User account menu

  • ورود
خانه
تدارک کمونیستی

Main navigation

  • خانه

کرکوک در آستانۀ انفجار

مسیر راهنما

  • خانه
  • کرکوک در آستانۀ انفجار

پرتال تحولات جهان اسلام در یادداشتی به قلم هادی معصومی زارعی وضعیت میدانی در کرکوک، سیاست دولت عراق، ترکیب نیروها و گرایشات درون حشد الشعبی و همچنین تغییرات حاصله در روابط بین سنی ها و شیعیان عراق در نتیجۀ برگزاری رفراندوم عراق را مورد بررسی قرار داده است. گزارشی است مهم و در خور بررسی. نخست خود گزارش را بخوانیم:

"۳ نکته مهم که در مورد عملیات نظامی و یا سیاسی پیش رو در قبال کرکوک عراق باید بدانید بهمراه توضیحات تکمیلی در خصوص تعامل گروه های عراق با این مسئله

تحول مورد نظر در فرابغداد که شب گذشته مورد اشاره قرار گرفت، طرح نظامی نیروهای عراقی برای تصرف منابع نفتی، فرودگاه شهر و بخش طوز خورماتو در کرکوک است.

لااقل برای شروع.

با این حال نیمه های دیشب ظاهرا فشارهای ایالات متحده به دولت مرکزی عراق این طرح را به تعویق انداخته است. تا روزهای آتی چه شود.

اجمالا سه نکته و چهار پی نوشت:

۱_ مساله همه پرسی و کرکوک بار دیگر روح عروبیت را در عراق عربی تازه کرده است. شاید اولین بار باشد که در دوره پسااشغال شیعیان و اهل سنت در چنین سطحی، موضع همدلی گسترده ای دارند. البته بیشتر منظورم توده اهل سنت است. نخبگان این قوم در عراق کمافی السابق در حال و هوای خودشان هستند.

این مساله را شاید بتوان نقطه عزیمتی برای همگرایی شیعی_سنی در عراق در سطح توده ها لحاظ کرد. هدیه بزرگی بود از کاک مسعود برای عرب های متخاصم بلاد رافدین! اگر به درستی بهره ببرند. این، می تواند شیفت منازعات دینی به خصومت های قومیتی و نژادی را در پی داشته باشد.

۲_ طرح عملیات همان روزهای عملیات حویجه تدوین و توسط العبادی ابلاغ شد. روز پس از همه پرسی و در نشستی مشترک با فرماندهان عالیرتبه عراقی. جزییات برنامه همان شب توسط دوستان عراقی در اختیارم قرار گرفته بود. اساسا پس از آزادسازی حویجه هم تقریبا کسی اجازه مرخصی نداشت. همه منتظر پلان B بودند. نیز حجم نیرویی که آن روزها وارد حویجه شد، به خوبی نشان می داد که مساله فراتر از حویجه است.

۳_ خط اصلی رسانه ای کردی_سنی در داخل عراق و عربی در سطح منطقه ای مجددا سیاست ایران هراسی و حشدالشعبی_هراسی را پیش گرفته است. تلاش می شود حشد و ایران را عامل فشار بر العبادی برای حمله به اقلیم معرفی کنند. این ها چرا خسته نمی شوند از این تحلیل های خطی؟!

این در حالی است که جریان های قدرتمند حشد علیرغم همراهی محکمشان با طرح نظامی دولت مرکزی تا همین الان می کوشند از طریق برخی گروه های موثر در جهان سیاست کردستان همچون اتحادیه میهنی و جنبش تغییر مانع از نبردی خونین در کرکوک شوند. مذاکراتشان هم که در جریان است. بخشی از نتایجش هم روز گذشته روی زمین متجلی شد. و بخشی دیگر احتمالا خلال روزهای آینده و در هر دو حوزه سیاسی و امنیتی.

مساله کردستان برای عرب های عراق بسیار حیثیتی است. عبادی نیز مستثنی نیست. اگر نوری مالکی برای سقوط موصل و انبار و صلاح الدین شتم شد، بی تردید این سرنوشت در انتظار عبادی هم خواهد بود؛ اگر گامی برای حفظ آبروی دولت مرکزی در قبال سیاست های بارزانی برندارد. سلما او حربا!

در این موضوع نیاز عبادی به گوشمالی اقلیم بسیار بیشتر از حشد است. انتخابات پارلمانی پیش روست. العبادی هم بی تردید نیازمند آن است که چهره ای قوی از خود نشان دهد. در واقع شاید بتوان تحولات پیش را از جنبه ای، بازی تنازع بقای #آبرو_مندانه بارزانی_العبادی عنوان کرد.

