رفقا،
حتماً شما هم با ما در این امر اتفاق نظر دارید که ایران و منطقه در لحظه تاریخی کنونی یکی از تعیین کنندهترین دورههای حیات خود را از سر میگذرانند. امری که نه فقط بر متن تضادهای درون منطقه، بلکه اساساً از دل تناقضات نظام سرمایهداری در سطح جهانی و طرح مجدد ضرورت گذار از این نظام نشأت میگیرد. نه فقط در ایران، بلکه در تمام جهان، آنچه پس از این دوران بر جا میماند قطعاً و بدون هیچ گونه تردیدی از مؤلفههایی کاملاً متمایز برخوردار خواهد بود. مؤلفههایی که چه بسا بر ما شناخته نباشند و تنها در مواجهه با شرایط نوین بر ما روشن شوند. و در این میان اکنون ایران به یکی از اصلی ترین کانونهای بروز این تناقضات تبدیل شده است: تضادهای مابین بلوکهای متخاصم سرمایهداری جهانی از یک سو و تضادهای طبقاتی رو به تعمیق هر چه بیشتر در داخل ایران از سوی دیگر.
همه این تحولات در شرایطی واقع میشوند که در جامعه ما آرایش نیرومندی از یک صفبندی کمونیستی وجود ندارد و کمونیسم ایرانی، برآمده از ویرانههای بزرگترین شکستهای تاریخی جنبش کمونیستی، چه در سطح جهانی و چه در سطح کشوری، و منکوب زیر بار سنگین فشار انواع سوسیالیسم و کمونیسم بورژوائی و خردهبورژوائی با برچسب فراگیر چپ، هنوز نه از حضوری نیرومند در جامعه برخودار است و نه حتی از راه و روشی متمایز برای سازماندهی و سازمانیابی. متأثر از سنتهای مسلط بر چپ، اصول سازماندهی و سازمانیابی ما کمونیستها نیز بیش از آن که بر بستر شکل دادن به صفوف مادی و مستحکم بر زمین زندگی واقعی متکی باشد بر برپا کردن بناهای فاخر در جهان مجازی قرار میگیرد و یا جستجو میشود. بناهایی که پیریزی آن توسط دشمنان طبقه کارگر و در جهت تأمین سود سرمایههای کلان کشوری و جهانی صورت گرفته است و در هر تکانه بزرگ اجتماعی بسته به میل کلیدداران این بناها، به مثابه بناهایی پوشالی فرو خواهند ریخت و یا علیه خود طبقه کارگر به کار گرفته خواهند شد.
بر متن چنین شرایطی است که پس از انفجار جنبش حماسی خیابان کمونیستها خود را با دریایی متلاطم از امواج انسانی روبرو یافتند بیآن که از ابزارهای لازم برای هدایت این امواج برخوردار بوده و یا حتی بدتر از آن، بی آن که حتی قادر باشند مانع از بهکارگیری یا فرسایش این امواج انسانی توسط دشمن طبقاتی گردند. از نظر ما یک علت پایهای ضعف ما در توسل جستن به روشهایی در سازماندهی است که نه به نیازهای سازماندهی وسیع و علنی تودهای و نه به ملزومات یک سازمانیابی کمونیستی مستحکم و استوار متکی است. این وضعیتی است که به سرعت باید متحول شود. بر این اساس دفتر سیاسی سازمان تدارک کمونیستی از همه کمونیستها در داخل کشور میخواهد:
۱- مطلقاً و اکیدا از فعالیت علنی کمونیستی بپرهیزند. آنچه ما در این لحظه بدان نیاز داریم نه تبلیغ تودهای و وسیع سازمان ما بلکه پیشبرد سیاستهای کمونیستی در عرصههای مختلف مبارزه طبقاتی است. تبلیغات علنی کمونیستی نه تنها به پیشبرد مبارزه طبقاتی یاری نمیرساند، چه بسا مانع از طرح شفاف سیاستهای کمونیستی در لحظه حاضر شده و بدین ترتیب حتی به تضعیف مبارزه طبقاتی یا به شکاف بیشتر در میان تودههای کار و زحمت نیز منجر شود. آنچه ضرورتی است حیاتی طرح و پیشبرد وسیع سیاستهای کمونیستی است و نه سمبلها و نشانهها.
