حسین شریعتمداری اگر بیش از مرتضوی منفور نباشد، کمتر از او نیست. این با نفوذ ترین روزنامه نگار ایران، که نفوذش را مدیون انعکاس منویات مراکز قدرت در جمهوری اسلامی در به لجن کشیدن همه و همۀ منتقدان و مخالفان و ناراضیان جمهوری اسلامی است؛ این عمار قداره بند نظام که گویا برای هر شهروند ایرانی، اعم از چپ و راست، تبعیدی و داخلی، هنرمند و بی هنر، معلم و کارمند، کارخانه دار و کارگر دوسیه ای منتشر نشده دارد و در هر مطلبش به این اسناد مقین استناد می کند؛ این چهرۀ خدوم و فداکار ولایت که نه تنها خود ریاست یکی از ثروتمندترین مؤسسات رسانه ای ایران قبضه کرده است، بلکه همسر و دوستان و نزدیکان و بستگانش را نیز در نقاط گرهی نظام چیده است؛ این مستنطق زندانها که قدرت استدلالش همواره آنجائی گل می کرد که برق سرنیزه از پشت آن معلوم می شد؛ این کسی که ظاهرا احسان طبری را با همین "قدرت استدلال" به راه راست اسلام هدایت کرد؛ این کسی که فلاکت و کارتون خوابی و پارک خوابی غیرخودی ها اسباب شعف وی را فراهم می کرد؛ اکنون روزهای سختی را می گذراند. در روز یکشنبۀ 22 بهمن در قم، تنها سخنرانی رئیس مجلس عزیزدردانۀ علمای اعظم قم نبود که به هم ریخت، دنیای شیرین آقای ش. نیز در این روز یکسره فرو پاشید. آقای ش. نیز احساس خطر کرد. همچنانکه آیات عظام مکارم شیرازی و نوری همدانی و فاضل لنکرانی هم کیان اسلام را در خطر دیدند.
و آقای ش. صد البته دست به قلم برد. دست به قلم برد تا یک بار دیگر دست بلند جین شارپ و انقلاب مخملی را از آستین حزب اللهی ها و طلبه های صحن حضرت معصومه کشف کند، تا اعلام کند که آنور آبی ها این غائله را راه انداختند، تا نظام را یک بار دیگر بیمه کند و مقدمات یورش به ضدانقلابیون جدید را، که این بار باید در قم و در میان امت حزب الله یافت، فراهم کند.
اما آقای ش. این بار خطا کرد. بد جور خطا کرد. به بد کاهدانی زد. آقای ش. که تا امروز بر همه چیز اشراف داشت، اکنون دیگر نمی تواند امور را درست تشخیص بدهد. این نابغۀ تحلیل سیاسی گویی خودش هم باور کرده بود که قدرت تحلیلش از توان مکاشفه و مشاهده اش بر میخیزد و نه از قدرت نظامی و امنیتی پشت سرش. او که سوار بر آرایشی فشرده از ساختار قدرت بی محابا بر خصم می تاخت، این بار نفهمید که در همین ساختار زلزله ای واقع شده و خود همان ساختار قدرت در حال تکه پاره شدن است و کسی که این بار بی محابا بر این ساختار سوار شود، چه بسا به درون شکافهای این ساختار سقوط کند و زیر آوارهای این لایه های صلب و سنگین در حال برخورد به یکدیگر له شود.
آقای ش که تیرهای فراوانی به اطراف پرتاب کرده است و تا امروز به تعداد فراوان قربانیانش می نازید، امروز خود باید حواسش را جمع کند تا دچار همان سرنوشتی نشود که کریس کایل قهرمان در تگزاس آرام دچارش شد. کریس کایل، این تک تیرانداز مشهور نیروی دریائی آمریکا، این قهرمان جنگهای عراق و افغانستان و اینجا و آنجا، این کسی که بیش از 160 دشمن را به قتل رساند، این افتخار ارتش آمریکا و بهترین تک تیرانداز تاریخ این ارتش و دریافت کنندۀ 14 مدال افتخار، در روز 4 فوریه در تگزاس آمریکا به دست یک همرزم سابق به قتل رسید. کریس کایل که در تمام میدانهای نبرد بر همه چیز اشراف داشت و بارها از چنگال مرگ گریخته بود، این بار در تگزاس موقعیت را نفهمید. به همین سادگی. و آقای ش هم می رود تا دچار همین اتفاق ساده شود. او که تاکنون دشمنان زیادی را از پا انداخته است و خیالش از این بابت راحت بود که تیرهای این دشمنان به او نمی رسد، حالا دیگر نمی تواند اینچنین با خیال راحت جولان بدهد. تیرهائی از کنار او در حال پرتاب شدن هستند که گویا دیگر به این سادگی نمی شود از برابرشان جا خالی داد. وقتی یک حزب اللهی از داخل ایران بر علیه آقای ش مطلب می نویسد و به او می گوید "غلط کردی"، باید برای نواختن ناقوس آقای ش آماده شد. یا شما با خواندن سطور زیر از وبلاگی به نام امت حزب الله چه فکر می کنید؟
«از تحلیل های چرک و کثیف حسین شریعتمداری متنفرم
من کسانی را که یکشنبه سخنرانی لاریجانی را بر هم ریختند نه می شناسم نه عمل آن ها را تایید می کنم.