و گر نه حشد بیشتر از کرکوک به مرزهای عراق و سوریه نظر دارد. هر چند که طبیعتا در هر طرحی برای کرکوک نیز با قدرت وارد خواهد شد.

پ.ن۱: امشب مهلت ۴۸ ساعته دولت مرکزی به اقلیم به پایان می رسد.

اینجا تقریبا همه نیروهای عرب عراقی (اعم از شیعه و سنی) که دیده ام از مقابله نظامی با پیشمرگه استقبال می کنند. و این برایم تعجب آور است. به نظرم بارزانی بیش از اندازه روی خستگی عرب های عراق از جنگ های چندده ساله حساب باز کرده بود.

پ.ن ۲: بارها تلاش کرده ام تصور خطای ایرانی بودن حشد را اصلاح کنم. به ویژه که خط اصلی رسانه ای هم به دنبال القای همین نگرش است.

پیچدگی حشد فراتر از تصور ابتدایی است. حشد الشعبی ترکیبی از گروه های متعدد ومتکثر است که هر یک به جهت یا جریان فکری و سیاسی خاصی مرتبط هستند.

می توانم ادعا کنم که هیچ یک از این طرف ها به تنهایی قادر به اعمال خواسته و دیدگاه خود در قبال حشد نیست. نه حیدرالعبادی، نه مرجعیت، نه ایران و نه…

در فرصتی مستقل چکیده ای در این باره تقدیم خواهم کرد.

پ.ن۳: خط رسانه ای نخ نمای شیعی بودن دولت عراق نیز مجددا برجسته شده است. و این یعنی ترویج این ایده که مشکل میان کردها و شیعیان است و اهل سنت نقشی در آن ندارند.

پ.ن۴: صدای گشت زنی جنگنده های ائتلاف امریکا اینجا در #تازه و #بشیر مستمرا به گوش می رسد. چندین برابر سورتی های پرواز علیه داعش. در سطح نسبتا پایینی هم پرواز دارند. و این یعنی رصد هرگونه تحرکی! و احیانا هشدار به طرف عراقی در ساعات پایانی آتش بس.

#بشیر

ساعت بیست و سه و بیست و دو دقیقه شنبه بیست و دوم مهرماه"

نخست این که گزارش مزبور حاوی ارزیابی های واقع بینانه ای از اوضاع است. این واقع بینی البته منحصر به گزارش حاضر نیست. بسیاری از گزارشات مندرج در نشریات جمهوری اسلامی از چنین خصوصیتی برخوردارند. آنها می دانند که در میدان جنگ با تحلیلهای مبتنی بر آرزوها و تمایلات نمی توان به پیش رفت. این واقع بینی در تجزیه و تحلیل شرایط میدانی برای هر جریانی که قصد پیشروی در شرایط پیچیده خاورمیانه را دارد یک شرط حیاتی است. برای کمونیستها این شرط حتی از اهمیت بیشتری نیز برخوردار است.

دوم گزارش تأئیدی است بر صحت ارزیابی ما در بیانیه "دشنه ای بر سینۀ مجروح خاورمیانه" از نتایج رفراندوم کردستان عراق. ما در آنجا تأکید داشتیم که برگزاری رفراندومی که زیر چتر و با حمایت بی شائبۀ اشغالگران اسرائیلی برگزار شود به تقویت ارتجاع اسلامی منجر خواهد شد و آنان را در موضعی حق به جانب قرار خواهد داد. تمام تحولات دورۀ پس از رفراندوم نیز مؤید همین است. با این حال گزارش به مؤلفه های مهم دیگری نیز اشاره می کند که در بیانیه ما جائی نداشتند. گزارش اشاره می کند که رفراندوم کردستان به نزدیکی بین شیعیان و سنی های عراق منجر شده است. امری که بیشتر تقویت ناسیونالیسم عراقی است تا یک جریان اسلامی ویژه. علاوه بر این گزارش به نکته ای اشاره می کند که هر چند در بیانیه ما نیز مستتر بود، اما در گزارش به شکل شفافتری بیان می شود: "شیفت منازعات دینی به خصومت های قومیتی و نژادی". این شیفت حقیقتا در حال وقوع است و خاورمیانه را وارد سطح جدید و دور جدیدی از منازعات خونین خواهد نمود. برای سیاست کمونیستی البته این اوضاع را دشوارتر می کند. اما در عین حال می تواند به عنوان اهرمی در ترویج و تقویت مواضع و مبانی سیاست کمونیستی مبنی بر فائق آمدن بر همه و هر گونه خصومت دینی، قومی و نژادی در راستای مبارزه برای یک خاورمیانۀ متحد سوسیالیستی به کار گرفته شود. خاورمیانه بدون چنین چشم اندازی و بدون سیاستهای عملی متناسب با آن که ما نیز در بیانیه مزبور گوشه هائی از آن را طرح کرده ایم، به دریائی از خون بدل خواهد شد. تکرار خستگی ناپذیر این حقیقت اکنون یک وظیفۀ مبرم هر کمونیستی در خاورمیانه است. به ویژه در کردستان.

