User account menu

  • ورود
خانه
تدارک کمونیستی

Main navigation

  • خانه

ورزشگاه مشهد و میدان نبرد ماریوپل

مسیر راهنما

  • خانه
  • ورزشگاه مشهد و میدان نبرد ماریوپل

معروف است که در سیاست هیچ چیز تصادفی نیست. لااقل درباره آنچه در حاشیه بازی فوتبال ایران و لبنان در مشهد اتفاق افتاد با قطعیت تمام می‌توان گفت که این واقعه اتفاقی نبود، با قطعیت می‌توان گفت که کار یک مشت خرمذهبی خشک مغز نبود و با قطعیت می‌توان گفت که پشت سر آمران دستور جلوگیری از ورود زنان به ورزشگاه، آن هم پس از فروش بلیت به آنان، و پاشیدن گاز به روی آنان مراکز قدرتمندی در درون و در سطح بالای خود نظام قرار دارند. اینکه هنوز هم سران و مقامات قوای مجریه و قضائیه به محکومیت واقعه اکتفا می‌کنند و هنوز هم اسمی از طراحان واقعه به میان نمی آید، خود به اندازه کافی باید گویای موضوع باشد. یافتن کسانی که دستور این اقدام را دادند ساده‌ترین کاری بود که در چند دقیقه امکانپذیر بود.

نه، پشت واقعه مشهد ابلهان درون جمهوری اسلامی قرار نداشتند. بخشی از تیزهوش ترین قدرتمندان قرار داشتند. هدف بلاواسطه سازمان دهندگان واقعه مشهد نه جلوگیری از «بی بند و باری» زنان و نه اجرای دستورات اسلامی، بلکه جلوگیری از پیوستن جمهوری اسلامی به اردوی - اکنون دیگر کاملاً آشکار - جهانی چین و روسیه و متحدانشان است. واقعه مشهد تنها در امتداد و بر بطن وقایع اوکراین است که منطقاً قابل توضیح است و تاریخا نیز قابل استناد.

نیازی به حدس و گمان نبود که این واقعه چه نتایجی خواهد داشت. نتایج بلاواسطه واقعه در همین زمان کوتاه هم بروز کرده اند. طیف متلون و گسترده شیفتگان لایف استایل از اصلاح طلبان عمامه ای تا سکولارهای کراواتی، از درون حاکمیت تا اپوزیسیون برانداز، یک بار دیگر در صفی واحد به میدان آمده اند. رادیکالترهایشان به چیزی کمتر از حذف ورزش ایران از کل رقابتهای ورزشی جهانی قانع نیستند و فوتبال مهم‌ترین این ورزشها است. مشهد خرخره جمهوری اسلامی را در اختیار اینان قرار داده است. هیچ فرصتی برای اینان مناسب‌تر از این نبود که ایران را در کنار افغانستان به عنوان تنها کشورهائی در جهان بشناسانند که مانع از حضور زنان در ورزشگاه می شوند. هیچکدامشان هم ابائی در قلب این واقعیت ندارند که حضور زنان در ورزشگاهها در سالهای گذشته و به طور خزنده ای در حال تبدیل شدن به امری عادی در جمهوری اسلامی است. در ورزشهائی مانند والیبال و بسکتبال و فوتسال این سالهاست که عادی شده است و در فوتبال نیز روندی است که آغاز شده است و سیاست رسمی جمهوری اسلامی نیز به آن تن داده است. همچنان که شل حجابی و حتی بی حجابی در خیابانهای تهران هم‌اکنون پدیده‌ای وسیعا رایج است.

اما مسأله در لحظه کنونی این است که نبردی همه جانبه و در تمام سطوح و جبهه های سیاست در ایران و جهان در جریان است و واقعه مشهد بر متن این نبرد همه جانبه واقع می شود. نبردی که با ورود نیروهای روسیه به اوکراین شتاب و فشردگی سنگینی به خود گرفته و به مرحله تعیین تکلیفهای بزرگ تاریخی در کوتاهترین زمانها وارد شده است. برای ایران، در همین مدت کوتاه چند هفته‌ای، ابعاد مختلف مبارزه درون طبقه حاکمه نشان داده است که تکلیف جمهوری اسلامی در این نبرد جهانی به هیچ وجه روشن نشده است و خود موضوع مبارزه بین مراکز قدرت و لابی های مختلف درون جمهوری اسلامی است. کورس زیگزاگی سیاستمداران جمهوری اسلامی همراه با ارسال سیگنال برای اروپا و در عین حال رتوریک تند و تیز علیه ناتو و همزمان محکوم کردن جنگ در اوکراین که بیان مستقیم محکومیت اقدام روسیه است، همه و همه نشان می‌دهند که جمهوری اسلامی در این جدال بزرگ جهانی به مثابه کوتوله ای حاضر در میدان زد و خورد به دنبال خرده ریزهای بر زمین ریخته ناشی از برخورد طرفین با یکدیگر است. تمام طمطراق پیوستن به پیمان شانگهای و گسترش روابط با پیمان کشورهای یوراسیا و نگاه به شرق جای خود را به «سیاست متوازن بین شرق و غرب» داد. بیانی دیپلماتیک برای نشستن بین دو صندلی و خوردن هم از توبره و هم از آخور.

