"فیفا باید اکنون اطمینان حاصل کند که جام جهانی ۲۰۲۲ یک تورنمت برای افتخار است نه آلوده به سواستفادهها از کارگران".
این اظهار نظر استیو کاکبرن، رئیس دادگستری اقتصادی، اجتماعیِ عفو بینالملل، در مورد ۶۵۰۰ کارگری است که در طول ده سال (۲۰۱۰ تا ۲۰۲۰) ساخت و ساز و آماده سازی میزبانیِ جام جهانیِ فوتبال ۲۰۲۲ قطر به کام مرگ کشیده شدند. جام جهانیای که قرار است "تاریخ"ساز و به "یاد ماندنی" باشد!
انتخاب قطر به عنوان میزبانِ این تورنمنت جهانی در حالی صورت گرفت که این کشور به دلیل وسعت کم و شرایط آب و هوایی نامساعد در رقابت با سایر نهادها و دولتهای بورژوایی به عنوان نمایندهای کوچک و ناتوان از رقابت در نظر گرفته میشد. اما همین قطر، شیخ نشینی پر زرق و برق، مدرن و صد البته ثروتمند که عنوان یک کشور را یدک میکشد باب میل دست اندرکاران فیفا و سکانداران گانگستر آن بود. قدرت و نفوذ دولت شیخ نشینی که از آزمون مدرنیزاسیون نمره قبولی گرفته بود نکته متمایزی بود که در نهایت قطر برای میزبانی جام جهانی فوتبال 2022 برگزیده شد.
در این بین لازم بود تدابیر و تمهیداتی اساسی و مختص با شرایط آب و هوایی نامساعد اتخاذ گردد. ضرورت عملی شدن این مهم وجود نیروی کار ارزانی بود که کارگران مهاجرِ خارجی ایفاگر این نقش بودند. از لحاظ تعداد، شمار این کارگران تقریبا ۹۰٪ از جمعیت ۲.۹ میلیون نفری کشور قطر را شامل میشود. کارگرانی از کشورهای آسیای جنوب و جنوب غربی همچون نپال، هند، بنگلادش، پاکستان و سریلانکا که ناگزیر از جبر وضعیت، روانه کشوری شدند که مدعی شرایط و امکانات رفاهی مناسب و دستمزد بیشتر در ازای تحملِ شرایط سخت آب و هوایی برای کارگران بود. آب و هوای به شدت گرم و خلیجی منطقه، قطر را ملزم به استفاده از پیشرفتهترین تکنولوژی و به روزترینِ فناوریها در آماده سازی شهرها و ورزشگاههایش میکرد. به کارگیری ترکیبهای معماری با سبک بادیهنشین عربی و سیستمهای خنک کننده پیشرفته با تکنولوژی فوق مدرن در فضای بسته و بازِ ورزشگاهها و شهرها از جمله تمهیداتی است که قطر، جهت استقبال از مهمانانِ شیکپوش و دوستدار ورزش و توریستهای با فرهنگ اروپایی تدارک دیده است. تفاوت حائز اهمیت این میزبانی با دوره های گذشته در این است که مسابقات برای نخستین بار در کشوری از خاورمیانه برگزار میشوند. خاورمیانهای که با در نظر گرفتن فجایع نه چندان دورِ افغانستان، عراق، سوریه، یمن و فلسطین و... در ذهن مخاطبان و تماشاگرانِ فوتبال با چیزی عجین نیست جز جنگ، خونریزی و توحش. از این رو است که سفر به قطر باید تجربهای خاص باشد. مهم نیست بهای این تجربه، بیگاری از کارگران در گرمای طاقت فرسا و شرایط کاری سخت و خطرناک باشد. (دمای بیش از ۴۵ درجه سانتی گراد و کار بیشتر از ۱۰ساعت در روز)
آن چه تبلیغات و های و هوی مدیا پیش روی مخاطب میگذارد تنها تصویری از سیستمهای حمل و نقل پیشرفته ، ورزشگاههای فول آپشن و هتلهای آنچنانی است. باور کردنی نیست! در چنین بهشت برینی سیستم پیشرفته حمل و نقل مترو این امکان را برای تماشاگران فراهم میکند تا بتوانند در ۱ روز ۳ مسابقه فوتبال را در شهرهای مختلف با مسافت زیاد تماشا کنند. همچنین استفاده از سیستمهای خنک کننده در فضای روباز و بسته نمونه دیگری است که میزان تکنولوژی به کار رفته در خیابانها و شهرهای قطر را نشان میدهد. سمت مستتری که مدیا به عمد آن را پوشش نمیدهد اما، حاکی از وضعیت اسفبار و مرگباری است که سرمایهداری امیر نشینِ قطر برای کارگران مهاجر و آواره به ارمغان آورده.