سوم گزارش اشارات ارزنده ای به ترکیب حشد الشعبی دارد و . با این درک به مقابله بر میخیزد که حشد جریانی وابسته به جمهوری اسلامی ایران است. این نکته ای بسیار حائز اهمیت است. ایلیا مغایر، ژوزنالیست عرب، نیز در تحلیلی مفصل به نام "شیعیان در عراق: دوستان، دشمان یا جاسوسان ایران؟" که در سه قسمت (قسمت اول، قسمت دوم، قسمت سوم) در روزنامۀ الرأی منتشر نموده است تصویر متفاوت و پیچیده تری از حشد الشعبی به دست می دهد که نه فقط در برگیرندۀ شیعیان طرفدار جمهوری اسلامی است، بلکه همچنین شیعیان طرفدار مرجعیت عراق (سیستانی)، سنی ها و حتی یزیدی ها را نیز در بر میگیرد که در نتیجۀ سیاستها توسعه طلبانۀ کردایتی به حشد الشعبی پیوسته اند. وقوف بر این امر برای کمونیستها به ویژه از آن رو حائز اهمیت است که در راستای پروژۀ سکولاریزاسیون کمونیسم و تبدیل کردن آن به ابزاری در خدمت توسعه طلبی امپریالیستی، تبلیغات بر علیه حشد الشعبی به مثابه تبلور "اسلام سیاسی" نقشی کلیدی ایفا می کند. با چنین تبیلغاتی است که محورهای مبارزه طبقاتی جابجا شده و به نام مبارزه با "اسلام سیاسی" به زیر ستارۀ شش پر پرچم "یهودیت سیاسی" خزیده می شود.

چهارم بر مبنای ارزیابی گزارش وقوع جنگ در کرکوک احتمالی تقریبا اجتناب ناپذیر است. این یک ارزیابی درست است و شواهد دیگر، از جمله خبر بسیج و تمرکز دهها هزار پیشمرگه در منطقۀ کرکوک و افزایش تنشها بین "نیروهای دمکراتیک سوریه" و ارتش این کشور در منطقۀ دیرالزور سوریه و همکاری های آشکار آمریکا با داعش در این منطقه نیز بر همین احتمال دلالت دارند. این واقعیتی تلخ است که چشم انداز کمونیستی در این جدال حضور ندارد و قادر به ممانعت از وقوع چنین فجایعی نخواهد بود. همۀ آنچه به نام کمونیسم و سوسیالیسم در کردستان عمل می کرد، اکنون خود به عاملی در جهت وقوع این فاجعه بدل شده است. بدون طرد همۀ مزدوران و خودفروختگانی که اکنون به کاسه های داغتر از آش کردایتی تبدیل شده اند و در ادبیات خویش بر طبل تسلیح توده ای و جنگ با "اسلام سیاسی" و "حشدالشعبی" می کوبند، صحبتی از تقویت و پیشبرد سیاست کمونیستی نمی تواند در میان باشد. همۀ کمونیستهائی که با این ماجراجوئی های جنگ افروزانه مخالفند – و اطمینان دارم که تعداد آنان چه در ایران و چه در عراق و ترکیه و بخشهای مختلف کردستان کم نیست – مجاز نیستند سکوت کنند. این صداها باید به گوش برسند، بیان شوند و به سیاستهای عملی تبدیل گردند. در چنین حالتی است که می توان از تبدیل آن به نیروئی تأثیرگذار سخن گفت. رفقای کمونیست، سکوت نکنید! فریاد بزنید! آنچه در حال وقوع است به زندگی همۀ ما و فرزندانمان مربوط است.

زنده باد خاورمیانۀ متحد سوسیالیستی

23 مهر 96

15 اکتبر 2017

  • Log in or register to post comments