User account menu

  • ورود
  • فارسی
  • English
  • German
  • Italian
خانه
تدارک کمونیستی

Main navigation

  • خانه
  • مقالات
  • یادداشتها
  • گفتارها
  • کنفرانسها

پاتریک آرمسترانگ و صادق زیباکلام

مسیر راهنما

  • خانه
  • پاتریک آرمسترانگ و صادق زیباکلام

پاتریک آرمسترانگ یک کانادائی است. او سالها تحلیلگر بخش دفاع ملی کانادا با تخصص در امور شوروی و سپس روسیه بود. وی از زمان ریاست جمهوری کنستانتین چرننکو در این پست مشغول به کار بود. در فاصله سالهای 1993 تا 1996، وی در مقام مشاور سفارت کانادا در مسکو فعالیت داشت. در سال 2008 او بازنشسته شد و از آن زمان به بعد به نوشتن درباره تحولات روسیه پرداخت. از نظر سیاسی، آرمسترانگ یک محافظه کار است.

با آغاز به کار سایت «بنیاد فرهنگ استراتژیک Strategic Culture Foundation” وی نیز به همکاری با این سایت پرداخت. دفتر مرکزی بنیاد مزبور در مسکو قرار دارد و خود بنیاد منکر هر نوع ارتباطی با دولت روسیه است. شرط آرمسترانگ برای همکاری با این بنیاد این بود که مطالب وی به هیچ وجه مورد دستکاری و تغییر قرار نگیرند.

ساعت 10 صبح روز 14 دسامبر زنگ در منزل آرمسترانگ به صدا در می آید. همسر وی درب را باز می کند. از سرویس امنیتی کانادا CSIS آمده‌اند و قصد صحبت با آرمسترانگ را دارند. موضوع صحبت همکاری او با بنیاد فرهنگ استراتژیک است. می‌پرسد «پس یعنی ما دیگر آزادی بیان نداریم؟» جواب می‌شنود که نه، این فقط یک گفتگوی ساده است. از او درباره این می‌پرسند که آیا چیزی را به سفارش آنان نوشته است؟ پاسخ مثبت می‌دهد و دو مقاله را نام می‌برد که آن‌ها از او خواسته و او نوشته است. تأکید می‌کند که در هر دو مقاله او فقط دیدگاه خودش را نوشته و حتی یک کلمه از آن مقالات عوض نشده است. تأکید می‌کند که در تمام مدتی که برای آن سایت می‌نویسد مقالات او بدون مطلقاً هیچ دخل و تصرفی منتشر می‌شوند و حتی غلطهای تایپی آن مقالات را نیز تصحیح نمی کنند. گفتگو به پرونده جعلی روسیه دونالد ترامپ کشیده می‌شود و او نیز با اطلاعات دقیقی که دارد پاسخهائی را می‌دهد که البته نه خوشایند آنان است و نه توانائی پاسخگوئی به آن را دارند. برایشان توضیح می‌دهد که روس ستیزی حاکم می‌تواند به جنگ با روسیه منجر شود و او نمی‌خواهد که کشورش، کانادا، وارد چنین جنگ ویرانگری شود. او به آن‌ها گفت که برای آن بنیاد همان چیزهائی را می‌نویسد که قبلاً در مقام رسمی‌اش برای دولت کانادا هم می نوشت. گفت که آن بنیاد او را به نوشتن این مقالات نکشانده است. برعکس، سؤال این است که چرا امثال نیویورک تایمز و گلوب اند میل نوشته‌های امثال او را نمی خواهند. با اینکه کارمزد آنان خیلی کمتر از کارمزد ژورنالیستهائی است که آنجا مشغولند.

بازدید مأموران امنیتی اما برای آرمسترانگ یک اتفاق ساده نبود. او در جریان است که تعدادی از نویسندگان آمریکائی سایتهای مختلفی که به نحوی با روسیه در ارتباط بوده‌اند در مدت اخیر مورد اذیت و آزار جدی قرار گرفته اند. برای تعدادی از آنان جریمه های سنگین وضع شده است. همکاری با این بنیاد از سالها قبل از سوی دولت آمریکا ممنوع اعلام شد و برای چنین همکاری جریمه ای تا مبلغ 300000 دلار (اشتباه نمی‌کنید 300 هزار دلار) در نظر گرفته شده است. دستورالعملی که در ماههای اخیر عملی نیز شده است. 

چیزی که او انتظارش را نداشت این بود که در کانادای به ظاهر لیبرال نیز همین رویه تکرار شود. آن بازدید برای آرمسترانگ نشانه ای از این بود که حال دیگر در کانادا هم همان روال جنگ سردی در دستور کار قرار گرفته است و آن بازدید تازه آغاز کار است. دانیل لازار، نویسنده آمریکائی مقیم نیویورک، دقیقاً تجربه‌ای مشابه آن را داشت. در ماه ژوئن سال 2020 تعدادی از مأموران اف بی آی برای نخستین بار با همین سؤالات سراغ او رفتند. بازدیدی که در 15 اکتبر سال جاری و این بار با نامه‌ای از سوی اداره مالیه آمریکا همراه با این تهدید  تکرار شد که در صورت ادامه همکاری به پرداخت 311562 دلار محکوم خواهد شد.

