هنگامی که دورانی طوفانی فرا می رسد، هر روز از آن میتواند به روزی تاریخی تبدیل شود. آنچه در دوره های آرام مبارزه طبقاتی، چه مبارزه طبقات پایین و بالا و چه مبارزه طبقات متخاصم بالا در شکل تخاصم دولتی، سالها طول میکشد تا تخمیر شده و به ثمر نشیند، در دوره های طوفانی در کوتاهترین فواصل زمانی واقع می شوند. در ماهها، سپس در هفتهها و سرانجام در روزها و ساعتها. هر لحظه چنین دورانی حاوی تغییراتی است که انجام آن در دوره های آرام به چند سال زمان نیاز دارند و به همین نسبت حاوی درسهائی اند که آموزش آنان نیازمند چند سال در دوره های تکامل آرام است. در این دوره هاست که حماسه ها و فجایع رقم میخورند، پیروزیهای با شکوه و شکستهای ننگین به دست می آیند، تراژدی ها و درام ها شکل میگیرند و قهرمانان و ضد قهرمانان زاده می شوند. ما اکنون در میانه چنین دورانی و در یکی از نقاط اوج آن قرار داریم. 24 فوریه سال 2022 به عنوان روزی در تاریخ بشر ثبت خواهد شد که در آن ناقوس مرگ ناتو، این بزرگترین و نیرومندترین پیمان نظامی متجاوز در تاریخ، با طنینی بلند، مهیب، به صدا درآمد. طنینی که حتی گوشهای کر همه آنانی که سالها خود را به نشنیدن زده بودند را نیز به لرزه درآورد.
آنچه در 24 فوریه و با تهاجم سریع، قاطع و کوبنده ارتش روسیه از سه جبهه شرق، شمال و جنوب آغاز شد و در کوتاهترین زمان زیرساختهای ارتش اوکراین را بکلی نابود کرده و مراکز فرماندهی آن را از کار انداخت، تنها شکستی برای این ارتش و دولت پوشالی لیبرال-فاشیستی کی یف نبود. این عملیات جراحی غده بدخیمی بود که آمریکا و کشورهای ناتو به مدت هشت سال تمام و با هزینههای میلیاردی و دقت و ممارست فراوان در مجاورت پیکر روسیه کاشتند تا در موعد مناسب رشد کند و روسیه را به کام مرگ بکشاند. عملیات نظامی ارتش روسیه در اوکراین واقع شد، اوکراین هدف بلاواسطه و نخستین این عملیات بود. اما این تنها هدفی جانبی بود. از نیمه ماه دسامبر سال گذشته به این سو و پس از اعلام علنی دو طرح پیشنهادی روسیه به ناتو و آمریکا دیگر کاملاً روشن شده بود که اوکراین بخش کوچک – و البته کلیدی – از پازل بزرگی است که در حال شکل گرفتن بود. دستور کار نه فقط محو خطر اوکراین، بلکه شکل دادن به جهانی بود که دیگر آمریکا و دنبالچه هایش قواعد آن را دیکته نخواهند کرد. در پرتو این هدف بزرگتر، خطر اوکراین و نحوه برطرف کردن آن نیز معنائی متفاوت می یافت. حال باید نه فقط آن خطر رفع می شد، بلکه باید انتقام رژیم چنج خونین سال 2014 نیز گرفته می شد، انتقام قربانیان بیگناه تک تیراندازان میدان، انتقام کسانی که در دوم مه همان سال در ساختمان اتحادیه کارگری ادسا زنده زنده سوزانده شدند و انتقام هشت سالی که مردم دونتسک و لوگانسک با ترس گلوله بارانهای شبانه زیستند و شبهای بسیاری را در زیر زمین به سر بردند. و غرب همه اینها را نه تنها مشاهده نمود و هیچ نگفت، بلکه لاپوشانی کرد و تأمین مالی کرد و سازمان داد و کارشناسان مختلف کشورهای خویش را برای آموزش ارتش اوکراین و گردانهای نئونازی اش راهی این کشور نمود.
عملیات نظامی 24 فوریه انتقام همه اینها بود و از نقطه نظر نظامی بویژه این انتقامی از ناتو و تمام ظرفیت رزمی آن بود. ارتش روسیه به تمام جهانیان نشان داد که ارتشی که هشت سال تمام با میلیاردها دلار هزینه و با مدرنترین تجهیزات سازماندهی شده بود و تنها در دو ماه اخیر صدها میلیون دلار تجهیزات مدرن از «متحدان» ناتوئی اش دریافت کرده بود، چگونه مانند خانهای پوشالی به حریق دچار شد و در کوتاهترین مدت سوخت. حتی ارتش خلع سلاح شده عراق نیز در مقابل تهاجم دویست هزار نفری ارتش آمریکا و متحدانش مقاومتی بیشتر نشان داد. ارتشی که تا آخرین دانه موشکهایش زیر نظارت سازمان فخیمه ملل تخریب شده بودند تا آمریکا بهتر بتواند وارد شود. حال این ارتش آموزش دیده هشت ساله ظرف چند ساعت مقاومتش در هم شکست. تنها 200 نیروی ویژه روسی فرودگاه مهمی در 50 کیلومتری پایتخت اوکراین را به تصرف درآوردند و تا لحظه نگارش یادداشت حاضر بیش از یک روز است که با موفقیت تمام آن را حفظ کردهاند تا نیروهای کمکی از راه رسیده و فرودگاه برای برقراری یک پل هوائی (احتمالاً برای یورش نهائی به کی یف) آماده شود.
اما آنچه از نظر نظامی واقع شد فقط یک افتضاح تمامعیار برای ارتش دست آموز ناتو نبود. برای خود ناتو نیز بود. اگر بتوان از ببر کاغذی سخن گفت، در این لحظه حقیقتاً این بزرگترین پیمان نظامی تاریخ بیش از یک ببر کاغذی به معنای دقیق کلمه نیست. غرش می کند، به این در و آن در می زند. با اعزام چند هزار سرباز به این طرف و آن طرف صحنههای نمایشی جدید برپا میکند اما با هر حرکت آن معلوم میشود که تمام این نمایشها برای پوشاندن ناتوانی این بزرگترین پیمان نظامی تاریخ است. و مهمتر از آن، این نیز روشن میشود که آنچه در مقابل ما قرار دارد انبوهی از ماهیچه و عضله است که مغزی بر آن حکمرانی نمی کند. مغز آن مرده است. این پیمان دچار مرگ مغزی شده است. عضلات آن تا مدتها ممکن است به تنشهای نا مربوط ادامه دهند. اما اینها تنشهای احتضار خواهند بود. این مردهای است که دارد راه می رود.
جهان در 24 فوریه 2022 عوض شد. و چه خوب که چنین شد.
6 اسفند 1400
25 فوریه 2022