User account menu

  • ورود
خانه
تدارک کمونیستی

Main navigation

  • خانه

آیا انقلاب لازم است؟! نگاهی بر نقد بهمن شفیق

مسیر راهنما

  • خانه
  • آیا انقلاب لازم است؟! نگاهی بر نقد بهمن شفیق

*******************

توضیح سایت امید:

مطلب کوتاه زیر توسط رفیقی برای سایت ارسال گردیده و با توافق نویسنده آن درج می گردد. با تشکر از از رفیق ارسال کننده مطلب.

تحریریۀ امید

 

در این نقد سعی می کنم که به کلماتی مثل خردبورژوا که از طرف بهمن شفیق مطرح گردیده برخوردی ننمایم، زیرا که آنرا بیشتر شبیه به انگ زدن و نه استذلال ارزیابی می نمایم . اشکال در اینکه او با همین شیوه به جنبش ها در خاورمیانه  و همچنین  به جنبش اشغال در آمریکا بر خورد می نماید و به رد تمامیت این جنبش ها می پردازد. او شعار عمده  وقابل فهم 99 درصدی ها در جنبش اشغال را غیر عاقلانه و متکی بر رهبری خرده بورژایي ارزیابی می نماید. مبارزات در مصر را بدلیل بقدرت رسیدن نظامیان نکوهش می کند و و مبارزات مردم سوریه بر علیه حکومت ارتجاعی بشار اسد را بدلیل وجود مخالفین ارتجاعی و مذهبی حکومت اسد (جبهه النصره)، مبارزاتی بی ثمر و ارتجاعی تلقی می نماید.                                                                          

برای فهم بیشتر بایستی مطرح نمایم که جنبش اشغال شکلی جدید از مبارزه بر علیه سرمایه داری حاکم بوده که با مطرح نمودن شعار 99 درصدی ها نظام سرمایه داری  را بزیر سوال کشیده و بیانگر انباشت سرمایه در یکسو و فقر را در سوی دیگر بوده. عمده اینکه جنبش اشغال، جنبشی بود غیر متمرکزو خود بخودی که اشکال سابق رهبری از بالا را بزیر سوال کشید.                                          

شفیق به نیروهای سیاسی اخطار می نماید که حق سخن گفتن با کارگران ایران ندارند زیرا که اکثریت آنها در خارج از کشورند. برای او تاریخ جنبش سوسیالیستی اهمیتی ندارد. مارکس با اینکه در مبارزات کمون پاریس شرکت فعال داشت، در پاریس حضور نداشت.  لنین انقلاب در روسیه را در تبعید طرح ریزی نمود.  می توان به نیروهای سیاسی انتقاد نمود ولیکن بهتر است که ضعف  این نیرو ها را دلیلی بر درستی استدلال خویش ننماییم . شفیق مبارزات مردم مصر را بدلیل نتیجه ناتمامش، تمام شده ارزیابی می نماید و مبارزات مردم سوریه را بر علیه بی عدالتی و ارتجاع و برای کسب آزادی به دلیل رهبری احتمالی ارتجاع مذهبی در کمپ مخالفین، نفی می نماید.

  واقعیت اینکه شفیق تمام مبارزات برای آزادی را با توجه به " رهبران این مبارزات" ارزیابی می نماید. برای او مهم نیست که جنبش اشغال بسیاری از جوانان در آمریکا را به صحنه مبارزه کشانید و ارگانهای اصلی سرمایه داری را بزیر سوال کشید. چون این مبارزات به خواستهای مورد نظر او جواب نداده، لذا جنبشی است با رهبری خرده بورژوایی. او به تجزیه و تحلیل پدیده های درونی این جنبش ها کاری ندارد. برای او شیوه  نگاه مارکس به جنبشها و ارزیابی از شکست و یا پیروزی این جنبش ها عمده نیست. بعد از شکست کارگران در کمون پاریس که شش هفته حاکمیت کمون را در بر داشت، برخورد مارکس به شکست کمون این نبود که چون کمون شکست خورد بنابراین هیچ دستاوردی نداشته و یا دلایل شکست را در قابلیت های رهبری آن جستجو نماید. مارکس همچنین مطرح نکرد که تعیین یک نوع بخصوص سازماندهی اجتماعی (کمون)  با رهبری مدبرانه می تواند بخودی خود کارگران را به آزادی برساند. بلکه بر خلاف آن مارکس مطرح نمود  که تغییر انسانها به پروسه پر پیچ و خم مبارزه احتیاج دارد که بتواند بطوری موثر چهارچوبهای اجتماعی پیدا نماید که در آن قابلیت های اجتماعی او را پرورش داد.                                                                                     

   نتیجه اینکه شکست مبارزات و حاکمیت دو باره ارتجاع ، تمامیت این مبارزات را تشکیل نمی دهد. وجود ضد انقلاب در درون انقلاب ( بخوان وجود جریانات ارتجاعی در درون جنبش آزادیخواهانه )  پدیده جدیدی نیست. ما این را در انقلابات مختلف مشاهده نموده ایم.

در ایران ضد انقلاب خمینی و جکومت اسلامی توانست انقلاب ایران را از درون با شکست مواجه نماید، لیکن ما هرگز نمی توانیم که حرکت مبارزان و انقلابیون بر علیه حکومت ارتجاعی شاه را نادیده گرفته و بخاطر وجود ارتجاع در کمپ مخالفین از مبارزان بخواهیم که دست از انقلاب بردارند زیرا که فکر می کنیم که ارتجاعیون مخالف دست بالا را دارند. ما خواهان انقلاب هستیم ولیکن در عین حال نمی توانیم پیروزی انقلاب را تضمین نماییم.  تغییر انسانها به پروسه پر پیچ و خم مبارزه احتیاج دارد.

بنظر می آید که برای شفیق شکافتن پدیده ها و دیدن اجزا آن عمده نیست. برخورد به تضاد  در درون پدیده ها عمده نیست، زیرا که او جنبش و ماهیت آن  را در درون باصطلاح رهبری جنبش جستجو می نماید. بی دلیل نیست که او بمحض بقدرت رسیدن موقتی نظامیان در مصر، چشم خویش را بر مبارزات آزادیخواهانه مردم مصر می بندد و آن مبارزات را پایان یافته ارزیابی می نماید.               

واقعیت اینکه  درون انقلابات آزادیخواهانه همواره امکان بقدرت رسیدن ضد انقلاب از درون انقلاب وجود دارد. ولی ما نمی توانیم  بخاطر احتمال وجود ضد انقلاب، از انقلاب و مبارزه چشم بپوشیم. این تفاوتی است که انقلابیون را از رفرمیست ها جدا می نماید. ما خوان انقلابی مداوم برای تغییر کامل جامعه هستیم و سایرین خواهان بقدرت رسیدن ویا برگرداندن ما به جامعه طبقاتی موجود.  از بیم ضدانقلاب نمی توان از انقلاب پرهیز نماییم . بنظر این جانب موضل اصلی امروزه نداشتن آلترناتیو انقلابی در برابر سرمایه داری است  و نه  نا بسامانی رهبری سازمانهای طرفدار سوسیالیسم.  شفیق بجای حل  موضل اصلی و پراتیک انقلابی برای تغییر شرایط موجود ، به حاشیه می پردازد .                                                                               

بیست و پنجم نوامبر2013، علیرضا کیا

  • Log in or register to post comments