غزه، ژئوپلیتیک جنگ و انقلاب دو سال پس از قیام ۷ اکتبر
غزه، ژئوپلیتیک جنگ و انقلاب دو سال پس از قیام ۷ اکتبر
- Read more about غزه، ژئوپلیتیک جنگ و انقلاب دو سال پس از قیام ۷ اکتبر
- Log in or register to post comments
غزه، ژئوپلیتیک جنگ و انقلاب دو سال پس از قیام ۷ اکتبر
امروز که «مصلحت» این ام القرا به داد و ستد و فروش همین «جهان اسلام» و مسئله غزه و لبنان گره خورده است، همه آن مفاهیم یک به یک رنگ می بازند. و اکنون بیش از پیش بر همگان روشن میشود که حتی مسئله نابودی اسرائیل یا آرمان فلسطین از همان ابتدا هم تا آنجا جدی بود که در تعارض قاطع با منافعی قرار نگیرد که نطفه آن بین بازاریان و سفارت معظمه انگلیس در همان ایام پلوخوری اولین انقلاب بورژوایی ایران بسته شد.
طوفان الاقصی مشخص ساخت که چگونه لیبرالیسم و فاشیسم پلیس خوب و بدی هستند که هر دو در خدمت کاپیتالیسماند. سالها نقد ایدئولوژی و تبیین نظری این نسبتها نمیتوانست چنین دستاوردهایی داشته باشد. بیراه نبود که مارکس برای تغییر آگاهی، بیشتر از منازعهٔ ایدئولوژیک بر تغییر واقعیت وارونهای تأکید داشت که آن آگاهیهای وارونه بیان وارونهٔ آناند.
چه عواملی به آتش بس در لبنان منجر شدند و چرا آن آتش بس توازن ضعف بود، چرا تصعید تنش پس از آتش بس گریز ناپذیر بود و چرا سوریه میدان این تشدید تنش واقع شد، نقش ایران ظریف در تضعیف حزب الله و غزه، چرا مدافعان اسرائیل دشمنان بشریتند، سیاست کمونیستی در قبال فلسطین سابقه ای تاریخی و مؤلفه هایی از سیاست مستقل کمونیستی
حقیقتا هیچ و مطلقا هیچ انسان شریفی نمیتواند امروز در این نبرد تاریخی-جهانی قاطعانه در یک سوی آن، در کنار رزمندگان فلسطینی و لبنانی، مستقل از تعلق آنان به این یا آن جریان، قرار نگیرد همچنان که هیچ فاشیست لمپنی تا به امروز تردیدی در حمایت از آن جرثومه متعفن صهیونیستی به خود راه نداده است. ... کنفرانس سوم سازمان تدارک کمونیستی اعلام می کند که مادام که سلاح رزمندگان جریانات اسلامی صفوف فاشیسم صهیونیستی را نشانه رفته است و مادام که لوله این سلاح به سمت کمونیستها نشانه نرفته است، از کوچکترین حمایتی از آنان نباید دریغ نمود.
به همان اندازه که تصاویر فروپاشی برجهای دوقلوی تجارت جهانی در نیویورک در سپتامبر سال ۲۰۰۱ اعلام آغاز دوران بغایت خونبار و سیاه جهان تحت سیادت مطلقه امپریالیستی غرب بود، به همان اندازه تصاویر رزم حماسی آن مرد در آن بنای ویران پایان این دوران سیادت را بشارت داد. مرد ناتوان زخم خورده از جنگ و پوشیده از غباری که دست خود را از دست داد اما عزم خود را نه. تصاویر حماسه ای که آفرید برای همیشه در اذهان توده های محرومین در سرتاسر جهان حک شده است. او برج فرازان جهان محرومان بود.
حتی اسپنسر هم بعدها در نظریاتش از این گفت که ما به دورانی وارد شدهایم که در آن ملل قویتر، ملتهای ضعیفتر را میبلعند. و بعدها دیدیم که به قول مارکس « همینکه ما نگاه خود را از وطن آنها که در آن به شکلهای محترمانهای ظاهر میشوند، به مستعمرهها، جایی که خود را کاملا عریان نشان میدهند، بیاندازیم، دورویی عمیق تمدن بورژوایی و بربریت جدانشدنی از آن بیپرده در برابر چشمان ما آشکار میشود»
لحظه تاریخی کنونی را میتوان خطیرترین لحظه پیش روی بشر از زمان جنگ دوم جهانی تاکنون دانست. آنچه در خاورمیانه امروز در حال وقوع است فقط درد و رنج و مرگ و هلاکت مردم زجر کشیده فلسطین و لبنان نیست. این نبردی است برای آینده بشریت. در این نبرد هیچ چیز خطرناک تر از پیروزی ماشین جنگی صهیونیست-امپریالیستی نیست. حتی برای یک لحظه نیز نباید فراموش کرد که اولویت اصلی و تخطی ناپذیر لحظه تاریخی کنونی در هم شکستن این ماشین مرگبار ارتجاعی صهیونیسم است که نوک سرنیزه امپریالیسم متجاوز معاصر را تشکیل می دهد.