User account menu

  • ورود
خانه
تدارک کمونیستی

Main navigation

  • خانه

یه حمله کوچولو: اقتدار برباد رفته امپراتور

مسیر راهنما

  • خانه
  • یه حمله کوچولو: اقتدار برباد رفته امپراتور

وقایع این روزهای جهان را به خاطر بسپارید. شما شاهد اتفاقاتی هستید که تنها در لحظات معینی از تاریخ واقع می‌شوند و گذار از دورانی به دورانی دیگر را به نمایش می گذارند. وقایع این روزهای جهان از این نوعند. از نوع فرار تظاهراتهای دوشنبه ها در لایپزیگ آلمان شرقی و فرار دسته‌جمعی شهروندان این کشور به سفارتحانه های کشورهای «برادر» و هجوم گله ای آنان به برلین غربی برای خرید موز و شکلات و سرانجام جشن و پایکوبی شان بر خرابه‌های دیوار برلین در سال 1989. همانطور که آن وقایع پایان قرنی پر از بیم و امید و آغاز «پایان تاریخ» را اعلام می کردند، وقایع این روزهای جهانی هم پایان آن «پایان تاریخ» و ورود به آینده‌ای را اعلام می‌کنند که شکل دادن به آن خود موضوع جدالهای آتی خواهد بود.

دمیتری اورلوف، فعال رسانه ای روسی، درباره آنچه روسیه در روز 17 دسامبر سال 2021 برای جهانیان رونمائی کرد، آن دو پیش نویس قرار دادی که روسیه در اختیار آمریکا و ناتو گذاشت، ارزیابی ای را ارائه کرده است که باید پذیرفت. او، برخلاف اکثریتی بزرگ از ناظران و کنشگران، معتقد است که روسیه در آن روز به غرب اولتیماتوم نداد. اولتیماتوم برای وادار کردن کسی به چیزی داده می‌شود و همواره یک «در غیر این صورت» را نیز در خود دارد. اقدام روسیه اما به این منظور نبود. روسیه قصد وادار کردن آمریکا و ناتو به پذیرش مفاد مطروحه در آن دو پیش نویس را نداشت. مفادی که ناتو و آمریکا نمی توانستند بپذیرند. و این برای روسیه نیز از پیش روشن بود. انتشار علنی آن دو متن پیشنهادی نه به عنوان آغازی برای مذاکرات بی پایان، بلکه برای پایان دادن به نمایش مضحکه ای بود که به نام دیپلماسی در جریان بود؛ برای پایان دادن به وانمود کردن اینکه در سوی دیگر رابطه حقیقتاً یک طرف مذاکره جدی قرار دارد در حالی که مدتها بود که گفتگو با آن دیگر هیچ فایده‌ای نداشت و پایان دادن به این نمایش مذاکرات و دیپلماسی یعنی وارد شدن به میدان عمل و قرار دادن طرف مقابل در مقابل عمل‌های انجام شده. آن هم در مقابل چشم تمام جهانیان و نه پشت درهای بسته. والسلام. اولتیماتومی در کار نیست. طرف مقابل باید این رو قورت دهد. همین. و این طرف مقابل آمریکا است و ناتو؛ جبهه متحد غرب است و ممالک دمکراتیک؛ جبهه سروران تاکنونی جهان. انتشار علنی آن دو متن اعلام رسمی پایان این سروری و آغاز اقدمات عملی برقرار تنظیمات نوین جهانی بود. این همان دیوار برلین بود که فرو می ریخت، اما برای طرف مقابل.

