از آتن تا واشنگتن: گفتاری در زمینه نتایج بلاواسطه و ابعاد تاریخی-جهانی حملۀ موشکی به سوریه
از آتن تا واشنگتن: گفتاری در زمینه نتایج بلاواسطه و ابعاد تاریخی-جهانی حملۀ موشکی به سوریه
از آتن تا واشنگتن: گفتاری در زمینه نتایج بلاواسطه و ابعاد تاریخی-جهانی حملۀ موشکی به سوریه
لونی تمام حقیقت "ارزشهای" تمدن والای غرب در دوران پسا حقیقت را به موجزترین شکل بیان کرده است. لازم نیست به آن چیزی اضافه کرد. فقط باید گفت خاک بر سر کسانی که هنوز هم سنگ دمکراسی و حقوق بشر این قرمساقها را به سینه می زنند.
دوران رکود بورژوازی ایران فراتر رفتن از مرزها را به سرعت از اسطوره ی صدور انقلاب به ضرورتی اقتصادی برای بورژوازی ایران تبدیل کرده بود. این فراروی بر دو پایه و دو استراتژی متفاوت و گاه مکمل استوار بود. 1- تعامل، ادغام و حضور در مناسبات بین المللی، و نزدیکی به غرب و 2- بی اعتمادی به رقبای غربی و تحکیم و گسترش حوزه های نفوذ
ایا این هند، ایران وبقیه حاشیه کاپیتالیستی است که با روشنگری فرهنگی وارد جهان با فرهنگ غرب میشود و از این طریق جنوب هم دوره رکود و فقر را پشت سر گذاشته و تا چند دهه دیگر پس از طی راه غرب سطح زنگی اروپایی به حلبی اباهای تهران، کلکته، نایروبی ویا ادیس ابابا راه پیدا میکند؟ و یا بر عکس این اکثریت عام اروپا ـ امریکایی مراکز کاپیتالیستی هستند که در اینده ای نزدیک هر روز بیشتر به وضعیت بیخانمانان کلکته نزدیک میشوند؟
دولت امریکا در سوریه با تجهیز کردها و تشکیل نیروهای دموکراتیک سوریه ،نقش مهمی در تسخیر رقه ودیگر مناطق شرق رود فرات از چنگال دولت اسلامی داعش داشتند.مسئله زمانی حاد گردید که پنتاگون از سیاست تشکیل ارتش سی هزار نفره در شمال سوریه پرده برداشت.این امر موجب خشم ترکیه شد. و بهانه لازم جهت دخالت در منطقه کردستان(روژاوا )بدست آورد
تا جائی که به "در هم شکستن ماشین دولتی" احزاب پنجگانه بر می گردد، تصور آن چندان دشوار نیست که تمام رئوس اقداماتی که بیانیه بر شمرده است مو به مو می تواند مورد تأئید "خانۀ دمکراسی" آمریکا و "بنیاد جامعۀ باز" سوروس باشد. تاریخ معاصر اتفاقا شاهد نمونه هائی از این نوع "در هم شکستن ماشین دولتی" نیز بوده است
مزدوری که برای کلاه سفیدهای سوریه تبلیغ می کرد و هر هفته خبر 3 بیمارستان حلب را به نقل از منابع موثق خویش در العربیه و الجزیره نقل می کرد، با مزدور خواندن طرف مقابل قصد تطهیر خویش را دارد.
زمین داغ سیاست امثال او را چنان به رقص در می آورد که سر از بد جائی در خواهد آورد. عرصۀ سیاست ایران در دهه های اخیر امثال چنین عبارت پردازهای هرزه گوئی را زیاد تجربه کرده است که یا سر از استودیوهای بی بی سی و صدای آمریکا درآوردند و یا از برنامه جهان آرا
بایستی توجه داشت که با توجه به تناقضی که به آن اشاره شد، این جنبش از یکطرف بهاعتبارِ پیش کشیدنِ ضرورتِ گذار از وضعیتِ موجود و پرتابِ آن به پیشخوانِ جامعه امکانهای متعددی را پیش پای جنبش طبقاتی کارگران میگذارد؛ و از سوی دیگر، چنانچه از فرمِ سرنگونیطلبانهی تاکنونیِ خود فاصله نگیرد، بیمِ آن میرود که راه را برای دخالتهای امپریالیستی و جنگ داخلی هموار کند. در هر حال، سیاستِ کمونیستی با حرکت در دلِ این تناقض و در پاسخ به چنین شرایطی است که امکان و فرصتِ تکوین پیدا میکند.
دیگر حتی امام زمان احمدی نژاد هم فهمیده بود که با گذاشتن دو ریال در جیب مردم نه می توان با رکود مبارزه کرد و نه عدالت اقتصادی برقرار نمود. اعمال سیاست های ایذایی برای بانک ها هم جواب نمی داد. جریانی قوی تر اقتصاد را به سمت رکود می کشاند. جریانی که به منافع الیگارش ها، بنیادها، سرمایه داران شبه نظامی یا شبه دولت ها گره خورده بود. جریانی نیرومند از انباشت که به شبکه ای از اسکله ها و گمرک های خصوصی متصل بود. شبکه ای از تراست ها که به تشکیل شبه دولت ها انجامیده بود. جنگلی که غول های سرمایه ی انحصاری سلطانش بودند.