User account menu

  • ورود
خانه
تدارک کمونیستی

Main navigation

  • خانه

کوتاه درباره سرمایه، کار، دولت و قدرت

مسیر راهنما

  • خانه
  • کوتاه درباره سرمایه، کار، دولت و قدرت

یادداشت سردبیر:

یادداشت زیر در برخورد به تحولی نوشته شده است که با تغییر رهبری در سوسیال دمکراسی آلمان انجام شده است. رهبری جدید این حزب سیاست آشکارا دست راستی دوران شرودر را کنار گذاشته و چشم انداز تغییراتی در جهت چپ تر کردن سیاستهای این حزب را به میان کشیده است. موضوع انتقاد اما فراتر از سوسیال دمکراسی آلمان است و به همان خوبی چه در کل غرب و چه در کشورهائی مثل ایران نیز مصداق واقعی دارد. در مباحثه پس از انتشار خواننده ای نوشت: "این به معنای آن است که ارگانها و نهادهای دولتی و قواعد حاکم بر آنها را باید طوری تغییر داد که «به انسانها» خدمت کنند و نه به سرمایه". این عبارتی است که از یک سوسیالیست برنی سندرزی به همان خوبی می توان شنید که از یک طرفدار جرمی کوربین و همچنین از یک عدالتخواه ایرانی. نگاهی که از جانب نویسنده چنین پاسخی دریافت کرد: "این قدرت باید از کجا بیاید و چگونه و تحت چه شرایطی بتواند اثرگذار باشد؟ در این دولت چنین چیزی غیر ممکن است چرا که دولت برای نیازهای سرمایه (مالکیت) حدادی شده است. "قدم به قدم" اصلا نمی شود".

تبیین نویسنده از عدم فساد در رهبران سوسیال دمکراسی البته تبیینی نادرست است. این مشکل بسیاری از کمونیستهائی است که بر ساختارهای طبقاتی جامعه متمرکز می شوند و به یک باره فساد رهبران احزاب و جنبشهای اجتماعی و حتی لایه هایی از خود جامعه را نادیده می انگارند. در حالی که این فساد خود بخش جدائی ناپذیری از همان ساختارهاست که به نوبه خود به تقویت و تحکیم آن نیز می پردازد. چه در آلمان و چه در ایران.

***********************

بارها در اینجا در این مورد گفته ایم که سوسیال دموکراسی با شکست مواجه شده است، زیرا در تلاش برای به آشتی رساندن سرمایه و کار، در نهایت همیشه در کنار سرمایه ایستاده است. اما اصلا این طور نیست، که سوسیال دموکراسی یک جورایی بدجنس یا به لحاظ اخلاقی فاسد بوده باشد. حتی در مورد رؤسایش هم این طور نیست. این مسئله ای است ساختاری. اما متأسفانه موضوع این است که خود سوسیال دموکراتها کمتر سوسیال دموکراسی را می فهمند. خطای بنیادی اشان آن ها را به یک دلقک سیاسی تبدیل کرده است

به نظر زوتسی ها [سوسیال دمکراتها بزبان عامیانه] دولت در حد فاصل بین کار و سرمایه ایستاده است. یک خطای وحشتناک دیگر. اگر همین حالا نگاهی به دور برمان بیاندازیم همه چیز خیلی واضح و روشن است. ناسیونالیسم ها از ایالات متحده تا ترکیه، از مجارستان تا آلمان بما نشان میدهند، که دولت مدرن در حقیقت چیست. ابزاری ملی است برای نمایندگی منافعی، که باز هم در درجه اول منافع سرمایه است: نمونه های درخشان آن: سیاست "اول آمریکا" با استخراج گاز شیل، [حمایت از] صنایع سنگین، [وضع] تعرفه های گمرکی و [اعمال] تحریم ها، و البته نمونۀ آلمانی آن با سیاست "اول اتومبیل های آلمانی" از جانب دولتهای مختلف آلمان.

اول آلمان

اینکه حتی برگ عورتی بنام "پیمان اقلیمی" نیز مورد انتقاد قرار می گیرد، زیرا که ظاهرا به "اقتصاد" آسیب می رساند، امری بدیهی است. آلمان بر فراز همه. صادرات زیبای ما گران خواهند شد! همدستی در دستکاری در صنعت خودرو [دستکاری در نتایج گازهای پس سوز ماشینها]، همراهی و حمایت دائمی دولت آلمان از این صنعت [با ادعای پاک بودن]- [نشان میدهد که] اولا دولت استقلالی از سرمایه ندارد و ثانیا هیچگونه مخالفتی هم با آن ندارد.

اما [این استقلال از سرمایه و مخالفت با آن] پیش شرط لازم برای برای کنترل اقتصاد توسط دولت، حرس کردن آن، و به نظم درآوردن مؤثر آن است. این را اما سوسیال دموکراسی نمی فهمد که اینجا ساختارها هستند، این مناسبات قدرت است، این شرایط برای ممکن ها و ناممکن ها است، که جلوی هر کنترلی را می گیرند. آن ها ترجیح می دهند به بابانوئل باور داشته باشند، تنها چیزی که کم است اراده سیاسی است،  فقط باید آن را ایجاد کرد، چه قدر احمقانه. حتی اگر تمام دست اندرکاران چنین اراده سیاسی ای را هم داشتند، باز هم در مقابل ساختارها شکست خواهند خورد.

با سر مدام به همان دیوار قبلی کوبیدن

دولت فقط زمانی می تواند اقتصاد را کنترل کند که آن را به تصرف خود درآورد. یک دولت توتالیتر همان طور که کمونیست های عصرحجر خواهان آن هستند. تازه چنان دولتی هم ممکن است از طریق تجارت خارجی [همان] طاعون را وارد کند. یک ابزار سیاسی [دولت سوسیال دموکرات] که به صراحت سرمایه داری را تقویت می کند و به دلایل زیبایی شناسانه آن را اقتصاد اجتماعی بازار می نامد (خر خودتی!)، توسط سرمایه کنترل می شود و نه برعکس. اتفاقی نیست که تمام تجربیات این را نشان می دهند.

به همین دلیل هم سوسیال دمکراسی برای چندمین و چندمین بار شکست خورده است. شما بالاخره می توانید این را بفهمید و عقلتان را بکار بیاندازید که، چه نتیجه ای میتوان از آن گرفت و چه ساختارهائی لازم است تا به لحاظ سیاسی بتوان حداقل جلوی این وحشتناکترین تغییرات را گرفت. یا اینکه می توانید کماکان از همان اسب مرده " خواستن توانستن است" سواری بگیرید. و وفادار به همان شعار باشید که: من بخشی از آن نیروئی هستم که، هماره نیکی را میجوید، اما تباهی تولید میکند."    

اشتفان اردمن

ترجمه تحریریه سایت

https://feynsinn.org/?p=12591

 

  • Add to Phrasebook  
    • No word lists for Persian -> German...  
    • Create a new word list...
  • Copy
  • Log in or register to post comments