حکمت انتشار علنی آن دو متن در همین بود. در اعلام اینکه دوران تحمل شامورتی بازی و شارلاتانیسم «جامعه جهانی» غربی به پایان رسیده است. این را باید تمام جهانیان می شنیدند. باید می شنیدند تا باور می‌کردند که دوران تازه‌ای آغاز شده است. در غیر اینصورت، در صورتی که این ناگفته می ماند، کشورک کوتوله ای به نام «بریتانیای کبیر» همچنان به خود اجازه می‌داد که ادای قدرتی جهانی را درآورده و موی دماغ نظم در حال تکوین آینده شود. همچنان که وایکینگهای سوئدی تازه به وجد می‌آمدند که سوار قطار فرسوده ناتو شوند تا بلکه در تعرض آتی به روسیه پهناور لااقل بخشی از رؤیاهای دیرینه خود برای تصرف اراضی روسیه را تحقق بخشند.

در کلان رسانه‌های غربی معرکه ای است تماشائی. پوتین، پوتین، پوتین. همه جا پوتین، این شیطان بزرگ، این پدرخوانده مافیای روس، این تجاوزگر به ملتهای ضعیف و بیگناه، این دیکتاتور قسی‌القلب و در عین حال این ترسو و بزدلی که از ترس ناوالنی شیردل را به سیاهچال انداخته است. حالا هم با 100 هزار سرباز پشت مرز اوکراین در انتظار فرا رسیدن هوای مناسب است تا بتواند به محض آغاز فصل یخبندان و سفت شدن زمین تانکهای خود را روانه کی یف کند. اما کورخوانده است. بازی را بدون طرف مقابل طراحی کرده است. بریتانیای کبیر با سرعت تمام بیش از هزار راکت رودوشی ضد تانک روانه اوکراین کرد تا تجاوز آتی روسیه در همان لب مرز در نطفه خفه شود. قطعاً این پیام قدرتی به کرملین بود تا پیش از دست زدن به هر اقدام احمقانه‌ای به سرنوشت فضاحت بار ماجراجوئی نظامی خود نیز فکر کند و بداند که انگلستان نه تنها تجاوز روسیه را تحمل نخواهد کرد، بلکه تا آخرین قطره خون اوکرائینی ها با آن مبارزه خواهد کرد.

در حاشیه: آن ضد تانکهای رودوشی البته کاریکاتوری بیشتر نیستند. همچنین مینی راکتهای ژاولین آمریکائی برای مقابله با تانکها. فقط یک احمق می‌تواند تصور کند که اولاً روسیه با تنها 100 هزار نفر برای اشغال اوکراین حمله خواهد کرد. برای اشغال عراق خلع سلاح شده و به مراتب تضعیف شده نیز بیش از 180 هزار نفر نیرو به داخل عراق اعزام شد و با احتساب نیروی لجیستیک پشتیبان در کشورهای همسایه در جمع شاید تا حدود 500 هزار نیرو به کار گرفته شد. اوکراین امروز به شکرانه کشورهای دوست ناتو تا دندان مسلح شده است و برای تصرف آن قطعاً نیروئی به مراتب بزرگ‌تر لازم است. هیاهوی حمله قریب الوقوع پوتین به اوکراین فقط برای مسلط کردن فضای جنگی بر جوامع خودی و عرصه سیاست بین‌المللی و به عقب واداشتن روسیه در یک جنگ روانی است. و البته روسیه هم دستشان را خوانده است و مدتهاست که در برابر چنین فشارهای مصون شده است. اما گذشته از این، از نقطه نظر تاکتیک نظامی نیز تصور مؤثر بودن آن مینی راکتها فقط از یک احمق بر می آید. حتی اگر روسیه قصد تصرف اوکراین را هم داشته باشد، تانکهای روسی تنها زمانی به حرکت در خواهند آمد که قدرت آتش توپخانه و موشکی راه را برایشان هموار کرده باشد. یعنی زمانی که ارتش اوکراین تار و مار شده باشد. امری که به اذعان کارشناسان غربی بین 45 دقیقه تا حداکثر دو روز طول خواهد کشید. حماقت از مشخصه های دوران زوال قدرتها است. اصل مطلب را ادامه دهیم.

صرفنظر از اهمیت نظامی مینی راکتهای رودوشی انگلیس، پیام قدرت البته ارسال شد و در کرملین هم دریافت شد. فقط یک ایراد جزئی در پیام بود. عکسی هم همراه آن بود که به نظر لکه ناجوری می آمد:

Image removed.

