پنجاهمین سالگرد قتل چه گوارا شاهد آکسیونهای متعددی در بزرگداشت زندگی او در کشورهای مختلف بود. بورژوازی لیبرال آنتی کمونیست نیز سهم خود را در این روز به جا آورد. از جمله نیویورک تایمز ارتجاعی چنین نوشت: " بعد از نظارت بر ایجاد جوخه های اعدام پس از انقلاب کمونیستی که به تأمین امنیت کوبا یاری رساند و پس از انجام وظیفه در بانک مرکزی گوارا در سال 1965 ناگهان ناپدید شد. وی از سوی کاسترو برای سازماندهی انقلاب در خارج اعزام شده بود".
این که انقلاب کوبا در مقام مقایسه با تحولات مشابه از انقلاباتی با کمترین خونریزی ها بود، این که همان اعدامهای انجام شده نیز برای دفاع از موجودبت دولت انقلابی در مقابل مزدوران سیا و پس مانده های باتیستا صورت می گرفت، نزد نیویورک تایمزی ها نقشی ایفا نمی کند. ژست ضد اعدام قلم به دستان مزدور نیویورک تایمز که سالهای سال همه و هر گونه قساوتی را توجیه کرده اند که برای تأمین دمکراسی در گوشه های مختلف جهان صورت گرفته اند، مسخره تر از آن است که بتوان آن را جدی گرفت. از جوخه های مرگ کلمبیا و السالوادور تا کنتراهای نیکاراگوئه و تمام آمریکای لاتین. اما چرا راه دور؟ در سوریه نیز جلادان ارتش آزاد و القاعده و داعش تا جائی که امکان داشت به عنوان "مبارزان"، "اپوزیسیون" و "انقلابیون" سوریه معرفی شدند.
حتی این نیز برای آنان مهم نیست که همان چه گوارا پس از اسارت بدون هر گونه محاکمه ای به دست سربازان دمکراسی اعدام شد. احمقها فکر می کنند با قدرت پروپاگاند قادرند افکار مردم را برای همیشه فریب دهند. اما خودشان عکسی را در همان مقاله به چاپ رسانده اند که سند بی اعتباری پروپاگاند ضد کمونیستی آنان است. تندیس باشکوه چه گوارا، آن قاتل شروری که در "لا هیگوئرا"ی بولیوی به دست سربازان دمکراسی بدون محاکمه اعدام شد در همان دهکده نشان می دهد که فقط این قلم به دستان نیستند که بین "اعدام" و "اعدام" تفاوت قائلند. تودۀ مردم زحمتکش نیز به همان اندازه از قدرت تشخیص برخوردارند که فرق بین "اعدام" و "اعدام" را تشخیص دهند. نیویورک تایمز هنگام صحبت از قتل مزدوران سرمایه نام "جوخه های اعدام" را به میان می کشد نه هنگام به قتل رسیدن انقلابیون و تودۀ زحمتکشانی که بر سر راه منافع "دمکراسی" قرار گرفته اند. این یکی ها جزء عوارض جانبی و اجتناب ناپذیر مبارزه برای دمکراسی اند. برای تودۀ زحمتکشان، ماجرا برعکس است. اینجا کسی که در مبارزه انقلابی مزدوران سرمایه را به قتل میرساند انقلابی است. این هم جزء عوارض جانبی و اجتناب ناپذیر انقلاب است که مشتی دشمن توده ها به قتل می رسند. امثال نیویورک تایمز جنایتکاران جنگی امثال مادلن آلبرایت و هنری کیسینجر را پاس می دارند، تودۀ زحمتکشان هم امثال چه گوارا و فیدل کاسترو را. ماجرا به همین سادگی است.
22 مهر 96
14 اکتبر 2017
تندیس چه گوارا در دهکده محل قتل وی در بولیوی، تصویر مقالۀ نیویورک تایمز