User account menu

  • ورود
  • فارسی
  • English
  • German
  • Italian
خانه
تدارک کمونیستی

Main navigation

  • خانه
  • مقالات
  • یادداشتها
  • گفتارها
  • کنفرانسها

آقای عباس فرد و آموزش تقدس زدایی از مارکسیسم

مسیر راهنما

  • خانه
  • آقای عباس فرد و آموزش تقدس زدایی از مارکسیسم

حدود یکسال و نیمی است که مطالبی از عباس فرد علیه تدارک کمونیستی و سایت امید منتشر می شود که در بسیاری از آن ها وی برای حمله به خودزنی و ناله زاری دست می زند. ایشان  بدون آنکه به ریشه اختلافاتش با مجموعه امید و سپس تدارک کمونیستی بپردازد بیشتر به تسویه حسابهای شخصی پرداخته و نه تنها هیچگونه روشنایی بر اختلافات خود و جمع سایت امید نمی تاباند بلکه آنها را بیشتر رمز و راز آلود میکند وبر ابهامات می افزاید و از نظر هر ناظری هم بیشتر به عقده گشایی وانتقام جویی شباهت دارد، خصوصأ آنجاها که اعلام میدارند من فعلأ حمله نمیکنم وپوزیسیون دفاعیم را حفظ میکنم ویا اگر مورد حمله قرار گیرم دفاع میکنم و غیره.

آقای فرد در مطلبی علت جدایی خود را از سایت امید پایکوب کردن دمبش بطور سازمانیافته از جانب جمع سایت امید عنوان میکند. هر ناظر بیطرفی در نگاه اول  تصور می کند که سایت امید بسان یک شرکت سهامی انتفاعی بوده است که گویا بعد از آنکه با تشکیل تدارک کمونیستی به سود دهی رسیده عده ای برای سهم بیشتر با هم تبانی کرده اند تا با انگولک کردن یکی از اعضای هیئت مدیره را وادار به استعفا کنند. اما صرفنظر ازضعف منطق مجادله و روش های عباس فرد، از لابلای مطالب او می توان به منظور او درباره دمبش و معنای پا گذاشتن روی آن پی برد. او بطور غیر ارادی آرام آرام بر ابهامات اختلافاتش با مجموعه سایت امید روشنی می افکند و این به خواننده کمک می کند که از لابلای رجز های عباس فرد که گاه حالت ناله به خود می گیرد به کنه اختلافات او با مجموعه امید و تدارک کمونیستی پی ببرد. اختلافاتی که بنا به اطلاع من قبلا هیچگاه به این صراحت بیان نشده بوده است.

او در نوشته ای در پاسخ به بهمن شفیق اشاره می کند که بین عباس فرد و مارکس 170 سال فاصله هست. و ادامه می دهد که اگر بهمن شفیق قادر به درک این مسئله نیست، کافی است نگاهی به تقویم روی دیوار خانه اش بیندازد تا متوجه این فاصله زمانی شود. این پاسخ عباس فرد درست به گفته کسانی شبیه است که در حمله به مارکسیسم یا ارتدکسی مارکسیستی بر فاصله زمانی 170 ساله با مارکس تاکید می کنند. اما عباس فرد در همین جا توقف نمی کند و در نوشته دیگرش " دفاعی از خویشتن" در پاسخ به وحید صمدی مرقوم میدارند: "فقط برای اطلاع دیگران می‌گویم: آن نکاتی که من در مورد تقدس‌زدایی از مارکسیسم و مارکس در نوشته‌ی "بهمن شفیق و چند نکته درباره‌ی دو مسئله‌ی مربوط به‌هم" و دیگر نوشته‌هایم نوشته‌ام، برخلاف تصور آقای صمدی قدمتی 40 ساله دارد."

تازه اینجا بر خواننده روشن می شود که ماجرای دمب عباس فرد چه بوده و منظور او از پا گذاشتن سازمان یافته روی دمبش چیست. تازه معلوم می شود که  ریشه اختلافات  آقای فرد با تدارک کمونیستی چقدر عمیق بوده است. خواننده نسبت به عباس فرد دچار ترحم می شود. کسی که مدت 40 سال نه تنها در حال تقدس زدایی از مارکسیسم بوده، بلکه آن را با اشتیاق به کارگران هم آموزش می داده است چگونه توانسته است در درون جمعی دوام بیاورد که می خواهند مارکسیسم را در درون طبقه کارگر ترویج کنند؟ معلوم نیست عباس فرد طی  مدت طولانی ده سال گذشته در کنار بهمن شفیق و وحید صمدی چه می کرده است؟ باز هم تا آن جا که من اطلاع دارم عباس فرد قبلا با چنین صراحتی چنین اعترافی را بیان نکرده بود. او در طی سال های گذشته فعالیتش با مجموعه امید طور دیگری وانمود می کرد.

