User account menu

  • ورود
خانه
تدارک کمونیستی

Main navigation

  • خانه

Schreibtischtäter: در حاشیه واقعۀ خان شیخون سوریه

مسیر راهنما

  • خانه
  • Schreibtischtäter: در حاشیه واقعۀ خان شیخون سوریه

 جنجال حملۀ شیمیائی خان شیخون منطقۀ ادلیب در سوریه نه نیازی به مجادله دارد و نه نیازی به تلاش برای پیداکردن فاکتها. ماجرا بیش از آن روشن است که نیازی به این امور جزئی باشد. از سال 2013 که برای نخستین بار دولت سوریه برای بمباران شیمیائی در غوطه روی صندلی اتهام نشانده شد تا امروز، روند تحولات الگوی ثابتی را به نمایش می گذارد که به طور مداوم تکرار شده است. پس از هر پیروزی میدانی یا دیپلماتیک دولت سوریه، فاجعه ای غیر قابل انتظار به وقوع پیوسته است و دولتی که در لحظۀ وقوع این فجایع از نقطه نظر نظامی هیچ نیازی به چنین وقایعی نداشت بر صندلی اتهام نشانده شد. بار اولی که در غوطه این امر اتفاق افتاد مدت کوتاهی پس از اعلام "خط قرمز" اوباما بود که در آن بکارگیری سلاحهای کشتار جمعی را حد نهائی خویشتنداری آمریکا اعلام کرده و عبور از این خط قرمز را به معنای حملۀ نظامی به سوریه دانسته بود. از قرار رژیم بشار اسد آنچنان احمق بود که بر متن پیروزیهای نظامی ای که در حال کسب آن بود دقیقا تصمیم گرفت تا از همین خط قرمز عبور کند.

این بار نیز وزارت امور خارجه آمریکا یک هفته پیش از واقعۀ شیمیائی ادلیب اعلام کرده بود که سرنوشت اسد را خود مردم سوریه تعیین خواهند کرد. به عبارتی دیگر از نقطه نظر آمریکا فعلا "رژیم چنجی" در کار نخواهد بود. ارتش سوریه هم پس از پیروزی حلب و تدمر (پالمیرا) و پس از بهبود روابط با کردهای روژاوا و پس راندن تهاجم بزرگ النصره و دو روز پیش از آغاز مجدد مذاکرات در ژنو، یعنی در لحظه ای که چه از نظر سیاسی و چه از نظر نظامی کوچکترین نیازی به چنین واقعه ای نداشت، در اقدامی بسیار احمقانه باز هم دست به بمباران شیمیائی "مردم خود" زد.

نه. حقیقتا ماجرا روشن تر از آن است که لازم باشد مسیر حرکت هواپیمائی را مورد بررسی قرار داد یا جهت وزش باد و نوع گاز به کار رفته را روشن کرد تا به عاملان این جنایت رسید. ماجرا روشن است. دولت سوریه و همچنین روسیه بیشترین زیان را از وقوع چنین واقعه ای خواهند دید. و کاملا روشن است که کدام سگهای هار امروز بلندتر از همیشه پارس می کنند: رویترز، اشپیگل، سی ان ان، بی بی سی، واشنگتن پست، نیویورک تایمز و شرکا. خوب که به این لیست نگاه کنید، دقیقا همان ژورنالیسم افتخار آمیزی را می بینید که خبرنگاران و فیلمبردارانش سوار بر تانکهای پنتاگون برای نخستین بار به طور مستقیم رسما و از سوی طرف مهاجم در عملیات جنگی شرکت داشتند و لحظه به لحظه قتل عام سربازان عراقی را ظفرنمون گزارش می دادند. همانهائی که بمباران شهرهای عراق را به گونه ای زیبا بر صفحه های تلویزیون به میلیاردها انسان نشان می دادند. و اینها دقیقا همانهائی بودند که کوچکترین تردیدی در اسناد جعلی تصاحب سلاحهای کشتار جمعی ارائه شده از جانب آمریکا بر علیه عراق وارد نکردند که هیچ، بلکه دقیقا همراه با دولت و به عنوان بلندگوهای رلۀ پروپاگاند جنگ طلبان عمل کردند. همانها امروز نیز در رأس این پروپاگاند قرار دارند. با این تفاوت که این بار خود مستقیما از طریق سازمانهای جاسوسی تغذیه می شوند و حتی از دولتهای مربوطه نیز در تدارک جنگ "پیشرو"ترند.

پرسشی که با واقعۀ شیمیائی ادلیب باید به میان کشید این نیست که چه کسی عامل این واقعه است. پرسش این است که مجازات کسانی که از همان لحظۀ اول اعلام خبر به روشنی طرف مقابل جنگ را متهم اعلام کرده و به دوپینگ شورشیان "معتدل" النصره و فتح الشام و امثالهم پرداخته اند را چه کسی باید تعیین کند. شورشی عضو فتح الشام و النصره اگر شکست بخورد یا دربدر خواهد شد و یا در همان میدان به قتل خواهد رسید. ژورنالیستی که پشت جبهۀ او را تشکیل می دهد چه؟ چه کسی به حساب ژورنالیستی رسیدگی خواهد کرد که اکنون حضور فعال وی بخش جدائی ناپذیر تدارک جنگهای خونین است. تکلیف رسانه ای که محمل و سازمانده پروپاگاند جنگی امپریالیستی است چه می شود؟ و تکلیف رسانه های حواری آنان در میان نیروهای دوست چیست؟

عبارتی که در عنوان نوشته به کار رفته است به زبان آلمانی است. میگویند برای نخستین بار هانا آرندت آن را در رابطه با محاکمات اعضای اداری دستگاه نازیسم آلمان به کار برد. معادل انگلیسی این عبارت desk murderer است. یعنی قاتل یا عامل پشت میز نشین. کسی که دستور قتل را صادر می کند. ژورنالیستی که تدارک قتل مردم بیگناه را می بیند، به همان اندازه قاتل است. رسانه ای که ابزار چنین پروپاگاندی است ابزار روشنگری نیست، وسیلۀ قتل است.

حماقت محض است که کسی در چنین جهانی از کمونیسم و همزمان از آزادی بدون قید و شرط بیان و مطبوعات حرف بزند. چنین ژورنالهایی را باید خفه کرد و چنین ژورنالیستهایی را باید برای همیشه از کار ژورنالیستی محروم نمود. اگر نه بیش از آن.

16 فروردین 96

5 آوریل 2017

  • Log in or register to post comments