اما آقای شریعتمداری چه کسی گفته تو معیاری؟ غلط می کنی که مثل آب خوردن دیگران را مزدور دشمن و ضد ولایت خطاب می کنی.
بله انتقاد وارد است که 22 بهمن باید در آرامش برگزار می شد و کسی نباید به هر بهانه ای؛ کلام رهبر عزیز انقلاب را در جو احساسی فراموش کند؛ اما تو و امثال تو برای دشمن خیلی مفید تر هستی انقدر که شدی دافعه مطلق نظام و رهبری
با اشاره به واکنش مردم نوشتی:
ماجراي تلخ روز يكشنبه هفته گذشته در جلسه علني مجلس فقط دستاويزي براي يك حركت اخلالگرانه هماهنگ شده با آن سوي آب ها بوده است
نوشتی:اخلالگران كمترين اعتقادي به رهبري انقلاب نداشته
مگر تو جادوگر و پیش گو هستی ممکن است افراد اشتباه کنند به مانند من و شما که روزمان بدون اشتباه شب نمی شود اما آیا نیت خوانی و متهم کردن افراد صحیح است؟
نوشتی: با هيچ توجيه و توضيحي نمي توان اخلالگران را در دايره نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران ارزيابي كرد
تو چکاره هستی؟ سخنگوی نظام یا سخنگوی رهبری
در آخر برچسب زدی از آن جنس برچسب ها که اگر ان بدبخت ها را بگیرند به استناد تحلیل شما باید بدهند همه را بالای چوبه دار
نوشتی: تجربه 15سال گذشته- بعد از خروج گروهك هاي تابلودار ضد انقلاب از صحنه سياسي كشور- نشان داده است كه دشمنان بيروني، حاشيه سازي هاي خود را با بهره گيري از عوامل بي تابلوي خود و در پوشش اختلاف ها و درگيري هاي جريانات و يا شخصيت هاي سياسي درون نظام دنبال مي كنند و همين تجربه با توجه به اسناد موجود حكايت از آن دارد كه حاشيه سازان اولا؛ به هيچيك از جريانات سياسي درون نظام اعتقاد و ارادتي ندارند
من بارها فایل های صوتی شما در جلسات پاسخ به دانشجویان را گوش کردم که با کوچکترین انتقادی مواضع فرد را به اسرائیل و نتانیاهو و بنیاد درد و کوفت نسبت می دهید! بس است لجن مال کردن افراد و برچسب زدن به انها بس است...
یادت که نرفته حتی فرزند شهیدی را که با شما دقیقا هم فکر است و در مواضع سیاسی علیه فتنه و انحراف با شما هم راستا به خاطر مطلبی در وبلاگش و انتقاد از فضلی نژادت در روزنامه سراسری وی را بدل نوری زاد خواندید.
چرا خود را از همه برتر می دانی؟ چرا بهشت را فقط مستحق خود و یارانتان می دانی؟ چرا خود را خدای تحلیل و مدیریت می دانی و دیگران را نادان در حالی که از روزی که روزنامه کیهان را تحویل گرفتید روز به روز این روزنامه با سابقه وضعیت بدتری پیدا می کند؟
چرا احساس می کنید همه باید شبیه شما شوند؟ تفاوت امثال شما با شاهی که می گفت هر کس عضو رستاخیز نمی شود پاسپورتش را بگیرد و برود چیست؟
چرا به خود اجازه می دهید هر مخالفی را به راحتی تکفیر و سب کنید آیا این سبک به وحدت اسیب نمی رساند؟ پس با این تفسیر شما هم خائن هستید
من ترسی از برچسب خوردن به خود یا له شدن زیر قدرت شما و یارنتان را ندارم که مدت ها است جانم، مالم و آبرویم را برای قربانی شدن در راه انقلاب اسلامی و وطنم اماده کردم، اما خود و شما را توصیه به تقوا می کنم.»
آقای ش که تا امروز سرنوشت دیگران را مایۀ عبرت معرفی می کرد، حالا در وضعیتی کاملا متفاوت قرار گرفته است. حالا سرنوشت خود اوست که می رود تا مایۀ عبرتی شود برای دیگران.
بهمن شفیق
24 بهمن 1391
12 فوریه 2013