آقای محمد فتاحی مطلبی نوشته است در تمجید از مصاحبه ای که اخیرا از شاهرخ زمانی انتشار یافته است (اینجا). بر خلاف نظر آقای محمد فتاحی که مدعی است مصاحبه شاهرخ زمانی "حداقل در سطح علنی، تا این لحظه با سکوت روبرو شده است." و "سکوت در میان فعالین کارگری تبعیدی هم دور از انتظار نبود"، رفیق عباس فرد در تاریخ 30 آوریل کل آن مصاحبه را زیر عنوان " ایجاد حزب کمونیستی طبقهی کارگر یا التجا به نهادهای حقوقبشری!؟" ( این جا) در همین سایت امید نقد کرده اما این که چرا آقای فتاحی دروغ میگوید و خود را به کوچه علی چپ می زند و نقد عباس فرد را نادیده می گیرد، سوالی است که جواب آن با خود آقای فتاحی است. اما از این انکار آگاهانه که بگذریم آقای فتاحی باید به یک سوال دیگر هم جواب بدهد و آن اینکه اگر شاهرخ زمانی معتقد به تشکیل "حزب کمونیستی" با تعریفی که خودش در مصاحبه اش می کند، هست، که حتمآ هست. آنگاه تشکیلاتی که ایشان به اسم " حزب کمونیست کارگری حکمتیست" در آن هست و زمانی آنرا " حزب کمونیستی" (حداقل تا زمان انشعابشان در سال 2004) می دانستند، را هنوز "حزب کمونیست" می دانند؟ اگر نمی دانند، کجا و طبق کدام تحلیلی این نظر را رسمآ اعلام کرده اند.؟ و اگر می دانند پس چگونه این تناقض را توضیح می دهند که حزبی که آقای زمانی میخواهد تشکیل بدهد احزاب "کمونیستی" را که الآن هستند می خواهد جارو کند و بگذارد کنار. حزب ایشان را هم همینطور. قاعدتا آقای فتاحی نباید اینقدر ساده لوح باشد که فکر کند منظور شاهرخ زمانی از ستاد فرماندهی حزب کمونیستی مورد نظرش در خارج از کشور همین حزب آقای فتاحی است.
موضوع جالب دیگری که جناب فتاحی به کشف آن نایل آمده است این است او می گوید "مصاحبه ای که می بینید، با کیفیت ترین نظرات یک فعال کارگری در مورد تحزب کمونیستی در تمام دوران حاکمیت جمهوری اسلامی است. برای اولین بار یک رهبر و فعال کارگری شناخته شده دست به قلم می برد و اندرباب تحزب کمونیستی و راهکارهای رسیدن به آن به تفصیل بحث میکند". ظاهرا محمد فتاحی نظرات بغایت عقب افتاده و کهنه زمان انقلاب 57 شاهرخ زمانی را در مورد "تشکیل حزب کمونیستی" را اجرای همان نظرات کوروش مدرسی " تحزب کمونیستی در محیط کار" و " کمیته سازمانده" می پندارد. نظراتی که در همان زمان انقلاب 57 هم نسبت به مباحث دیگر درباره تحزب کمونیستی عقب افتاده بودند. اما آن چه آقای فتاحی مسکوت می گذارد این است که نظرات این "فعال کارگری در مورد تحزب کمونیستی" ما به ازاء عملی خود را در پراتیک توسل جستن به جناب "دکتر احمد شهید" و سازمان های حقوق بشری یافته است. آقای فتاحی نمی گوید که شاهرخ زمانی دخیل بستن به کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل و " کمیته مستقل از سوی نهادهای بین المللی مدافع حقوق بشر" را ابزاری " باکیفیت" برای تخقق نظراتش می داند و متحدین طبقۀ کارگر را هم در میان رژیم چنجی هایی از قبیل "فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران" جستجو می کند. آقای فتاحی به قسم حضرت عباس شاهرخ زمانی استناد می کند و راجع به دم خروس بزرگی که از زیر بغل شاهرخ زمانی بیرون زده است سکوت می کند. جای تعجب نیست چون ایشان و حزب مطبوعشان هم برادر زاده های همان "چپ" هوادار غرب و ناتو است که این روز ها در حال جفت کردن کفشهای جناب "دکتر احمد شهید" اند. شاید حزب ایشان بتواند به همراهی حزب آینده شاهرخ زمانی جناح چپ ارتش آزاد آینده ایران به فرماندهی منصور اسانلو و محسن سازگارا و شاهزاده پهلوی را تشکیل دهد. برایشان آرزوی موفقیت می کنیم.
