فَرَشگَرد بازگشت به جهان پاک پیش از سلطۀ اهریمن است. فَرَشگَرد ارتجاع سرخ را ویرانگر می داند. ارتجاعی که در آرزوی دستیابی به جهانی است که "در آن تکامل آزادنۀ فرد پیش شرط تکامل جامعه است". بر هر آریائی نیک نهادی است که جهان پاک فَرَشگَرد را بشناسد و بشناساند. باشد تا مردمان ایران زمین کهن رستاخیز تازه خویش را به پایکوبی بنشینند.
راه فَرَشگَرد از مسیر سیتز با دیوان است. وندیداد خود ستیز با دیوان است.
دیو چو بیرون رود فرشته درآید!!
لاکن این که بسیار آشناست. این همان چیزی نیست که چهار دهه پیش روح الله اهریمن می گفت؟ بر فَرَشگَردیان است که این راز بگشایند تا راه برای "پندار نیک، گفتار نیک، کردار نیک" باز شود و نیکی یکسره جهان را فرا گیرد و همگنان بخشوده و آمرزیده گردند چونان همانی که به تنهائی مرده ای به دخمه برد.
وندیداد، فرگرد سوم
بخش سوم
14
هيچ يك از مردمان نبايد خود به تنهايي، مرده اي را به دخمه برد. هرگاه كسي خود به تنهايي مرده اي را به دخمه برد، “نسو” بر او مي تازد تا او را از راه بيني و چشم و زبان و آرواره ها و اندام نرينگي يا مادينگي و پشت مرده آلوده كند و به پليدي بيالايد.
اين “دروج”، اين “نسو” بر او فرو افتد و او را تا بن ناخن ها بيالايد و او از آن پس، همواره ناپاك ماند.
15
اي دادار جهان استومند ! اي اشون !
كجاست جاي كسي كه خود به تنهايي، مرده اي را به دخمه برد ؟
اهوره مزدا پاسخ داد :
جاي چنين كسي، بي آب و گياه ترين و تهي ترين و خشك ترين جاي اين زمين است كه رمه ها و گله ها كمتر از آن بگذرند؛ كه آتش - پسر اهوره مزدا - در آن كمتر برافروخته شود؛ كه دسته هاي برسم ويژه ي آيين كمتر بدان جا برده شود؛ كه مردم اشون كمتر از آن جا بگذرند.
16
اي دادار جهان استومند ! اي اشون !
چه اندازه دور از آتش ؟
چه اندازه دور از آب ؟
چه اندازه دور از دسته هاي برسم ويژه ي آيين ؟
چه اندازه دور از مردم اشون ؟
17
اهوره مزدا پاسخ داد :
سي گام دور از آتش.
سي گام دور از آب.
سي گام دور از دسته هاي برسم ويژه ي آيين.
سه گام دور از مردم اشون.
18
مزداپرستان بايد گرداگرد آن جا چينه اي برآورند و در درون آن، او را خوراك و جامه دهند : ناگوارترين خوراك و فرسوده ترين جامه؛ خوراكي ناچيز و تن پوشي اندك مايه.
19
آنگاه او را در آن جا رها كنند كه بزيد تا به روزگار پيري يا فرسودگي يا فرتوتي برسد.
20
هنگامي كه به روزگار پيري يا فرسودگي يا فرتوتي رسيد، مزداپرستان بايد مردي توانا و زورمند و چيره دست را فرمان دهند تا بر سر كوه، پوست از تن وي بركشد و سر از تن او برگيرد. آنگاه مردار او را نزد آزمندترين آفريدگان مردارخوار اهوره مزدا، نزد غرابان آزمند بيفگنند و اين سخنان را برخوانند :
21
“مردي كه در اين جاست، از همه ي انديشه ها و گفتارها و كردارهاي اهريمني خويش پشيمان شده است. اگر كردار اهريمني ديگري از او سرزده باشد، در آيين “پَتِتِ" ويژه ي او بخشوده شده است؛ اما اگر هيچ كردار اهريمني ديگري از او سر نزده باشد، بدين پشيماني خويش، جاودانه بخشوده و آمرزيده است.
گردآوری: ارتجاع سرخ
رام روز مهر ماه سال 2577 شاهنشاهی