User account menu

  • ورود
  • فارسی
  • English
  • German
  • Italian
خانه
تدارک کمونیستی

Main navigation

  • خانه
  • مقالات
  • یادداشتها
  • گفتارها
  • کنفرانسها

پانصد سال پس از یوتوپیا - 1: کارگران و مفتخورها

مسیر راهنما

  • خانه
  • پانصد سال پس از یوتوپیا - 1: کارگران و مفتخورها

بیش از پانصد سال قبل، در سال 1516، توماس مور، سیاستمدار و نظریه پرداز فرهیخته انگلیسی، رساله کوچک یوتوپیا یا آرمانشهر را به رشته تحریر در آورد. مور در این رساله به توصیف جامعه کوچکی پرداخت که آن را یوتوپیا نامگذاری کرده بود. جامعه‌ای که بارزترین شاخص آن مالکیت همگان بر همه چیز بود. پرسش اصلی در بازخوانی آرمانشهر مور در این نیست که مور چگونه توانست در جامعه‌ای که در آغاز عصر رنسانس قرار داشت به تخیل درباره کمونیسمی بپردازد که بسیاری از مؤلفه های کمونیسم علمی آینده را در خود حمل می کرد. پرسش این است که طبقه حاکم تا چه زمانی می‌تواند مانع تحقق آن جامعه آرمانی گردد که در زمان مور فقط رؤیای قدرتمند و جذاب آن وجود داشت و امروز تمام زمینه‌های مادی آن وجود دارند اما از آن رؤیای توانمند بیش از هاله نوری کوچک باقی نمانده است. هاله نوری که البته همچنان جان سخت به حیات ادامه می دهد.

رسم امور کار برای امرار معاش در یوتوپیای مور چگونه بود؟ با هم بخوانیم:

“برای فهم راه و روش زندگی آنان باید به یک نکته دقیقتر بنگریم. آنان تنها شش ساعت به کار می پردازند و شما چه بسا گمان کنید که نتیجۀ آن کمبود کالاهای اساسی خواهد بود. در‌واقع، ساعتهای کار آنان نه تنها برای فراهم کردن همه نیازمندی ها و وسائل آسایش زندگی به فراوانی بس است، بلکه فراوانی نعمت نیز فراهم می کند.

اگر در نظر آورید که چه بخش عظیمی از جمعیت در دیگر کشورها بیکاره است، این نکته را به آسانی در خواهید یافت. نخست آنکه عموما رسم است که زنان (که نیمی از تمام جمعیت هستند) کار نکنند، یا اگر معدودی از آنان کار کنند شوهرانشان عاطل بمانند. دو دیگر آنکه انبوه کشیشان و مردان به اصطلاح اهل دین همگی بیکاره اند. بر این بیفزای همه مردمان ثروتمند، بویژه زمینداران بزرگ را که نجبا و بزرگزادگان نام دارند و خانواده‌های آنان را که فقط به درد نمایش می‌خورند و فاقد هر گونه استفاده‌ای اند. در شمار ایشان آور گدایان خرگردن و فربه را که خود را به بیماری می‌زنند تا بهانه‌ای برای تنبلی شان ساخته باشند. آنگاه در خواهی یافت که شمار واقعی کارگرانی که نیازمندیهای بشریت را فراهم می‌کنند بسیار کمتر از آن است که گمان می کنی.

و اکنون بنگر که از این کارگران چه اندک شماری به کارهای براستی ضروری گمارده می شوند. زیرا که ما که ارزش همه چیز را با پول می سنجیم، بسیاری از حرفه های زائد را به خاطر تجمل و بی بند و باری داریم. اگر تودۀ کارگران ما تنها چیزهائی را فراهم می آوردند که مردم برای زندگی خوب نیاز دارند، چنان فراوانی ای از کالاها می‌بود و قیمتها چنان فرو می‌افتاد که تاجران نمی توانستند از قبل سود آنان زندگی کنند.

اگر تمام کاری که به چیزهای بی‌فایده اختصاص دارد به فعالیتهائی مفید تبدیل می‌شد و اگر تمام آنهائی که زندگی‌شان را به بطالت و تن پروری می گذرانند (و میزان مصرف هر کدامشان به اندازه دو نفر از کسانی است که کار می کنند) وادار می‌شدند که کار کنند، می‌توانید به آسانی تصور کنید که نسبت کوچکی از زمان کار برای انجام تمام امور ضروری و مفید و یا لذت بخش برای بشریت کافی بود. بویژه اگر لذت در محدوده اش قرار داشته باشد.”

