشگی را کنار گذاشت و برای نخستین بار تسلط ایران بر بزرگترین حوزه نفت و گاز دنیا را علت اصلی این تهدیدات دانست. نه انقلاب اسلامی و نه مسأله هسته ای، بلکه نفت. این تبیینی تازه است. هم تصویری متفاوت از صحنه جدال با غرب را ترسیم میکند و هم بار اجتماعی متفاوتی را با خود حمل می کند. علاوه بر این با مطرح شدن مسأله نفت به عنوان علت اصلی خصومت غرب با جمهوری اسلامی، مسأله هسته ای تحت الشعاع قرار می گیرد. روزها و هفتههای آینده نشان خواهند داد که آیا این مقدمهای برای یافتن نقطه سازشی بر سر این موضوع بوده است یا نه. این امری است که باید در آینده نزدیک به دقت مورد توجه قرار داد.
دومین بدعت این سخنرانی در ادبیات متفاوت آن بود. در این سخنرانی و در رابطه با مسأله حمایت ار تولید داخلی رهبر جمهوری اسلامی بارها از واژههای «سرمایه دار» و «کارگر» استفاده کرد. تا پیش از این، طبقات اجتماعی در پوششی از عبارات مشابه در ادبیات رهبر نظام ظاهر می شدند. مضامین مشابه با عباراتی نظیر «بخش خصوصی» و «مردم» و «کارکنان» بیان می شدند. این بار اما رهبر نظام به صراحت از «حمایت از سرمایه داران داخلی» از یک سو نام برد و از سوی دیگر بارها ارج و قرب کار «کارگر» را در ارائه تولیدات با کیفیت داخلی به میان کشید. او حتی در استفاده از امکانات این دو طبقه اجتماعی، به دقت تمام از «سرمایه سرمایه دار» و «قدرت کار کارگر» نام برد. دلایل متعددی میتوانند چنین تغییری را در ادبیات رسمی جمهوری اسلامی ایجاد کرده باشند. از جمله رقابت آشکار و پنهان رهبری با رئیس جمهور. مسأله مهمتر اما این است که طبقات به ادبیات سیاسی مسلط بر جمهوری اسلامی راه یافته اند. آیا این نشانه ای از گذار به سطح متکامل تری از مبارزه طبقاتی در جامعه و رابطه دولت و طبقات اجتماعی در ایران نیست؟ آیا این نشانههای وارونه ای از تلاطمات طبقاتی آتی نیست؟
از اینها گذشته، همه آن دسته از فعالین کارگری که در ادبیاتشان به ورود کالاهای خارجی اعتراض داشتند و حمایت از تولیدات داخلی را خواستار می شدند، حداکثر اکنون باید به نادرستی این سیاست اعتراف کنند و آن را تصحیح کرده و با سیاستی طبقاتی جایگزین کنند. در غیر این صورت خود را بی وظیفه خواهند کرد.
بهمن شفیق
4 فروردین 1391
23 مارس 2012