۲- از هر گونه تماس و ممارست با کسانی که در سطوح علنی بهویژه در شبکههای اجتماعی به تبلیغات کمونیستی میپردازند، خودداری کنند. شرایط ناشی از جنگ و فضای مساعدی که خیابان برای اشاعه اندیشهها و سیاستهای طبقاتی به وجود آورده است نباید حتی برای یک لحظه باعث نادیده گرفتن ظرفیت مخرب و ویرانگر ضدکمونیستی دستگاه سرکوب جمهوری اسلامی شود. دستگاهی که در دهه ۶۰ صدها و هزاران کمونیست را به جرم اعتقاداتشان به جوخههای اعدام سپرد، هنوز هم همان دستگاه است و چنانچه منافع طبقه مسلط را در خطر ببیند، هر لحظه میتواند باز هم شمشیرها را از رو بسته و به قلع و قمع کمونیستها بپردازد. فعالیت علنی کمونیستی نادیده گرفتن این خطر مهلک و مرگبار است و تماس و ارتباط با چنین رفقایی منشأ مخاطراتی مشابه برای سازمان کمونیستی خواهد بود.
۳- فعالیت کمونیستی را منحصرا در سطح ترویج ایدههای کمونیستی و در میان کسانی به پیش ببرند که مبانی لازم برای برقراری یک رابطه مبتنی بر اعتماد شکل گرفته باشد. هدف از فعالیت کمونیستی شکل دادن به سازمانی مستحکم است که مانند یک کوه یخ بخش عظیم آن زیر آب قرار گرفته و ناپیداست. تنها چنین سازمانی میتواند پیوست بین عمل کمونیستی را در شرایط متغیر تأمین کند.
۴- از همه رفقای کمونیست میخواهد که اساس فعالیت اجتماعی خود را نه در شبکههای اجتماعی و بر مبنای فعالیت فردی و موفقیتهای فریبنده لایک و دیسلایک، بلکه در گروهبندیهای مختلف موجود متمرکز نمایند. جامعه ما بیش از هر چیز به سازمانهای نیرومند تودهای مستقل از حاکمیت و مخالف با اپوزیسیون سرنگونیطلب و برانداز نیاز دارد. کمونیستها میتوانند و باید تمام هم خود را بر تقویت چنین تشکلها و گروهبندیهایی متمرکز کنند. چه تشکلهای کارگری و شاغلین و بیکاران و چه تشکلها و گروهبندیهای سیاسی در تقویت و همبستگی با جنبشهای رهائیبخش، طبقاتی و ضدامپریالیستی کشورهای دیگر، همه و همه میتوانند و باید عرصه فعالیت کمونیستها باشند. بر متن تقویت چنین تشکلها و سازمانهایی است که میتوان سازمان کمونیستی نیرومند را به مثابه قلب متحد کننده آنها تبیین کرد. دست زدن به چنین فعالیتی امروز یک شاخص تعیین کننده در تعریف فعالیت کمونیستی است.
رفقا،
شکی در این نباید باشد که گذار از شرایط خطیر امروز به سمت آیندهای روشن در گرو ایجاد بزرگترین صفوف متحد از مبارزات پراکنده زحمتکشان در عرصههای گوناگون مبارزه طبقاتی است. تنها زمانی میتوان به چنین آیندهای امیدوار بود که کارگر پیمانکار عسلویه و کارگر معدن دامغان و پرستار بیمارستان اصفهان و کارگر نیبر هفت تپه و بازنشسته تبریزی و معلم تهرانی در صف واحد و متحدی همدوش مبارز ضدامپریالیست مدافع کوبا و فلسطین تحقق اهداف خود را دنبال کنند. هیچ گاه شرایط مانند امروز برای به نمایش گذاشتن این صف مساعد نبوده است. پلتفرم پایه این نمایش را خیابان ایجاد کرده است. چه بخواهیم چه نخواهیم، بنا بر تعریف، شما، رفقای کمونیست، کسانی هستید که میتوانید و باید به بهترین وجهی این وظیفه تاریخی را بر دوش بگیرید. این تعریفی است که در همان عنوانی نهفته است که بر خود گذاشتهایم و تاریخی پرافتخار را نیز با خود حمل میکند: کمونیسم.
دفتر سیاسی سازمان تدارک کمونیستی
۳ آبان ۱۴۰۵
۲۵ اکتبر ۲۰۲۶
- Anmelden oder Registrieren, um Kommentare verfassen zu können