وقایع روزهای گذشتهی دانشگاههای تهران و ظهور آشکار لمپنیسم سلطنتیِ جیرهخوارِ صهیونیستها زنگ خطری است که هیچ دانشجویی که بویی از انساندوستی برده باشد نمیتواند نسبت به آن بی تفاوت بماند. این لکهی ننگ برای همیشه بر دامان نظامی باقی خواهد ماند که با انقلاب فرهنگیاش کمونیستها و چپ انقلابی را از عرصهی دانشگاهها تصفیه کرده و سرنوشت آموزش عالی را به امثال زیباکلام سپرد.
با دههها خصوصیسازی آمورش و تبدیل آن به کالایی که طبقات محروم جامعه توان خرید آن را ندارند، بهترین دانشگاههای کشور نیز به تصرف فرزندان طبقات مرفه در آمدند. پرواضح است که قاطبه این فاشیست دانشجویان امروزی، فرزندان طبقات مرفهی هستند که صندلیهای دانشگاهها را اشغال کرده و فضای ادامه تحصیل را به روی تودهی کار و زحمت تنگ کردهاند. همان کسانی که تا دیروز در مدارس سمپاد و غیرانتفاعی و تیزهوشان درس میخواندند و امروز به شریف و تهران و امیرکبیر و خواجه نصیر سرازیر شدهاند. اینک، همین تخم و ترکهی مفتخورهای جامعه، همهی تعارفات را کنار گذاشتهاند و بدون هیچگونه سرخاب سفیداب روشنفکری در کسوت لمپنفاشیستهای پهلویچی زیر لوای شیر و خورشید به میدان آمدهاند و نعره میزنند «مرگ بر سه فاسد، ملا، چپی، مجاهد» و با گستاخی تمام پایان ۵۷ را اعلام میکنند: «داس،چکش،عمامه، ۵۷ تمامه».
رفقای عزیز! زمان زیادی در اختیار نداریم، آستینها را بالا بزنید، دست به کار شوید، این شما هستید که میتوانید ویروس باطبی و شریفی زارچی را که به سرعت در دانشگاهها در حال تکثیر است، خنثی کنید. سکوتتان را در مقابل این پیادهنظامان امپریالیسم بشکنید، به میدان بیایید و در برابر این نخبگان بیمخ زمانه صف بکشید.
آن دسته از اپوزیسیون و دانشجویانی هم که به زعم خودشان با «زن،زندگی،آزادی جمهوری ایرانی» و «نه سلطنت نه رهبری، آزادی و برابری»، پهلوی را به مصاف طلبیدهاند، نعل وارونه میزنند. اینها نیز ریشه در همان روشنفکران، اصلاحطلبان و جناحهایی از اپوریسیونی دارند که چند دهه بر فضای فکری دانشگاه و نشر و مدیا و سینما مسلط بوده و تضاد طبقاتیِ درون جامعه را زیر مفهوم ایدئولوژیک حق شهروندی و لیبرال دموکراسی خفه کردهاند. اینها از نسل همان دانشجویان لیبرال و چپ لیبرالی هستند که خود از دل طبقه متوسط جامعه و از درون همان سیستم طبقاتی آموزش به دانشگاه راه یافتهاند. و این جماعت همان نسل زدی هستند که در ۴۰۱ با "سبزی پلو و ماهی ..."، و "نه این وری نه اون وری ..."، به تزریق آنارشیسم جنسی به جامعه دست زدند و زمینه را برای عروج همین فاشیستهای کنونی فراهم کردند.
آنچه اکنون مسجل است این است که جمهوری اسلامی به میل خود حاضر به حتی یک گام عقبنشینی در برابر طبقه کارگر و زحمتکشان نیست. این نظام حتی اندکی از منفعت کلان سرمایهداران کوتاه نمیآید. تاریخ ثابت کرده است که از چنین نظامی نمیتوان انتظار داشت که در برابر امپریالیسم و فاشیسم قد علم کند و آنها را سرکوب نماید. اینها فرزندان خود همین نظام و همین بورژوازی حاکمند که سر از این منجلاب درآوردهاند. این جمهوری طی همهی این سالها با طبقاتی کردن آموزش و دادن تریبون به امثال زیباکلام و فردوسیپور و صادق الحسینی و... و راهانداختن گالری مد و ... این فرزندان دلبند را در بطن خود پرورش داده است. و اینک که فاشیسم و صهیونیسم در پرتو بحرانهای اقتصادی و جهانی دوباره رخ نمایان کرده و در ایران نیز چهره کثیف خود را بیش از هرجای دیگری نشان داده است، این جمهوری نه تنها قادر به مقابله با آن نخواهد بود، بلکه به دلجویی از آنها هم میپردازد و با افتخار اعلام میکند که برای هیچ کدام از دانشجویان پرونده انضباطی تشکیل نشده است. این همان نظامی است که در سال ۵۹ دانشگاهها را برای تصفیه دانشجویان کمونیست بست و هزاران از آنان را یا آواره کرد، یا به تیغ سپرد.
اینجاست که باید پا به میدان گذاشت و با شکلدادن جریانها و تشکلهای ضدفاشیستی در برابر این صهیون- فاشیستها ایستادگی کرد. دم زدن از حق آزادی بیان برای دشمنان بشریت، یعنی چراغ سبز دادن به ناوهای جنگی آمریکایی. عوعوی این سگان زنجیری امپریالیسم، دعوتنامهای است برای بمبها و اف ۳۵های ناتو. اکنون لحظهی انتخاب است، دیگر نقد و افشا و تحلیل این آکسیون فاشیستی در نشریه دانشجویی کفایت نمیکند. یا با تمام قدرت در برابر فاشیسم قرن حاضر میایستیم، یا تاریخ تاریکترین صفحات خود را برایمان ورق خواهد زد.
مرگ بر فاشیسم
نابود باد سرمایهداری
نابود باد صهیونیسم
زنده باد سوسیالیسم
تدارک کمونیستی - واحد تهران مرکزی
چهارم اسفند 1404