"چین نیازمند آن است که تعداد کلاهک های اتمی خود را در مدتی نسبتا کوتاه به 1000 کلاهک افزایش دهد. همچنین نیازمند به آن است که حداقل 100 موشک استراتژیک دونگ فنگ-41 در اختیار داشته باشد. ما ملت صلحدوستی هستیم و متعهد شده ایم که هیچگاه اولین کسانی نباشیم که از سلاح اتمی استفاده می کنیم. اما ما به یک زرادخانه اتمی بزرگتر برای افسار زدن بر رؤیاها و تحرکات استراتژیک آمریکا بر علیه چین نیاز داریم. شاید لازم باشد که ما در آینده نزدیک با مصافهای قاطعانه تری مواجه شویم که نیازمند به حمایتهای موشکهای دونگ فنگ و جولانگ هستند.
ساده لوح نباشید. تصور نکنید که کلاهک های اتمی بی فایده اند. در واقع آنها هر روزه به عنوان عامل مهاری برای شکل دادن به رفتار نخبگان ایالات متحده بر علیه چین به کار گرفته می شوند. برخی از کارشناسان چینی می گویند که ما نیازی به سلاحهای اتمی بیشتر نداریم. من فکر میکنم که آنها مثل کودکانی ساده لوحند.
بعضی ها ممکن است مرا به این دلیل که می خواهم کشورمان کلاهک اتمی بیشتری داشته باشد، یک "جنگ طلب" بنامند. به جای این کار، آنها باید این برچسب را بر آن سیاستمداران آمریکائی اطلاق کنند که آشکارا با چین خصومت ورزی می کنند. من همواره امیدوارم که چین و آمریکا با همدیگر راه بیایند اما یک همزیستی مسالمت آمیز بین این دو ملت چیزی نیست که آن را بتوان گدائی کرد؛ امری است که با ابزارهای استراتژیک باید آن را شکل داد. این بوِیژه حالا صدق می کند که ما با یک آمریکای هر چه بیشتر غیر عقلانی روبرو هستیم که تنها به قدرت خود باور دارد. ما زمان چندان زیادی برای بحث دراین باره نداریم که به تعداد بیشتری کلاهک نیازمندیم. ما فقط باید به گامهای مان برای تحقق آن شتاب ببخشیم."
این کل متن یادداشت کوتاهی است که هو جین، سردبیر سایت چینی گلوبال تایمز در تاریخ 8 مه به نگارش درآورده است. یادداشتی کوتاه اما کوبنده که جائی برای تفسیر و حتی بحث باقی نمی گذارد. حرف هم کاملا روشن است. در برابر قلدری آمریکا باید با قلدری پاسخ داد. آشنا نیست؟ هست. طرف مقابل چطور؟ آشنا نیست؟ چرا هست. اظهارات رفسنجانی، سردار خلع قدرت شده سازندگی و امام جمعه تعلیق شده تهران مدت کوتاهی پیش از غرق شدن در استخر، فشرده پلاتفرم طرف مقابل مباحثه بود: دنیای امروز دنیای گفتگو است نه دنیای موشک. و دور روز بیشتر نگذشته بود که با نهیب رهبر روبرو شد تا بلافاصله بعد از آن در جمعی از حواریون خود اعلام کند که اصلا خود او کلید صنایع موشکی ایران را زده بود.
از این نقطه نظر هیچ چیز جدیدی در یادداشت هو جین نیست. در چین هم همان جدالی در جریان است که در روسیه و در ایران نیز. و البته این نیز در هر سه کشور مشترک است که ترانس آتلانتیست ها روز به روز در موقعیت نامساعدتری قرار می گیرند، دچار شکاف می شوند و از میان صفوفشان تعداد هر چه بیشتری به طرف مقابل می پیوندند. در ایران طیف رفسنجانی چی، در چین وراث دنگ شیائو پینگ و در روسیه یلتسینی های حول مدودوف که پست نخست وزیری خود را هم از دست داده است.
اما یادداشت فوق حاوی نکته دیگری هم هست که تغییری در اوضاع را نشان می دهد و آن زبان یادداشت است. هشداری است صریح و جنگجویانه، نه جنگ طلبانه. زبان به کار رفته در آن دیگر زبان دیپلماتیک ویژه چینی های خویشتندار نیست. زبان زمختی است که تاکنون در رسانه های محور مقاومتی ایران، در کیهان و رجا نیوز و فارس نیوز می شد سراغ گرفت. اکنون این زبان در چین نیز رایج می شود و این نشانه ای است از به پایان رسیدن دوره استراتژیک معینی که در آن پیشروی گام به گام و بی سر و صدا در مقابل بلوک مقابل تعقیب می شد. پیشروی پیگیرانه و مستمری در بازارهای جهانی و در نهادهای بین المللی بدون آن که غول بی مغز آمریکا تحریک شود. استراتژی ای کاملا متمایز از استراتژی جمهوری اسلامی که بر تقابل پر سر و صدا و تهدید آشکار متقابل آمریکا و متحدان آن استوار بود و هست. در روسیه نیز مدتهاست که زبان دیپلماتیک تغییر کرده است و حتی در سخنرانی ها و بیانیه های رسمی نیز نشانه های زبان جنگی را آشکارا می توان دید. اکنون چین نیز به عنوان آخرین کشور از میان سه کشور ایران، روسیه و چین به این استراتژی روی می آورد. این هنوز به معنای وارد شدن به فاز عملی تحریک حساب شده و کنترل شده طرف مقابل نیست، آنچنان که ایران آن را تعقیب می کند. برای ورود به این فاز هنوز خیلی اتفاقات باید بیفتند. وزن چین و روسیه هم از نظر نظامی و هم اقتصادی و سیاسی به مراتب بیش از ایران است و ورود به چنین فازی حاوی مخاطراتی به مراتب سنگین تر. چین و روسیه هنوز قادرند با این درجه معین از تشدید تخاصم به اهداف بیشتری دست یابند. اما اگر مؤلفه های تعیین سیاست در واشنگتن و بروکسل تغییری اساسی پیدا نکنند، این نیز منطقا باید به حد نهائی خود نزدیک شود و آنها نیز درست مثل ایران به نقطه ای خواهند رسید که این درجه از تشدید تقابل کلامی دیگر پاسخگو نخواهد بود و فاز بعدی مجادله در سطحی بالاتر باید دنبال شود.
مسأله فقط زمان وقوع این تحول است و نه اصل آن. کرونا ویروس تا همینجا به تشدید این تنش منجر شده است. با هر روز قرنطینه در نیویورک و هر قطعنامه جدید چین ستیزانه سناتورهای آمریکائی، این زمان کوتاهتر و کوتاهتر می شود.
جهان آبستن تحولاتی خونین است.
25 اردیبهشت 99
14 مه 2020