یک بار دیگر فلسطین به غلیان آمد. یک بار دیگر خون و آتش سرتاسر سرزمین موعود را فرا گرفت. و یک بار دیگر پلید ترین، نابکارترین، کثیف ترین و خونبارترین رژیم جهان معاصر چهره کریه خود را با تمام کراهتش به جهانیان نشان داد. فلسطین نخست به خون غلتید تا سپس از دل خون برخیزد و ماشین جنگی جنایتکاران را با سینه های ستبر خویش به چالش بکشد. مشت آهنین ارتش راسیستهای یهود این بار بر سندانی از جنس فولاد فرود آمد و ضربه اش با همان شدت بر خود ضارب برگشت. این بار سرکوبگران متفرعن نتوانستند بفهمند که ماجرا فرق کرده است. تفرعن آنان چشم هایشان را کور کرد و عقلهایشان را ربود. اکنون این دیگر یک ماشین هوشمند سرکوب نیست، قلدر عربده کش و قداره بند ابلهی بیش نیست که می رود تا برای همیشه قربانی قلدری های خویش شود. پایان یک تاریخ پر از ننگ فرا می رسد.
این بار ماجرا متفاوت بود و متفاوت نیز به پایان خواهد رسید.
بیش از هر چیز این ابعاد ماجراست که متفاوت است. نبردی که چکمه پوشان متجاوز ارتش صهیونیستی در بیت المقدس بر فلسطینیان تحمیل کردند به سرعت به آتشی تبدیل شد و زبانه کشید و تمام پهنه فلسطین را در بر گرفت. ماجرا دیگر واقعه ای مربوط و محدود به الاقصی نیست. این . خشم فروکوفته ناشی از هفت دهه ستمگری نژاد پرستانه است که به انفجاری تبدیل می شود. اکنون واقعه دیگر واقعه ای است تمام فلسطینی. سرکوبگران این بار نتوانستند با رعب و وحشت مانع از گسترش میدان نبرد شوند. آنها ضربه را در بیت المقدس فرود آوردند اما ضد ضربه را از همه جای فلسطین طغیان زده دریافت کردند. از غزه تا حیفا، از دل اردوگاههای فلسطینیان بی وطن تا از دل جماعت فلسطینیانی که اشغالگران تصور می کردند آنان را با عنوان "اعراب اسرائیلی" برای همیشه اخته کرده اند. و فراتر از این، این بار حتی تهدید به گسترش جبهه از فراتر فلسطین به کل منطقه نیز در مقابل چشمان هراسان آنان آشکار می گردد. تا همینجا این شکست بزرگی برای این "ارتش شکست ناپذیر" تا دندان مسلح به حساب می آید.
شبه دولت اسرائیل بدترین مخمصه را برای خود تدارک دید. مخمصه ای که اکنون راه خروجی از آن متصور نیست. این عزیز دردانه "جامعه جهانی" اکنون در موقعیتی قرار گرفته است که هر نبردی برای آن می تواند به جنگ پایانی اش بدل گردد. اسرائیل باید در هر جنگی به طور قاطع پیروز شود. این ضرورتی حیاتی برای این شبه دولت تصنعی است. هر نبردی که با پیروزی قاطع برای این شبه دولت تمام نشود، به معنای میخ دیگری بر تابوت این پادگانی خواهد بود که نام دولت بر خود گذاشته است. پادگانی که قادر به جنگ پیروزمندانه نباشد نابود خواهد شد و پادگان اسرائیل دیگر هرگز توان کسب یک پیروزی چشمگیر را نخواهد داشت. سیر وقایع و مقاومت چشمگیر و گسترده فلسطینیان می رود تا سرنوشت متفاوتی را برای این دور نبرد رقم بزند و سومین شکست "ارتش شکست ناپذیر" را بعد از جنگهای ۳۳ روزه و ۲۲ روزه لبنان و غزه در دفتر تاریخ به ثبت برساند. و این تازه بهترین حالت است و تازه در حالی است که اسرائیلیان بتوانند لااقل در محدود نمودن نبرد فقط به عرصه فلسطین موفق شوند.امری که به هیچ وجه مسلم نیست. شبح فراتر رفتن جنگ از عرصه فلسطین و کشانده شدن آن به لبنان و تبدیل شدن آن به رویاروئی با حزب الله لبنان نیز خطری است واقعی که به همان اندازه که به فلسطینیان نیرو می بخشد، ترس را بر اسرائیلیان چیره می سازد. و این همه در شرایطی واقع می شود که آمریکای ارباب جهان پسا جنگ سردی، این فرشته حافظ شبه دولت اسرائیل، در حال و روز نزاری به سر می برد و هنوز چند هفته ای بیشتر از آن نمی گذرد که خود به دست خود ناچار از زدن پوزه بند به سگ هار دیگرش در اوکراین شد.
نه، دیگر هیچ چیز نمی تواند این شبه دولت تصنعی نژادپرست را از زوال نجات دهد. نابودی اسرائیل نزدیک است و این خود از نشانههای فروپاشی نظم سیاه سرمایه داری است که با تاریخ سرتاسر چرک و کثافت و خون کولونیالیسم شروع شد و در "نظم جهانی لیبرال" به اوج تکامل تاریخی اش فرا روئید تا از آن اوج بلند یکباره سرنگون گردد. نظمی که نژادپرستی و خوی تجاوزگری اجزای جدایی ناپذیر آن را تشکیل میدهند و جرثومه اسرائیل شاخص ترین تجسم تمام پلشتی های این نظم مسلط در جهان امروز است.
زنده باد فلسطین
زنده باد خاورمیانه سوسیالیستی
زنده باد کمونیسم
تدارک کمونیستی
21 اردیبهشت 1400
11 مه 2021