اما در لحظات تاریخی تعیین کننده، تذبذب و دون مایگی بازیگران بهترین فرصت برای به میدان آمدن نیمکت نشینان است. جمهوری اسلامی به جای اینکه در بطن توفان ژئوپلیتیک کنونی نیروی توفنده آن را برای تثبیت خط و مشی استراتژیکی منطبق با عروج اجتناب‌ناپذیر جهان چند قطبی و افزایش قدرت و موقعیت چین و روسیه به عنوان سکانداران اصلی این نظم بین‌المللی نوین در حال تکوین و تثبیت مورد استفاه قرار دهد، چرتکه های برجام را بیرون کشید و به حساب کردن این پرداخت که چند هزار بشکه نفت اینجا بیشتر می‌توان بفروشد و چند متر مکعب گاز آنجا. و ابائی هم از این نداشت که مهم‌ترین نیروی دست‌اندرکار این تغییرات در لحظه کنونی، یعنی روسیه، را با ادا و اطوارهای دیپلماتیک و درازگوئی های اخلاقی اندر باب قباحت جنگ به سهم خود زیر فشار قرار دهد.

و روشن است که روزنه های امید برای ناتوئی ها و «جهان آزاد»ی های طبقه متوسطی و اصلاح طلبان و پشت جبهه آنان در خارج از کشور، براندازان و سرنگونی طلبان، باز می‌شود و سنگین ترین کمپین رسانه ای روس هراسی و چین ستیزی به جریان می‌افتد. کمپینی که تا همین امروز در تغییر ادبیات سران جمهوری اسلامی موفقیتهای قابل توجهی نیز کسب نموده است.

واقعه مشهد در دل چنین تحولی به وقوع می پیوندد. بازیگران اصلی پس از واقعه همانهائی اند که کمپین ضد روس جاری در ایران را شکل داده اند. اما خود واقعه از کدام ناحیه نشأت می گیرد؟ فقط یک پاسخ امکانپذیر است: کسانی که حمله به سفارت انگلستان در سال 90 و سفارت عربستان در سال 94 را سازمان دادند. الگوی حاکم بر هر سه واقعه یکی است. در هر سه واقعه ایران در نقطه عطفی برای تصمیم گیری های پایه‌ای مربوط به جهتگیریهای دراز مدت خویش قرار دارد و هر سه واقعه به عنوان یک مین انفجاری عمل نموده و روال امور را یا کاملاً از کار انداخته و یا لااقل دچار اختلالات جدی کرده اند.

دست اندرکاران واقعه مشهد را باید در مجمع تشخیص مصلحت نظام، مجلس خبرگان و شورای عالی امنیت ملی جستجو کرد. به واقعه حمله از پیش با خود سفارت انگلستان برنامه‌ریزی شده به این سفارت مراجعه کنید. خواهید دید که روز بعد خود مقام رئیس مجلس وقت به ستایش از مهاجمین پرداخت. حمله ای که دولت – آن زمان هنوز متحد چاوز – احمدی نژاد را به زانو درآورد.

واقعه مشهد هم از سوی این نیروها سازماندهی شده است. این ادای سهمی از سوی آنان است برای تقویت کمپین روس ستیزی که امروز دیگر فقط به عرصه ژئوپلیتیک محدود نیست و عرصه های مختلف حیات سیاسی و اجتماعی، از مسأله دمکراسی تا حقوق همجنس گرایان را نیز در بر می گیرد.

جمهوری اسلامی جمهوری برزخی است و برزخی نیز باقی خواهد ماند. بیماری‌های این جمهوری همانهائی اند که در جمهوریهای دیگر نیز یافت می شوند. از قزاقستان تا ترکیه و برزیل و شیلی و تا هندوستان. همه جا این جدال درون طبقه حاکمه در جریان است. تفاوت جمهوری اسلامی در موقعیت ویژه ای است که در آن قرار دارد. این جمهوری بر خلاف همه آنهای دیگر، رسالتی تاریخی-جهانی برای خود قائل است بی آنکه از چنین ظرفیتی برخوردار باشد. تضاد بین این داعیه و واقعیت طبقاتی خود جمهوری اسلامی است که موقعیت برزخی آن را رقم می‌زند و در این موقعیت برزخی است که معضلات اجتماعی به شکل غریب ترین وقایع جلوه گر می شود.

11 فروردین 1401

31 مارس 2022

  • Log in or register to post comments