این دیگر چیز غریبی نیست که با هر بار ظهور بحران بورس بازها، صاحبان صنایع و سیاست ورزان و نظریه پردازان بورژوازی یک بار دیگر برای فهم وقایع به گنجینه مارکس رجوع کنند. با تمام نفرتی که از او دارند. اما بورژواها باز هم در تاریخشان بگردند. گفته های نظریه پردازانشان را مرور کنند. اگر حتی توانستند یک نمونه از مشابه آن چیزی را بیابند که به طور مثال فریدریش انگلس، دیگر اندیشمند بزرگ جنبش کارگری درباره آینده سرمایه داری در اروپا و آمریکا پس از عروج چین اظهار داشته است:
"جنگ در چین تیر خلاصی بود بر چین کهنه. انزوا دیگر غیر ممکن شده است. ورود راه آهن، ماشینهای بخار، الکتریسیته و صنعت بزرگ حتی فقط به دلیل دفاع نظامی ضروری شده است... رقابت چین اما نزد شما و ما امور را به سرعت به اوج میرساند. آنطور که [این تغییرات] انبوهند، تصرف چین توسط سرمایه داری همزمان تکانه سقوط سرمایه داری در اروپا و آمریکا را هم وارد می کند..."
فریدریش انگلس در نامه به آلبرت زورگه، 10 نوامبر 1894
سرعت وقایع البته کمتر از آن چیزی بود که انگلس تصور می کرد. اما تصویر شفاف و روشنی که او ارائه می دهد خیره کننده است. این دقیقا آن چیزی است که در مقابل چشمان ما در جریان است. به این چشم انداز فقط باید این پرسش را نیز افزود: آیا سقوط سرمایه داری در اروپا و آمریکا به معنای سقوط سرمایه داری به طور کلی نخواهد بود؟
همه فشارها به جای خود، وقوف به روندهای پایه ای تحولات اجتماعی حقیقتا لذتی است که بیش از همه نصیب کمونیستها می شود.
28 خرداد 99
17 ژوئن 2020