نیروی هوائی ملکه در روزهای 17 و 18 ژانویه برای رساندن راکتها جمعا 5 پرواز انجام داده بود. اما مسیر پرواز هواپیماها کمی عجیب به نظر میرسید. آن‌ها به جای انتخاب مسیر مستقیم، مسیری طولانی‌تر و از فضای هوائی دانمارک را انتخاب کرده بودند. چه اتفاقی افتاده بود؟ خیلی ساده: دولت آلمان اجازه استفاده از فضای هوائی خود برای ارسال اسلحه به اوکراین را نداد. “جامعه ارزش محور» غرب که قرار بود در دفاع از ارزشهای حقوق بشر و دمکراسی و آنتی توتالیتاریسم متحدانه در برابر پوتین ظاهر شود، اکنون دو ساز مختلف می نوازد. صد البته که در دیدارهای پی در پی سیاستمداران این «جامعه جهانی» تأکید بر عزم مقابله دوش به دوش با روسیه متجاوز تکرار می‌شود تا دوستان اوکرائینی بدانند که غرب طلائی آنان را تنها نخواهد گذاشت. اما بالاخره باید به فکر سرمای زمستان هم بود و برای آن روزهای یخی آن گاز لعنتی روسیه خیلی لازم است. و این درست است که آمریکا دومین شریک تجاری اروپای واحد است، اما یک تجارت 5 میلیاردی در طول یک ماه با روسیه برای آلمان هم چیز بدی نیست. به ویژه اینکه به طور مداوم در حال رشد هم هست. آلمان البته با اوکراین همدردی می‌کند و در کنار سربازان ملکه می ایستد. اما تا اطلاع ثانوی از اجازه پرواز به هواپیماهای انگلیسی خودداری می کند.

روشن است که آلمان و فرانسه مهمند، اما این آمریکاست که حرف آخر را در این ائتلاف بزرگ دول دمکراتیک می‌زند و آمریکای قدرتمند نیز تردیدی در این باقی نگذاشته است که با قاطعیت تمام به مقابله با روسیه و دفاع از اوکراین خواهد پرداخت. بخصوص سخنرانی تاریخی جوزف بایدن، چهل و ششمین رئیس جمهور آمریکا (این عدد را به خاطر داشته باشید. در ژاپن سال جلوس امپراتور مبدأ تاریخ است. شاید در آمریکا سال جلوس بایدن هم مبدأ تاریخ شود!)، و اعلام وسیعترین، فلج کننده ترین و کوبنده ترین تحریمها جائی برای تردید باقی نگذاشت که عزم آمریکا برای دفاع از اوکراین جزم است. مشکل فقط این بود که آن دلقکی که امروز رئیس جمهور اوکراین است ناچار شد روز بعد توئیتی بزند و اندوه فراوان خود را از این حامیان بی‌دریغ خویش به اطلاع برساند. دوران خندیدن و خنداندن برای او مدتهاست به پایان رسیده است. حالا او خود را ناچار می‌دید در پاسخ به جوزف بایدن بنویسد: „ما میخواهیم به قدرتهای بزرگ یادآوری کنیم که نه حمله کوچکی در کار است و نه ملتی کوچک. همچنان که تلفات کوچک و اندوه کوچکی نیز در از دست دادن عزیزان نمی‌تواند در میان باشد. این را من به عنوان رئیس جمهور یک قدرت بزرگ می گویم». عجب، رئیس قدرت بزرگ اوکراین!! (از قرار استعداد خندان دیگران را هنوز کاملاً از دست نداده است) به قدرتهای بزرگ دیگر یادآوری می‌کند که حمله کوچکی در کار نیست. دارد پاسخ رئیس بزرگترین قدرت حامی خویش را می دهد. پاسخ معمار کودتای لیبرال-فاشیستی 2014، جوزف بایدن. او بود که روز قبل در سخنرانی اش ضمن اعلام عزم قاطع دول دمکراتیک و در رأس آنان آمریکا برای مقابله با روسیه، در ضمن این را نیز گفته بود که البته اگر روسیه «یه حمله کوچولو minor incursion” به اوکراین بکند ماجرا تفاوت خواهد کرد و او باید با متحدین خودش مشورت کند که چه پاسخی لازم است. باید حتی برای آن دلقک هم روشن باشد که رئیس یک جمهوری بزرگ، آن هم بزرگترین جمهوری تاریخ، جمهوری ملت استثنائی، نمی‌تواند بدون در نظر گرفتن همه جوانب عمل کند.