نوید پایور
5/7/2014
ضمیمه:
نامه " با کیفیت " زندانیان رجایی شهر با امضای شاهرخ زمانی
"بیانیه پایان پیروزمندانه اعتصاب غذای ۱۲ زندانی سیاسی زندان رجایی شهر کرج که با ایستادگی و مقاومت آنها وخانوادهای بزگوار زندانیان سیاسی، رژیم ولی فقیه را وادار به عقب نشینی نمود.زندانیان بار دیگر بر تشکیل یک کمیته مستقل بین المللی به سرپرستی دکتر احمد شهید به منظور شناسایی آمرین و عاملین این جنایت و مجازلات قانونی آنها تاکید کردند. این بیانیه جهت اطلاع عموم و انتشار در رسانه ها در «اختیار فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران » قرار داده شده است. متن بیانیه به قرار زیر می باشد
هم میهنان عزیز،
به دنبال حمله خونین و وحشیانه پاسداران رژیم به بند ۳۵۰ زندان اوین و موج گسترده محکومیتهای داخلی و بین المللی این اقدام ضد انسانی و به ویژه مقاومت خانواده های زندانیان سیاسی ، جامعه مدنی و اعتصاب غذای سایر زندانیان سیاسی و عقیدتی در زندانهای مختلف ایران با خبر شدیم رژیم به خواسته های ملی تن داد و در یک شکست آشکار همه زندانیان سیاسی به گروگان گرفته شده در سلولهای انفرادی را به بند عمومی منتقل کرد
بدون تردید این حمله وحشیانه با الگو برداری از اعدام های گروهی زندانیان سیاسی بی دفاع در دهه ۶۰ و پس از نوشیدن جام زهر قطعنامه ۵۹۸ و به هدف گرفتن زهر چشم از مخالفین، در این دوره و پس از نوشیدن جام زهر هسته ای و به نیت ایجاد وحشت درمردم صورت گرفت که بنابه گزارشهای رسیده قرار بود این حمله در زندانهای دیگر تکرار شود اما مقاومت مدنی یکپارچه ملت ایران موجب شد تا این اقدام در مرحله اول به رسوایی بزرگ برای رژیم تبدیل شود و در گام اول در پذیرش شکست، به برکناری رئیس سازمان زندانها تن دادند و تهدیدها و شانتاژهای رئیس قوه قضاییه و دادستان کل نیز ناشی از همین زهر و شکست بود
در عین حال سکوت از روی رضایت خامنه ای و انفعال و بی مسئولیتی روحانی امری نیست که از چشم ملت و همه آزادیخواهان بویژه زندانیان سیاسی پنهان بماند. گر چه بیش از پیش سیاستهای آنها را در پیش چشم ملت ایران رسواتر نمود
ما زندانیان سیاسی اعتصابی زندان رجایی شهر با شادباش پیروزی بزرگ جامعه مدنی و تقدیر از مقاومت جانانه زندانیان سیاسی و دست مریزاد به خانواده ها ی محترم آنها و یادآوری شجاعت مثال زدنی این خانواده ها و همه خانواده های زندانیان سیاسی و عقیدتی و اتحاد و همدلی زندانیان سیاسی، دانشجویان،معلمان،وکلا، کارگران ، رسانه ها، احزاب ، سازمانها ، کوشندگان وسایر مبارزین سیاسی و مدنی ، نهادهای حقوق بشری و آحاد ملت بزرگ ایران در پیگیری مطالبات اساسی و آزادیهای دمکراتیک به اعتصاب غذای خود پایان می دهیم و از همه کسانی که در انجام این مقاومت مدنی و بذل تحقق وظیفه ملی ـ میهنی ،فرزندان زندانیشان را حمایت ، همراهی و با آنها ابراز همدردی نمودند سپاسگزاری می کنیم
بدون تردید معالجه همه زخمیها ، آسیب دیدگان و نیز تشکیل کمیته مستقل از سوی نهادهای بین المللی مدافع حقوق بشر به نمایندگی آقای احمد شهید به منظور شناسایی آمران و عاملان این جنایت و مجازات قانونی آنها از خواسته هایی است که بر آن تاکید می کنیم
در پایان بار دیگر یادآور می شویم : تجربه اخیر نشان داد با اتحاد و همبستگی ملی و مقاومت مدنی تمامی طرفداران دمکراسی و حقوق بشر می توان دیکتاتوری حاکم بر ایران را به عقب نشینی وادار کرد و بنای مستقلی برای رسیدن به مطالبات اساسی آحاد ملت ایران بنیاد نهاد
زندانیان سیاسی زندان رجایی شهر کرج
اردیبهشت ۱۳۹۳ خورشید
محمد بنازاده امیرخیزی، رسول بداقی ، حمیدرضا برهانی، خالد حردانی ، افشین حیرتیان، شاهرخ زمانی، حشمت الله طبرزدی، صالح کهندل، سعید ماسوری، محمد علی منصوری، میثاق یزدان نژاد،ناصح یوسفی"