User account menu

  • ورود
خانه
تدارک کمونیستی

Main navigation

  • خانه

از قیاسش خنده آمد خلق را!

مسیر راهنما

  • خانه
  • از قیاسش خنده آمد خلق را!

آقای احمد محمود زاده، معاون وزیر آموزش و پرورش و رئیس سازمان مدارس و مراکز غیر دولتی در گفتگو با پایگاه خبری رستا در خصوص سطح پائین آموزش در مدارس دولتی و توجیه وجود مدارس خصوصی چند نکته را بیان کردند:

۱. ایشان عنوان میکنند: خیال نکنید اگر مدارس غیر دولتی تعطیل شود (مثلا هااا) نمره و سطح دانش آموزان مدارس دولتی بالا خواهد آمد. مدارس غیر دولتی باعث تضعیف مدارس دولتی نمیشوند.

۲. خلاصه آنچه ایشان در این گفتگو میخواهند درباره توزیع درآمد سرپرست یک خانواده بین فرزندانش بیان کنند، این است:

سهم آموزش و پرورش از بودجه کشور مشخص است. اگر آن را بین همه دانش آموزان تقسیم کنید چیزی به کسی نمیرسد. حال که تعدادی لطف میکنند و با هزینه شخصی خود در مدارس خصوصی درس میخوانند و از این سهم دست میکشند، سهمشان بین بقیه خیرات میشود و این البته یک کمک به دانش آموزان مدارس دولتی است.

ایشان در توضیح بیشتر قسمت دوم صحبتشان، به قیاس موضوع با مسئله سهمیه بندی بنزین می پردازند: در مسئله بنزین این اتفاق افتاده است و هر ماشین سهمیه مشخص دارد و اگر بخواهد بیش از سهمیه دولتی مصرف کند خودش باید هزینه آن را بپردازد. در مدارس غیر دولتی نیز فرد خودش پول میدهد و آموزش خوب دریافت میکند.

در بحث اولِ ایشان مبنی بر آنکه مدارس خصوصی (غیرانتفاعی) موجب تضعیف مدارس دولتی نیستند، وی ترازویی کفه ای در دست دارد، که دو کفه اش بهم وصل نیستند. هر کدام از کفه ها را با یکی از دستانش برداشته و در حال مقایسه دو کفه با هم است. بر همین سیاق در استدلال است که از نظر ایشان، بالا آمدن یکی از کفه ها موجب پایین رفتن آن دیگری نمیشود. از عجایب شیخ ما چه عجب....

اما آنچه ایشان در کل سخنانش، علاقه ای به بیانش ندارند، رقابتی است که در جامعه بین دانش آموزان مدارس دولتی و خصوصی در جریان است. آنچه تمام مناسبات اجتماعی را در نظم سرمایه داری به تسخیر خود درآورده است، روح رقابتی است که نظام آموزشی نیز از آن مستثنی نیست. نظام آموزشی نیز بازتابی از رقابت سرمایه ها است که از نخستین گام به کودکان تزریق می شود. آموزش و مدارس خصوصی در کل نظام سرمایه داری و در نظام الهی جمهوری اسلامی هم محلی برای پرورش و آماده کردن فرزندان طبقه حاکمه برای حکم راندن بر جامعه است. اما آقای معاون که با ترازوی مسخره اش در راس دستگاه آموزشی طبقه حاکم ایران نشسته است، نمی تواند و یا نمی خواهد اشاره ای به چنین مسائلی داشته باشد.

در مورد استدلال دوم ایشان، فرض کنید شما بعنوان یک دانش آموز از یک مدرسه دولتی در یک دوئل با یکی از دانش آموزان از مدرسه ای خصوصی رویارو میشوید که با هفت تیری شقیقه تان را نشانه رفته است. البته دولت ایشان لطف کرده و در ازای اسلحه ای که دانش آموز اول با هزینه شخصی خریده و جوازش را هم همان دولت صادر کرده، کاردی هم برای دفاع از خود در اختیار شما قرار داده تا احساس نکنید با دولت بی طرفی سر و کار ندارید!

حکایت آنچه طوطی خوش سخن ما با قیاسش موجبات خنده بیشتر خلق را فراهم نموده نیز همین است. اجازه دهید با همان مثال خودشان در مورد سهمیه های بنزین جلو برویم. شما و راننده ی محترم دیگری قرار است مسافت ۱۰۰ کیلومتر را مسابقه دهید. فرض را بر آن میگیریم برای طی این مسیر به ۱۰ لیتر بنزین نیاز دارید و در خودروی هرکدامتان ۵ لیتر از قبل ریخته شده است و در نیمه مسیر پمپی تعبیه شده است که میتوان ۵ لیتر دیگر را آنجا بزنید. همه چیز تا به اینجا منصفانه است. اما آنچه در وسط راه غافلگیرتان میکند آنست که از اینجا به بعدش بنزین رایگانی در کار نیست. الباقی قصه مشخص است، این مسابقه تنها یک برنده دارد و البته یک بازنده. برنده به واسطه تبحرش در رانندگی و یا استعدادش نیست که به خط پایان میرسد همانطور که شما به علت ناشی بودنتان بازنده نشده اید. مسئله به سادگی تنها پول بنزین آزادی است که یک طرف بابت پرداخت مانده بنزین در اختیار دارد و یکی ندارد. و شما در این جاده ی برهوت باید نظاره گر باشید که رقیبتان در کمال آرامش، با غرور مسیری را به سمت پایان طی کند.

استدلالها و اظهارات مشابه بسیاری از این دست از سوی دست اندرکاران بیشتر بعد از آن مطرح شد که نهادهای ذیریط، آماری از سهم مدارس مختلف را در نتایج کنکور امسال اعلام کردند و بدین ترتیب سهم نزولی هر چه بیشتر مدارس دولتی برجسته تر شد: دانش آموزان مدارس دولتی که بلحاظ کمی، سهم ۸۵ درصدی از آموزش را به خود اختصاص داده اند، سهمشان از رتبه های برتر کنکور و رتبه های زیر ۳۰۰۰، تنها ۲.۵ درصد و مابقی یعنی ۹۷.۵ درصد مانده مربوط به مدارس خصوصی بود.

اما آقای محمودزاده بیش از حد لازم بابت استدلالهایشان به خود فشار آورده اند. گاهی لازم نیست برای جواب یک مسئله، آدم به دورها و مثلا به پمپ بنزینها برود. اصلا گاهی اساس مسئله است، که اشتباه است.

حمید سلطانزاده

27 مرداد 1401

18 اوت 2022

  • Log in or register to post comments