این را سفیر پیشین آمریکا، مایکل مک فاول، سفیر سابق آمریکا در روسیه نیز می داند: “یک حمله همه جانبه که سربازان روسیه وارد کی یف شوند نیاز به واکنشی متفاوت خواهد داشت از یک تهاجم بسیار محدودتر…”. زمان برای حدس و گمان رسیده است. ژورنالیستها، مفسرین، «کارشناسان»، اتاق فکرها و خلاصه جمیع علمای اعلام حال می‌توانند رساله ها بنویسند و سخنرانی‌ها کنند که اولاً «حمله کوچک» چیست و کجا تمام می‌شود؟ و ثانیاً منظور رئیس جمهور از بیان این عبارات چه بود؟ دارد به روسها کلک می‌زند تا آن‌ها با خیال راحت به اوکراین حمله کنند و بعد آمریکا بتواند با متحدین خود پدرشان را در بیاورد؟ آنطور که در ماجرای اشغال کویت توسط عراق کرده بودند؟ یا اینکه از خیر اوکراین گذشته اند؟ یا حتی اینکه جو بایدن خواب آلود هنگام بیان این کلمات حواسش نبود؟

اوضاع کمی ناجور است. آن از آلمان و اجازه پرواز هواپیماهای انگلیسی و این هم از رئیس جمهور آمریکا. اما گویا وقتی بخواهد بد بیاید همه جانبه می آید. حالا سوئد و فنلاند هم اعلام کرده‌اند که با وجود عشق بی پایانی که به عضویت در ناتو دارند و این همه سال بیصبرانه در انتظار آن بودند، حالا برای اینکه روسها را عصبانی نکنند فعلاً از این عضویت صرفنظر می‌کنند و آن را به عقب می اندازند. می خندید؟ باشد، اشکالی ندارد. کمی خنده بد نیست. دوستان ناتو را هم عصبانی می کند.

گل بود، به سبزه نیز آراسته شد. فرانسه هم اعلام کرده است که باید همکاری بهتری با روسیه باشد و یک دیالوگ «باز» لازم است. البته که ناتو مهم است اما اروپائی ها باید دیالوگ خودشان را داشته باشند. ماکرون حتی اعلام کرد که مناسبات با روسیه باید بر اساس اصولی باشند که سی سال پیش «نه بر علیه روسیه، بلکه به همراهی آنان» به کار بسته شدند. سؤالی هست؟ هنوز در اقتدار ناتو تردید دارید؟ زلنسکی با حمایت این متحدین ثابت قدم پوزه پوتین را به خاک خواهد مالید. حالا پوتین برود و ماست خودش را بخورد.

حق با اورلوف بود. متنهای منتشر شده در روز 17 دسامبر 2021 از سوی روسیه اولتیماتوم به غرب نبود. اعلام علنی آن بود که روسیه دیگر وقعی به غربی‌ها نخواهد گذاشت و کار خودش را خواهد کرد. ورق برگشته است. حالا آن‌ها هر کاری که مایلند بکنند.

این روزها را فراموش نکنید. خوب به خاطر بسپارید. لازم خواهد شد که در آینده برای کودکان خود بازگو کنید.

3 بهمن 1400

23 ژانویه 2022

  • Log in or register to post comments