User account menu

  • ورود
خانه
تدارک کمونیستی

Main navigation

  • خانه

پنجره ای به سوی آینده ای روشن، این روز اول خرداد را به‌خاطر داشته باشید!

مسیر راهنما

  • خانه
  • پنجره ای به سوی آینده ای روشن، این روز اول خرداد را به‌خاطر داشته باشید!

روز اول خرداد سال هزار و چهارصد و چهار را به‌خاطر داشته باشید. این روزی بود که در تهران اتفاقی نو واقع شد. اتفاقی که برای بسیاری غیر قابل انتظار بود. اتفاقی بود کوچک با اهمیتی بزرگ.

در ساعت ۵ بعد از ظهر این روز تجمعی در همبستگی با مردم فلسطین و برای اعتراض به نسل کشی رژیم فاشیستی صهیونیستی اسرائیل در برابر دانشگاه تهران برگزار شد. تجمعی بسیار ساده و بسیار قابل فهم. از نوع تجمعاتی که هر روزه در اقصی نقاط جهان و اکثراً در ابعاد دهها و صدها و حتی هزاران برابر تجمع کوچک این روز تهران در حال برگزار شدن است. اما این تجمعی بود که برگزاری اش در آلمان و استرالیا و آمریکا و انگلستان صهیونیست سهل تر به نظر میرسد تا در ایران جمهوری اسلامی ضد صهیونیست. تجمعی که قاعدتاً می بایست تجمعی عادی باشد اما در واقع تجمعی شورانگیز بود. علیرغم تعداد بسیار محدود شرکت کنندگان در آن در یک شهر چندین میلیونی.

تصاویر منتشر شده مردان و زنانی با ظواهر کاملاً متفاوت که نشان از تعلق ایدئولوژیک و اعتقادی آنان به دسته بندی های مختلف اجتماعی داشت، ترکیبی نو از یک کنش اجتماعی را نمایان کرد که در تمام چهار دهه اخیر در خیابانهای ایران اثری از آن نبود. زیبا بود مشاهده زنان محجبه و بی حجابی که دوش به دوش یکدیگر شعار می‌دادند «غزه یمن تا ایران، وحدت زحمتکشان». آنها وحدت زحمتکشان غزه و یمن و ایران را فریاد می زدند اما خود در عین حال نطفه های وحدتی نو در درون جامعه عمیقاً زخم خورده از شکافهای ایدئولوژیک طبقه حاکمه را متبلور می کردند. آنها نماد روشنی از وحدت انسانهایی با تعلقات گوناگون مذهبی و ایدئولوژیک و قومی و جنسی و امثالهم حول ارزشهای پایه ای مشترک بین تمام زحمتکشان بودند. فلسطین با طوفان الاقصی یش خون تازه ای در کالبد نیمه جان جهان بی روح معاصر وارد کرده بود و این خون تازه دهها هزار کودک و خردسال و زن و مرد فلسطینی اکنون با آن تجمع کوچک اول خرداد وارد رگهای جامعه بیمار از انحطاط و ابتذال ایران نیز می شد.

برای چهار دهه خیابان به مثابه تجلی مدنی سپهر سیاست در ایران در اختیار دو اردوگاه اصلی درون طبقه حاکمه قرار داشت. در تمام این دوران خیابان تنها زمانی – و آن هم در مواقعی معین و تحت شرایطی ویژه - می توانست به تریبونی برای زحمتکشان نیز بدل شود که فقط و منحصرا به شکوه و شکایت از وضعیت معیشتی خویش بپردازند. جلوه سیاسی حضور در خیابان چیزی جز تبلور اراده دو گروهبندی اصلی طبقه حاکمه نبود که زمانی در شکاف بین مدرنیته و سنت جلوه گر می‌شد و زمانی در جدال غربگرایی و اسلامگرایی و حجاب و آزادی پوشش و همه و هر گونه شکاف اجتماعی دیگر در امتداد خطوط تمایز و افتراق غیر طبقاتی. خیابان که نیم قرن پیش حامل آرمانهای برابری طلبانه و انسانی بود، پس از شکست سنگین نیروهای اجتماعی حامل آن آرمانها در دهه شصت، زیر فشار سنگین فراکسیونهای متخاصم طبقه حاکمه به حامل ارتجاع سیاسی به طور کلی بدل گردید و با توازن قوا در درون طبقه حاکمه بیشتر و بیشتر به تسخیر ارتجاع پست مدرنی درآمد که با پرچم دمکراسی و حقوق بشر جامعه ایران را در خدمت ارتجاع مطرود سلطنتی و در خوش خدمتی به اربابان امپریالیستی آرزو می کرد. در خیابان جایی برای آرمانخواهی انقلابی و برابری طلبی باقی نماند. قدرت فائقه بورژوازی حتی مارشهای خیابانی بیکاران و کارگران را نیز مصادره و به اهرمی در جهت تحقق منافع خویش بدل می کرد.

اکنون ورق بر می گردد و فلسطین این را امکانپذیر کرد. در فلسطین بود که نقطه کانونی مبارزه برای جهان انسانی آینده شکل گرفت و در روز یک خرداد روح رهائی بخش این نقطه کانونی به خیابانهای ایران نیز رسید. این هنوز یک نسیم بود. اما این قدرت بالنده جهان نویِ در حال زایش است. رویش این جوانه را باید به همه فعالانی تبریک گفت که برای آن کوشیدند، بر نگرانی ها و مشکلات غلبه کردند و گام به پیش گذاشتند. به ویژه به آنان که در «برای فلسطین» همت به سازماندهی آن کردند.

در روز اول خرداد سال هزار و چهارصد و چهار سالشمار تازه ای در ایران آغاز شد. اکنون می‌توان و باید بیش از همیشه به آینده ای روشن در ایران امیدوار بود.

بهمن شفیق

۲ خرداد ۱۴۰۴

۲۳ مه ۲۰۲۵

  • Log in or register to post comments