تولیدی بشر از آن زمان تاکنون هزاران بار افزایش یافته است. با این همه کارگران در هیچ نقطه‌ای از جهان نتوانسته اند به وضعیتی دست بیابند که با 6 ساعت کار روزانه زندگی خود و خانواده خود را تأمین کنند. نه از آن رو که این امر امکانپذیر نیست. نه از آن رو که جامعه دچار کمبود خواهد شد. نه از آن رو که پایه‌های مادی تحقق چنین ایده ای فراهم نیست. بلکه فقط و فقط از آن رو که تحقق آن نیازمند در هم شکستن قدرت و فایق آمدن بر مقاومت انبوه بیکارگانی است که از همان زمان توماس مور زمام امور را در دست دارند. آن افزایش ظرفیت تولیدی در خدمت گسترش صف مفتخوران قرار گرفته است و از آن زمان تاکنون لایه‌های نوینی از مفتخوران نیز بر لشگر بیکارگان و پارازیتهای جامعه افزوده شده اند.

در اوج تخیل، توماس مور کاملاً درست تشخیص داد. باید آن بیکارگان را نیز به کار گماشت. آنگاه با حتی کمتر از 6 ساعت در روز و 30 ساعت در هفته هم می‌توان جامعه‌ای سعادتمند داشت.

9 بهمن 1400

29 ژانویه 2022

https://www.gutenberg.org/files/2130/2130-h/2130-h.htm#chap03

  • برای گذاشتن کامنت وارد شوید یا حساب کاربری ایجاد کنید

مقالات

  • واقعه نگاری یک جنبش حماسی-۲: گزارشی از قیام خیابان علیه جنگ امپریالیستی-صهیونیستی
  • همه قدرت به خیابان – نقدها و اظهار نظرهایی درباره نامه سرگشاده
  • عراق در گذار به آینده ای متلاطم
  • جنگ، دولت و خیابان: گفت و گویی بر سر راه‌حل‌ها
  • همه قدرت به خیابان: نامه سرگشاده به آیت‌الله سید مجتبی حسینی خامنه‌ای
  • واقعه‌نگاری یک جنبش حماسی - ۱: گزارشی از قیام خیابان علیه جنگ امپریالیستی-صهیونیستی
  • ئاش به‌­تال
  • یادداشتهای جنگ – ۱: از قدرت نرم به قدرت سخت
تمام مقالات...

یادداشتها

  • سیران عربی: تناقضی ناسیونالیستی یا بازتاب دگردیسی آرمان های بورژوازی کرد؟
  • گفتند ایران باید بترسد، ولی حوثی‌ها نترسیدند!
  • جدال با نشانه‌ها یا با ریشه ها؟ در حاشیه گفتگوی راغفر و علیزاده
  • ژو رونگ جی، لیبرال‌ساز «با ویژگی‌های چینی» درگذشت
  • چینی ها رویای آمریکایی را به خاک سپردند
  • سئوتا، اسرائیل یا فقدان کمونیسم؟
  • فاریاب، کارگران، خیابان
  • نظام جدید تامین اجتماعی
تمام یادداشتها...

کنفرانسها

  • اهداف، ساختار و موازین سازمان تدارک کمونیستی
  • خطر فاجعه در حال وقوع و برنامه انتقالی برای مقابله با آن
  • قطعنامه درباره ائتلافهای نوین طبقاتی
  • اطلاعیه پایانی کنفرانس فوق‌العاده سازمان تدارک کمونیستی
  • گزارش به کنفرانس سوم: تنگنای مسکن
  • گزارش به کنفرانس سوم: درباره معضل مهاجرین و موضع کمونیستی، یک ارزیابی مقدماتی
  • دستمزد و قانون کار و مبارزات کارگران – گزارش به کنفرانس سوم سازمان تدارک کمونیستی
  • گزارشی از کنفرانس سوم سازمان تدارک کمونیستی
تمام مطالب کنفرانسها...