شلیک در پنسیلوانیا، کودتا در کاخ سفید، واپسین روزهای دمکراسی لیبرال
از سوء قصد نافرجام به ترامپ تا جنگ قدرت در درون حزب دمکرات و زوال سامان دمکراسی لیبرال در آمریکا و اروپا
از سوء قصد نافرجام به ترامپ تا جنگ قدرت در درون حزب دمکرات و زوال سامان دمکراسی لیبرال در آمریکا و اروپا
چه کسانی و چرا به جلیلی رأی دادند، آیا دولت سوم روحانی می تواند شکل بگیرد؟ بخشی از مباحثات تدارک کمونیستی پیرامون نتایج انتخابات ریاست جمهوری و موقعیت طبقه کارگر نسبت به آن برای تعیین سیاست کمونیستی متناسب با دوره کنونی
شکافها سر باز میکنند، طرحها به هم میریزند، تجربه هوشمندانه ترین مهندسی انتخابات در آستانه شکست. پرسش این نیست که چه کسانی مسئول این لغزش اند، پرسش این است که آیا اصولاً امکان هدایت کنترل شده روند تحولات وجود داشت؟1
جابجائی مؤلفه های ایدئولوژیک درون بورژوازی از دمکراتیزاسیون به نرمالیزاسیون و توسعه گرایی، چگونه توسعه گرایی مالکیت خصوصی را حافظ منفعت عمومی معرفی می کند، اشتراک تمام کاندیداها بر بازسازی سازمان دولت سرمایه داری بر اساس مبانی توسعه گرایی مضمون واقعی انتخابات ۱۴
انتخابات پیش رو و معضل هژمونی در مردمسالاری اسلامی، از اضمحلال تا واگذاری، از لیبرالیسم تا لیبرتارینیسم، از دمکراسی خواهی تا فاشیسم، جهت تحولات به کدام سو است؟ از سیزدهمین انتخابات ریاست جمهوری تا انتخابات مجلس دوازده و انتخابات زودهنگام چهاردهم کدام جابجائی ها در توازن قوا صورت گرفته است؟ نقش بلوای «زن، زندگی، آزادی» در این جابجایی ها چه بود؟خاورمیانه و توفان الاقصی و جدال ایران-اسرائیل چه نقشی ایفا کرد؟
رئیسی به عنوان فرد تنها کسی بود که میتوانست این پراگماتیسم، این دوره گذار بر متن فقدان یک استراتژی روشن حکمرانی، را اداره کند. وی هم به دلیل سابقه اش در نظام و هم به دلیل صبغه اش در تعامل با فراکسیون قدرتمند تکنوکراتها و بوروکراتهای لیبرال اتاق بازرگانی چی و هم به دلیل ساده زیستی و عملگرائی اش از اعتبار لازمی برخوردار بود که مانع از شورش آشکار فراکسیونهای نظام علیه وی شود، آنچنان که در دوره احمدی نژاد واقع شده بود. علاوه بر آن - و شاید مهمتر از آن – اقبال بزرگی بود که نصیب دولت رئیسی شد و آن هم آغاز جنگ در اوکراین بود که بکلی توازن قوا در سطح جهانی را به زیان بلوک ترانس آتلانتیک تغییر داده و هم در سیاست خارجی و هم در سیاست داخلی ایران نیز تأثیر خود را بر جا گذاشت
اگر نظام برای گذار از این دوران متلاطم نیاز به همگرائی وسیعتر در سطح جامعه دارد، پس این تشنج افزائی در سطح جامعه، این عدم انعطاف در برابر مسأله حجاب برای چیست؟ آیا آنچنان که منتقدان سکولار در درون محور مقاومت مدعی اند این عدم انعطاف نشان فقدان عقلانیت در حکمرانی نیست؟ مگر قرار نبود که رابطه دولت با جامعه ترمیم و اعتماد از دست رفته احیاء شود؟ پس این درگیریهای «زائد» برای چیست؟
از ابتدا برای هر ناظر جدی – و نه هر شعارپرداز کودن چپ یا راست – معلوم بود که اسرائیل در برابر حمله ایران قادر به یک حمله متقابل انتقامجویانه نبود. سیگنال نیرومند حمله ایران روشنتر از آن بود که اسرائیل بتواند آن را نادیده گرفته و یا ناچیز بشمارد. یک بار دیگر برای یادآوری: در فاز آخر حمله مرکب هوایی ایران دفاع ضدهوایی اسرائیل و متحدان آن عملاً اشباع شده و از کار افتاده بود. این یک سناریوی وحشتناک برای اسرائیل بود. حمله ای با میزان بیشتری از پهپاد و موشک میتوانست و میتواند کل اسرائیل را از هستی ساقط کند. کافی است معدود نیروگاههای آن هدف قرار بگیرند. کار اسرائیل تمام است.
در حالی که انبوهی از «استراتژیست» های رسانه ای و یوتیوبر ها برای گرم کردن بازار سناریوی احتمال آغاز جنگ جهانی سوم از منطقه خاورمیانه را مورد بحث قرار می دادند، بهترین تحلیلگر جهان سرمایه داری، بازار سرمایه، نشان می داد که در آسیای غربی خبری نیست. حتی در ایران نیز پس از ضربات وارد شده بر اسرائیل، هم تالار شیشهای بورس تهران سبز رنگ شد و هم دلار مجدداً کاهشی. حال و در شب ۳۱ فروردین یکباره همه چیز تغییر کرد.
اما تفاوت اصلی در اظهارات پوتین است که در بیانیه کرملین منحصرا تأکید وی بر ضرورت خویشتنداری در تشدید اوضاع مورد اشاره قرار گرفته است و در بیانیه ایران به طور آشکار نه تنها محکوم کردن اقدام اسرائیل در حمله به کنسولگری را در بر دارد، بلکه همچنین و صراحتاً اقدام جمهوری اسلامی را بهترین روش برای تنبیه متجاوز می نامد. و این چیز کوچکی نیست.