User account menu

  • ورود
خانه
تدارک کمونیستی

Main navigation

  • خانه

روژآوا برای دفاع از منبیج به ارتش سوریه متوسل شد

مسیر راهنما

  • خانه
  • روژآوا برای دفاع از منبیج به ارتش سوریه متوسل شد

طبق گزارشات منابع مختلف (بی بی سی و المصدر) شورای نظامی منبیج از ارتش سوریه درخواست کرد که کنترل مناطقی در غرب این شهر را به دست بگیرد. این تازه ترین تحولی است که در مجموعۀ متلون و متغیر ائتلافات گذرای میدان خونین جنگ سوریه نام روژآوا را یک بار دیگر به میان می کشد. چند روز پیش از این این نیروهای آمریکائی بودند که تصاویر آنها در شبکه های اجتماعی پخش شد تا در مقابل تهدید روزافزون اردوغان سیگنالهای بازدارندۀ لازم را به ترکیه ارسال کنند. پیش از آن نیز اخباری مبنی بر تحویل محمولۀ جدید وسایل و ادوات جنگی از سوی آمریکا به منطقۀ خودگردان روژآوا قرار بود همین نقش را ایفا کند. ژنرالهای آمریکائی نیز چند روز قبل بر ضرورت تحویل سلاحهای سنگین به کردها پافشاری کرده بودند. ژنرال جوزف واتل فرمانده سنتکام از روژآوا بازدید نموده و به گفته منابع پرو کردی ضرورت تحویل سلاح سنگین را با لزوم دفاع از منبیج در برابر حملۀ ترکیه به میان کشید.

با این حال تنها چند روز پس از این اخبار، گزارشات جدید حاکی از آنند که دست بر قضا ارتش سوریه، یعنی ارتش همان رژیمی که روژآوا وقت و بی وقت مبارزۀ پیگیر بر علیه آن را در زمرۀ افتخارات خویش به حساب می آورد تا بهتر بتواند از مراکز قدرت دمکراسی دلربائی کند، اکنون قرار است نقش حائل بین منبیج و نیروهای ترکیه را ایفا کنند. اکنون گویا باز هم ورق برگشته است. مغازلۀ کابینۀ ترامپ با دولت اردوغان پیرامون ایجاد منطقۀ امن در سوریه نمی تواند تنها دلیل این امر باشد. ترامپ چه بسا این بار هم باز به طاق زد تا بهتر بتواند با روسیه معامله کند. ایجاد منطقۀ امن می تواند سقف معاملۀ ترامپ بوده باشد و نه سیاست واقعی اش. اما سیاست خارجی آمریکا را هنوز ترامپ به تنهائی تعیین نمی کند. سفر محرمانۀ مک کین به کوبانی، سفری که از طریق و با موافقت ترکیه انجام گرفت، حکایت از توافقات پشت پرده ای داشت که تنها افراد "مورد اطمینانی" مثل مک کین می توانستند کردها را به پذیرش آنها راضی کنند. مضمون این توافقات چه بود آن زمان معلوم نشد. اما منابع آمریکائی در روزهای اخیر روایتهای دیگری از قضایا را منتشر نمودند. بر طبق آنچه نیویورک تایمز نوشت ظاهرا موضوع تحویل سلاح سنگین به کردها نه برای دفاع از منبیج، بلکه برای تحریک آنها برای حرکت به سمت و تصرف رقه بود. به احتمال زیاد واگذاری کنترل منبیج به ترکها روی دیگر این توافقات را تشکیل می داد. اما این تمام قضیه نیست. بر اساس اظهارات نیویورک تایمز قضیه این است که پس از تصرف رقه "طرح این است که رزمندگان محلی عرب امنیست رقه را پس از آزادی آن توسط کردها و عربها برعهده بگیرند". به عبارت صاف و ساده آمریکا کردها را فقط گوشت دم توپی میخواست که قرار بود روانۀ جهنم رقه شوند و بعد از آن نیز غنیمت به دست آمده را به عربها واگذار کنند. روشن است که چنین سناریوئی بیش از همه به مذاق ترکیه خوشایند بود که دیر یا زود با امرای جدید رقه و با کنترل منبیج بالاخره به خلافت سنی نشین داخل سوریه و البته در حاشیه به چاههای نفتی آن هم دست می یافت.

پیشروی ارتش سوریه در شرق حلب و قطع ارتباط بین مناطق تحت کنترل مزدوران ترکیه و داعش از یک سو افزایش توان رزمی این ارتش را به نمایش گذاشت و از سوی دیگر افزایش سرعت فروپاشی داعش و النصره و شرکا را. برای روژآوا یک راه بیشتر نماند و نمی ماند: همکاری مستقیم با ارتش سوریه که اکنون دیگر حتی از حد همکاری فراتر رفته و به واگذاری مناطق تحت تصرف خود به این ارتش می انجامد. این همان روژآوائی است که چند ماه قبل آتش بس دوفاکتوی خویش با ارتش سوریه را با حمله به واحدهای آنان در حسکه آشکارا نقض کرده بود تا بتواند به جزء جدائی ناپذیر استراتژی جنگی آمریکا تبدیل شود. اکنون قدرت واقعیات میدانی آنارشیستهای لیبرتارین روستائی را به سیاستی رسانده است که آنها از سالها پیش می توانستند اتخاذ کنند. سیاستی که اگر اتخاذ می شد چه بسا بسیاری از فجایع حمام خون سوریه اصولا واقع نمی شد، بسیاری از کینه ها و کدورتهای قومی و ملی خفه می شد و چشم اندازهای نوینی از اصلاحات اجتماعی گشوده می شد. آینده نشان خواهد داد که آیا این بار آنها به سیاستی مسئولانه رو خواهند آورد یا با وسوسۀ بعدی واشنگتن باز هم رستگاری خودگردانی خویش را در وصلت با کیبوتصها جستجو خواهند کرد.

12 اسفند 95

 

2 مارس 2017

  • Log in or register to post comments