رسانهها با هوچیگری تمام از ابهتِ مکان افتتاحیه و اختتامیه جام جهانی سخنسرایی میکنند. اینکه این شکوه چشم نواز خون بهای جان ۴۰۰۰ کارگری است که حتی در لحظه حاضر معلوم نیست آیا خودشان دستمزدشان را از جانب شیوخ و شرکا دریافت کرده بودند یا نه. معلوم نیست که آیا بازماندگان شان غرامتی دریافت کردند یا نه و البته روشن است که اگر هم غرامتی دریافت کرده باشند نمیتوانست بیش از صدقه ای باشد. سرنوشت آنان و هزاران کارگر دیگری که شاید هیچگاه از صدمات این بردگی مضاعف – برده از این امتیاز برخوردار بود که برده دار نگران سلامتی او بود تا مبادا دارائی اش از بین برود – خلاصی نیابند،حداکثر پانویسی است در گزارشات، مرهمی بر وجدان ریاکار حواریون حقوق بشر. کارگرانی که اگر از کار در ارتفاع زیاد و شرایط سخت جان سالم به در میبردند بر اثر دمای بالایی که سیستم ایمنی و قلب و عروق را تحت شعاع قرار میداد دچار استرس شدید و سکته قلبی و نهایتا مرگ میشدند و یا خواهند شد. مقامات و کارفرمایانی که مسبب اصلی چنین شرایطی بودند نیز در آمار و رسانهها، تلفات را با عناوینی چون سکتههای قلبی و مرگ طبیعی لاپوشانی میکردند. آماری که شاید گویای بخشی از وضعیت باشد اما به تنهایی عقیم بوده و نمیتواند مرگ بیش از ۴۰۰۰ کارگر نپالی را که در اثر آن شرایط آب و هوایی و کار طاقت فرسا از سال ۲۰۰۹ تا ۲۰۱۷ از بین رفتند توضیح دهد.
البته از بین مخالفتها، تا به حال کمپینهایی برای تحریم جام جهانی قطر از جانب برخی از کشورها ایجاد شده که نمونه آن پوشیدن لباس QR در مسابقات ورزشی پیش از انجام بازی لیگهای اروپایی و... است.
در جواب این این شامورتی بازیهای بورژوایی نیز رئیس فیفا جناب ایفانتینیو و دولت شیخ نشین قطر وعده "امکاناتی" را برای بهبود وضعیت کارگران مهاجر دادند که در عمل نتیجهای در پی نداشت. جناب اینفانتینو در نوشابه باز کردن برای سران و گردن کلفتهای قطری به کم بسنده نکرده و در اظهار نظری عنوان کرده بود: " از تعهد قابل اتکای مقامات قطری برای حصول اطمینان از اجرای تمام و کمال اصلاحات در بازار کار خرسندم؛ اقدامی که تا سالها بعد از برگزاری جام جهانی، میراثی ماندگار بر جای خواهد گذاشت و کارگران مهاجر این کشور در بلند مدت از آن بهره مند خواهند شد".
حقیقت این است که نه فیفا دیگر یک سازمان ورزشی است و نه جام جهانی فوتبال یک رقابت سالم ورزشی. فیفا نمیتوانست از تحولی برکنار بماند که کل جهان سرمایه داری را در نیم قرن اخبر در بر گرفت و تمام ارزشهای انسانی ای را در این جهان از بین برد که تهدید سوسیالیسم آنها را به سرمایه داری تحمیل کرده بود. فیفا نیز مانند همه فدراسیونهای جهانی ورزشی و سازمانهای المپیکی در نقش دلالانی ظاهر شد که به هر قیمت می بایستی تجارت بزرگ با ورزش را متحقق کنند و میدانهای ورزشی را به عرصهای از سودآوری سوداگرانه تبدیل کنند. ورزش گلوبال امروز با سرمایه داری گلوبال عجین شده است از همین رو مهم نیست که سود مذکور از کیسه خلفا و شیوخ ملبس به لباس عربی کسب شود یا از جیب سانتی مانتالهای کراواتیِ جامعه بین المللِ «صلح طلب» یا حتی ورزشکاری با لباس ورزشی. در نهایت امر، رقابت نهادها و دولتها برای کسب مجوز چنین تورنمتهایی با آن هزینه و مخارج عظیم چیزی جز فقر و فلاکت برای کارگران بدون تشکل و سازمان نیافته به همراه ندارد. حتی فوتبال نیز که زمانی ورزش توده های طبقات پایین جامعه بود در همین مسیر به رخدادی برای طبقات مرفه تر تبدیل شد و در چنین رویدادهای بینالمللی دیگر در استادیومها جائی برای اقشار کم درآمد جوامع نیست تا چه رسد به فقرا.
همین عجین شدن با سرمایه داری گلوبال است که امروز و در میانه جدال کشورهای غربی با روسیه موجب تحریم این کشور در جوامع و تورنمنتهای بینالمللی ورزشی و حذف از رقابت جام جهانی قطر شد چرا که این دایههای مهربانتر از مادر داعیه پایمال شدن حقوق بشر اوکراینیها توسط روسیه را دارند. گویا همان دردی که پیشتر از آن سخن به میان رفت با هر پرچم داس و چکشی که در نبرد اوکراین بر فراز شهر به اهتزاز در میآید شدت میگیرد. دردی بس سنگین و وحشتناک.
شاید این آخرین باری باشد که سازمانی به نام فیفا چنین معرکه ای را بر پا می کند. با فروپاشیدن این نظم بین المللی، میتوان انتظار داشت که سازمانها و نهادهای مجری و حافظ آن نیز نقششان را از دست دهند. از بانک جهانی و صندوق بینالمللی تا فیفا و کمیته جهانی المپیک.
فریاد صبوری
22 فروردین 1401
11 آوریل 2022