در روز 17 دسامبر آرمسترانگ متن زیر را خطاب به بنیاد مزبور نوشت:

“خداحافظی با بنیاد فرهنگ استراتژیک

همچنان که از این مطلب می بینید، تهدیدی که بسیاری از همکاران آمریکائی شما را به سکوت واداشت اکنون به کانادا نیز رسیده است.

من دیگر با بنیاد فرهنگ استراتژیک همکاری نخواهم کرد. از شما به خاطر رفتار محترمانه و شرافتمندانه تان تشکر می کنم. از این اقدام متأسفم اما موضوع برای من فورس ماژور است و من پیرتر از آنم که بتوانم با آن مبارزه کنم.

لطفاً مبلغ باقی‌مانده کارمزد مرا به این بنیاد خیریه در کلوب سنت پطرزبورگ واریز نمائید.

با تشکر»

آرمسترانگ دیگر برای بنیاد فرهنگ استراتژیک نمی نویسد. جرأت و توان وارد شدن به یک نبرد نابرابر با دولت کانادا را ندارد. همچنان که بسیاری از مؤلفان دیگر آمریکائی برای راشیا تودی و سایتهای مشابه نمی نویسند. و صادق زیباکلام همچنان بر صحنه ویس آو آمریکا و ایران اینترنشنال و منوتو می درخشد. بدون هیچ هراسی.

کانادا عنوان رسمی یک کشور دمکراتیک را بر خود حمل می کند. آن هم یکی از نمونه ترین این کشورها را. و ایران هم رسما کشوری است دیکتاتوری. آن دمکراسی از چهارچوبهای خویش با پنجه آهنین دفاع می‌کند و این دیکتاتوری جولانگاه مدافعان آن دمکراسی است. از قرار پنجه جمهوری اسلامی فقط برای کارگران آهنین است، به این مدافعان دمکراسی که میرسد، پنبه‌ای است.

28 دی 1400

18 ژانویه 2022

  • برای گذاشتن کامنت وارد شوید یا حساب کاربری ایجاد کنید

مقالات

  • واقعه نگاری یک جنبش حماسی-۲: گزارشی از قیام خیابان علیه جنگ امپریالیستی-صهیونیستی
  • همه قدرت به خیابان – نقدها و اظهار نظرهایی درباره نامه سرگشاده
  • عراق در گذار به آینده ای متلاطم
  • جنگ، دولت و خیابان: گفت و گویی بر سر راه‌حل‌ها
  • همه قدرت به خیابان: نامه سرگشاده به آیت‌الله سید مجتبی حسینی خامنه‌ای
  • واقعه‌نگاری یک جنبش حماسی - ۱: گزارشی از قیام خیابان علیه جنگ امپریالیستی-صهیونیستی
  • ئاش به‌­تال
  • یادداشتهای جنگ – ۱: از قدرت نرم به قدرت سخت
تمام مقالات...

یادداشتها

  • سیران عربی: تناقضی ناسیونالیستی یا بازتاب دگردیسی آرمان های بورژوازی کرد؟
  • گفتند ایران باید بترسد، ولی حوثی‌ها نترسیدند!
  • جدال با نشانه‌ها یا با ریشه ها؟ در حاشیه گفتگوی راغفر و علیزاده
  • ژو رونگ جی، لیبرال‌ساز «با ویژگی‌های چینی» درگذشت
  • چینی ها رویای آمریکایی را به خاک سپردند
  • سئوتا، اسرائیل یا فقدان کمونیسم؟
  • فاریاب، کارگران، خیابان
  • نظام جدید تامین اجتماعی
تمام یادداشتها...

کنفرانسها

  • اهداف، ساختار و موازین سازمان تدارک کمونیستی
  • خطر فاجعه در حال وقوع و برنامه انتقالی برای مقابله با آن
  • قطعنامه درباره ائتلافهای نوین طبقاتی
  • اطلاعیه پایانی کنفرانس فوق‌العاده سازمان تدارک کمونیستی
  • گزارش به کنفرانس سوم: تنگنای مسکن
  • گزارش به کنفرانس سوم: درباره معضل مهاجرین و موضع کمونیستی، یک ارزیابی مقدماتی
  • دستمزد و قانون کار و مبارزات کارگران – گزارش به کنفرانس سوم سازمان تدارک کمونیستی
  • گزارشی از کنفرانس سوم سازمان تدارک کمونیستی
تمام مطالب کنفرانسها...