عباس فرد از این شاهکار 40 ساله اش چنان سخن می گوید که انگار کار شاقی انجام داده است. او خود به خوبی می داند که پیش و پس از او خیلی از متفکرین برجسته بورژوازی در حال تقدس زدایی از مارکسیسم بودند و بر فاصله زمانی نسل مارکس با نسل حاضر برای عقب راندن مارکسیسم تاکید می کردند. و اتفاقا 40 سال پیش دقیقا زمانی است که ابعاد این تهاجم به مارکسیسم شدت گرفت. از همان زمان بود که خیلی ها پایان عصر مارکسیسم را اعلام کردند. نوربرت بلوم وزیر کار آلمان در لهستان اعلام کرد "مارکس مرد، مسیح زنده است". و در ایران نیز یورش به مارکسیسم بیشتر از همان زمان آغاز شد. برخی برای رد مارکسیسم و برخی ملایم تر برای تقدس زدایی از مارکسیسم. کافی است به تاریخ تشکیل انجمن سلطنتی فلسفه و انتشار آثار مرتضی مطهری در ایران در رد مارکسیسم و آثار علی شریعتی برای تقدس زدایی از مارکسیسم و اعلام پایان عصر مارکسیسم مراجعه کنیم. کافی است به مباحثات آقایان بابک امیر خسروی و جمشید طاهری پور و خیل عظیم توده ای ها و اکثریتی های "دمکرات" شده نگاه کنیم که تقدس زدائی از مارکسیسم امر مشترک همۀ آنان بود. آقای عباس فرد هم افتخار میکند که در این 40 سال کاری به غیر از کار آن ها انجام نمی داده است.

اما نه! کار او واقعا نه تنها با این ها متفاوت بوده بلکه بسیار شاق هم بوده است. او فقط به تقدس زدایی از مارکسیسم اکتفاء نمی کرده، بلکه آن را به کارگران هم آموزش می داده است. کاری که از عهده مثلا کارل پوپر و نمونه ایرانی آن عبدالکریم سروش و یا دیگران بر نمی آمده است.

مرحبا آقای عباس فرد. برای چنین اعترافی مجبور بودی که سال ها در درون جمعی مارکسیستی نفوذ کنی که می خواهند برای تقدس زدایی از همه چیز و ازجمله مناسبات سرمایه داری، مارکسیسم را آموزش دهند؟ مجبور بودی دندان روی جگر بگذاری و صدایش را هم در نیاوری؟

عباس فرد زمانی تقدس زدایی از مارکسیسم را به کارگران آموزش می داده که مارکسیست ها برای آموزش مارکسیسم در درون طبقه کارکر با مشکلات امنیتی و سیاسی عدیده ای مواجه بوده و هستند. یکی از این مشکلات هم حضور کسانی همچون عباس فرد بوده که در حال انتقال نظریات بورژوازی به درون طبقه کارگرند. فقط نمی دانم عباس فرد و رفقایش نیز همچون دیگر نمایندگان بورژوازی بابت این تقدس زدایی از مارکسیسم در درون طبقه کارگر، دستمزدی هم از بورژوازی دریافت کرده اند یا نه؟

امید که خود آقای فرد در مورد چند و چون فعالیت خود وگروهش در رابطه با تقدس زدایی از مارکسیسم در بین کارگران بیشتر بنویسند و روشن کنند که آیا برای این منظور از انجمن سلطنتی فلسفه هم تاثیر پذیرفته بودند یا نه؟

 

علی شمس

15 بهمن 94

4 فوریه 2016

  • برای گذاشتن کامنت وارد شوید یا حساب کاربری ایجاد کنید

مقالات

  • واقعه نگاری یک جنبش حماسی-۲: گزارشی از قیام خیابان علیه جنگ امپریالیستی-صهیونیستی
  • همه قدرت به خیابان – نقدها و اظهار نظرهایی درباره نامه سرگشاده
  • عراق در گذار به آینده ای متلاطم
  • جنگ، دولت و خیابان: گفت و گویی بر سر راه‌حل‌ها
  • همه قدرت به خیابان: نامه سرگشاده به آیت‌الله سید مجتبی حسینی خامنه‌ای
  • واقعه‌نگاری یک جنبش حماسی - ۱: گزارشی از قیام خیابان علیه جنگ امپریالیستی-صهیونیستی
  • ئاش به‌­تال
  • یادداشتهای جنگ – ۱: از قدرت نرم به قدرت سخت
تمام مقالات...

یادداشتها

  • سیران عربی: تناقضی ناسیونالیستی یا بازتاب دگردیسی آرمان های بورژوازی کرد؟
  • گفتند ایران باید بترسد، ولی حوثی‌ها نترسیدند!
  • جدال با نشانه‌ها یا با ریشه ها؟ در حاشیه گفتگوی راغفر و علیزاده
  • ژو رونگ جی، لیبرال‌ساز «با ویژگی‌های چینی» درگذشت
  • چینی ها رویای آمریکایی را به خاک سپردند
  • سئوتا، اسرائیل یا فقدان کمونیسم؟
  • فاریاب، کارگران، خیابان
  • نظام جدید تامین اجتماعی
تمام یادداشتها...

کنفرانسها

  • اهداف، ساختار و موازین سازمان تدارک کمونیستی
  • خطر فاجعه در حال وقوع و برنامه انتقالی برای مقابله با آن
  • قطعنامه درباره ائتلافهای نوین طبقاتی
  • اطلاعیه پایانی کنفرانس فوق‌العاده سازمان تدارک کمونیستی
  • گزارش به کنفرانس سوم: تنگنای مسکن
  • گزارش به کنفرانس سوم: درباره معضل مهاجرین و موضع کمونیستی، یک ارزیابی مقدماتی
  • دستمزد و قانون کار و مبارزات کارگران – گزارش به کنفرانس سوم سازمان تدارک کمونیستی
  • گزارشی از کنفرانس سوم سازمان تدارک کمونیستی
تمام مطالب کنفرانسها...